1. خانه >
  2. حوزه‌های سیاستی >
  3. سیاست داخلی >
  4. تنوع فرهنگی - هویتی و انسجام ملی
نویسنده
حوزه سیاستی
موضوع
استان

  • اصل ۱۵ قانون اساسی؛ ظرایف، بایدها و نبایدها

    اصل ۱۵ قانون اساسی؛ ظرایف، بایدها و نبایدها

    موسسه مطالعات ملی

    13 شهریور 1393 ساعت 08:43

    اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به موضوع زبان و خط رسمی مملکت مربوط می‌شود. این اصل مقرر می‌دارد: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است». قانون اساسی ایران پیش از انقلاب اسلامی که در عصر مشروطه تنظیم‌شده بود در خصوص زبان ساکت بود. به نظر می‌رسد رسمیت زبان فارسی برای تدوین‌کنندگان قانون اساسی مشروطه به‌قدری بدیهی بود که نیازی به ذکر و تأکید بر آن ندیده بودند.
    البته تعیین زبان رسمی در قوانین اساسی کشورها امری پذیرفته است و اکثر قوانین اساسی جدید زبان یا زبان‌های رسمی کشورها را تعیین کرده‌اند. به‌عنوان‌مثال، قانون اساسی فرانسه در ماده ۲ مقرر می‌دارد «زبان رسمی این جمهوری، فرانسوی است»؛ و ماده ۳ قانون اساسی ترکیه مقرر می‌دارد که ترکی زبان رسمی مردم ترکیه است. در خصوص اصل ۱۵ و روند اجرایی شدن آن تا به امروز اظهارات زیادی صورت گرفته است و به همین میزان پژوهش‌های دقیق حقوقی و سیاسی کمتری دیده می‌شود.
    به دلیل اهمیت این موضوع و جایگاه این اصل در هویت و همبستگی ملی، این نوشتار به نکات و ملاحظات ملی در رابطه با اصل ۱۵ قانون اساسی می‌پردازد.

  • تصورات قالبی و پیش‌داوری در بین گروه‌های هویتی - قومی در ایران

    تصورات قالبی و پیش‌داوری در بین گروه‌های هویتی - قومی در ایران

    علی اشرف نظری

    11 شهریور 1393 ساعت 16:49

    نقش ادراکات و تصورات متقابل گروه‌‏های مختلف از یکدیگر، یکی از عوامل تعیین‏‌کننده در تقویت یا تضعیف مبانی هویت جمعی است. در شرایط کنونی، تفکرات قالبی و پیش‌داوری‌ها در مناسبـات بین افراد، طوایـف، اقوام و گروه‌های ایرانی نقش بسیار مؤثری ایفا می‌کند و فهم دقیق ابعاد و زوایای این مسئله می‏تواند ما را در رفع بسیاری از سوء‏تفاهمات و تحکیم مبانی هویت ملی و رفع زمینه‌‏های بهره‌‏برداری نیروهای بیگانه بیش‌ازپیش یاری دهد. بهتر است از خود بپرسیم که پس از شنیدن این اسامی بلافاصله چه ذهنیت و تصوری به ذهن ما خطور می‏‌کند: آذری، کرد، لر، بلوچ، عرب، ترکمن، مشهدی، یزدی، اصفهانی، آبادانی، تهرانی، ... اگر بلافاصله تصوری منفی و کلی در رابطه با تمام افرادی که متعلق به این اقوام و شهرها هستند به ذهن برسد، متأسفانه نشان‌دهندة آن است که ما نیز قربانی کلیشه‌‏های برآمده از تصورات قالبی شده‌‏ایم.