1. خانه >
  2. حوزه‌های سیاستی >
  3. سیاست اجتماعی و فرهنگی >
  4. فرهنگ >
  5. سیاست هنری
نویسنده
حوزه سیاستی
موضوع
استان

  • بحران ذائقه تماشاگر و دولت مهندس-  معمار

    بحران ذائقه تماشاگر و دولت مهندس- معمار

    مهرداد کاظمیان

    20 اردیبهشت 1394 ساعت 16:44

    آلفرد هیچکاک معتقد است، «اگر پرده سفید نقاشی و نیز رنگ‌ها و قلم‌موهای لازم برای این حرفه، میلیون‌ها دلار تمام می‌شد آن وقت می‌دیدید که آزادی هنری به کجا می‌کشید» (اسحاق‌پور، 1389: 90). به خاطر همین است که میان شعر، موسیقی، نقاشی و ادبیات متعالی با توده مردم و اصحاب قدرت فاصله افتاده است اما به دلیل ضرورت تامین و بازگشت سرمایه، فیلم‌سازان نمی‌توانند برای همیشه قید مشتریانشان را بزنند و نسبت به سیاست‌های فرهنگی دولت‌ها بی‌تفاوت باشند. اکثر فیلم‌سازان بیشتر دوره‌کاری خود را به فیلم‌سازی در گونه‌های موفق از نظر تجاری و بدون ریسک از نظر حساسیت‌های دولتی می‌پردازند. در واقع، همین دلایل سوزان هیوارد (1388: 202) را به این نتیجه رسانده‌است که «صنعت فیلم به جای دادن امکان رشد به ایده‌های نو همچنان به حمایت از ایده‌های موفق پیشین ادامه خواهد داد. فیلم‌سازانی که به دنبال ایده‌های نوآورانه هستند، به زودی خواهند دید که از سوی استودیوها کنار نهاده شده‌اند، رویدادی که اورسن ولز، فرانسیس فورد کوپولا و مارتین اسکورسیزی چندین بار در طی دوران فیلم‌سازی خود تجربه کرده‌اند». فیلم‌سازی در کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و فیلم‌ساز موفق ناگزیر از توجه به ذائقه مخاطب و سلیقه دولت می‌باشد. در این شرایط، مروری بر فیلم‌های پرفروش در سال‌های اخیر نشان می‌دهد، موفقیت در گیشه معمولاً برای آثاری رقم خورده که از دید متخصصان و منتقدان فاقد ارزش‌های هنری بوده است. بدین ترتیب، با توجه به ضرورت نگاه به ذائقه تماشاگر و حساسیت دولت، بیم آن می‌رود که آنچه در نهایت در سینمای ایرانی تفوق یابد، نوعی سینمای سرگرم‌کننده و فاقد ارزش‌های هنری باشد. نوشتار حاضر در پی بررسی دلایل نزول ذائقه تماشاگر سینمای ایران، ارزش هنری تولیدات سینمایی و همچنین نقش سیاست‌های هنری دولت در این امر می‌باشد.