1. خانه >
  2. حوزه‌های سیاستی >
  3. سیاست داخلی
نویسنده
حوزه سیاستی
موضوع
استان

  • توصیه‌های سیاستی برای پاسداشت حقوق شهروندی

    توصیه‌های سیاستی برای پاسداشت حقوق شهروندی

    علی اشرف نظری

    6 مهر 1393 ساعت 17:18

    شهروندی غالباً به معنای قدرت بخشی و توانمندسازی اعضای جامعه و برخورداری آن‌ها از حق رأی، تصدی مناصب سیاسی، بهره‌مندی از برابری در برابر قانون و استحقاق برخورداری از مزایا و خدمات مختلف حکومتی است. علاوه بر این، شهروند بودن مستلزم داشتن تعهداتی همانند پیروی از قانون، پرداخت مالیات و دفاع از کشور بوده است. درواقع،‌ شهروندی سازوکاری برای تخصیص حقوق و مطالبات اعضای جامعه است که در نگرش رایج بیشتر در ارتباط با مفهوم دولت معنا یافته است. بنابراین، در میانة دولت ـ شهر عصر کلاسیک و دولت ـ ملت مدرن، مفهوم شهروندی از طریق مفاهیمی که در درون نهادها و تأسیسات جدید پدید آمده‌اند، معنا یافته است و حقوق شهروندی مختص آن‌هایی دانسته شده که در یک جامعة سیاسی با ابعاد ملی زندگی می‌کنند.
    جهت دستیابی به ظرفیت‌های متعالی حقوق شهروندی در قانون اساسی جمهوری اسلامی و درک چنین امری به‌عنوان هدف عالی سیاست‌گذاری توجه به توصیه‌ها و راهکارهای ارائه شده در این متن می‌تواند مفید فایده باشد

  • حقوق شهروندی و تمهیدات سیاست‌گذارانه

    حقوق شهروندی و تمهیدات سیاست‌گذارانه

    علی اشرف نظری

    30 شهریور 1393 ساعت 23:09

    مفهوم «شهروندی» به‌عنوان مفهومی عمومی و رایج، ازآنجاکه به نحوی جدی مرتبط با مسائل اجتماعی و سیاسی موجود در جوامع مختلف است، موردبحث و مجادلاتی گسترده قرارگرفته است. این مفهوم به‌عنوان ایده‌ای ذاتاً «ارتباطی» ، ازآنجایی‌که تعامل، همکاری، وظایف و تعهدات متقابل میان افراد در زندگی اجتماعی را موردتوجه قرار می‌دهد، از جذابیت فوق‌العاده‌ای در میان پژوهشگران اجتماعی برخوردار می‌باشد. پژوهشگران اجتماعی با درک اهمیت مقوله‌هایی مانند هویت، شهروندی، حقوق و وظایف اعضای جامعه، همبستگی مدنی و تعامل اجتماعی هر یک درصدد برآمده‌اند تا در چارچوبی اغلب تحلیلی ـ تجویزی به ارائه دیدگاه‌هایی در این زمینه‌ها بپردازند. بی‌تردید آنچه که در این میان می‌تواند به‌عنوان مفهوم کانونی موردتوجه قرار گیرد، همانا مفهوم شهروندی است که در پرتو آن نظم و تعامل بین‌قاره‌ای و حقوق و وظایف اعضای جامعه معنا می‌یابد.
    شهروند و حقوق شهروندی، حقوق و مسئولیت‌هایی را یادآور می‌شود که در قانون پیش‌بینی و تدوین‌شده است. ازنظر حقوقی، جامعه نیازمند وجود مقرراتی است که روابط تجاری، اموال، مالکیت، شهرسازی، سیاسی و حتی مسائل خانوادگی را در نظر گرفته و سامان دهد. درواقع حقوق شهروندی آمیخته‌ای است از وظایف و مسئولیت‌های شهروندان در قبال یکدیگر، شهر و دولت یا قوای حاکم و مملکت و همچنین حقوق و امتیازاتی که وظیفه تأمین آن حقوق بر عهده مدیران شهری (شهرداری)، دولت یا به‌طورکلی قوای حاکم می‌باشد. به مجموعه این حقوق و مسئولیت‌ها، «حقوق شهروندی» اطلاق می‌شود. در معنایی کلی، شهروندی اشاره به زندگی روزمره، فعالیت‌های فردی و کسب‌وکار افراد اجتماع و همچنین فعالیت‌های اجتماعی ایشان دارد و به‌طورکلی مجموعه‌ای از رفتار و اعمال افراد است.

  • دستیاری ویژه اقوام ایرانی و اقلیت‌های دینی؛ چالش‌ها و فرصت‌ها

    دستیاری ویژه اقوام ایرانی و اقلیت‌های دینی؛ چالش‌ها و فرصت‌ها

    سالار سیف‌الدینی

    20 شهریور 1393 ساعت 12:48

    شکل‌گیری دستیاری امور اقوام ایرانی و اقلیت‌های دینی در کابینه یازدهم حسن روحانی یکی از تازه‌ترین ابتکارها در حوزه سیاست‌گذاری قومی کشور بوده است به نظر می‌رسد فعلاً در حال حاضر طی کردن دوره‌ای از سنجش و مطالعه در این حوزه سهل و ممتنع است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تنها از اقلیت‌های دینی نام می‌برد که حقوق و منزلت آن‌ها شناسایی‌شده و رسمیت یافته است. قانون‌گذار سه بار از عنوان «اقلیت» در قانون اساسی استفاده کرده است که هر سه بار دلالت بر اقلیت دینی دارد. قانون اساسی دو بار از اصطلاح «قوم» در متن استفاده کرده است که به اصول ۱۵ و ۱۹ بازمی‌گردد. این اصطلاح در زبان فارسی دست‌کم دارای دو کاربرد مشخص می‌تواند باشد. یک کاربرد به معنی شاخه‌های یک خانواده بزرگ و مجموعه‌ای از خویشاوندان است که جمع آن اصطلاح «اقوام» را شکل داده است و تداول دوم ترجمه‌ای برای واژه اتنیک به معنی نژادها و گروه‌های مشخص نژادی در جوامع غرب است که جمع آن «قومیت‌ها» می باشد. با عنایت به زمان تصویب قانون اساسی به نظر نمی‌رسد که قانون‌گذار ایران به معنای دوم که مفهومی متاخر و محصول دهه ۱۹۸۰ است گوشه چشمی داشته باشد. دراین‌بین، انتخاب عبارت و تداول صحیح‌تر برای دستیاری ویژه «اقوام ایرانی و اقلیت‌های دینی» شایستة توجه و تقدیر است؛ اما استفادة گاه‌به‌گاه و احتمالا مسامحه‌ای از عبارت «اقلیت‌های قومی» به‌جای مفهوم بومی «اقوام ایرانی» در ساحت سیاسی کشور به‌ویژه در عرصه سیاست‌گذاری تااندازه‌ای دور از اندیشه شکل‌گیری کشور و دولت ایران است.

  • اصل ۱۵ قانون اساسی؛ ظرایف، بایدها و نبایدها

    اصل ۱۵ قانون اساسی؛ ظرایف، بایدها و نبایدها

    موسسه مطالعات ملی

    13 شهریور 1393 ساعت 08:43

    اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به موضوع زبان و خط رسمی مملکت مربوط می‌شود. این اصل مقرر می‌دارد: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است». قانون اساسی ایران پیش از انقلاب اسلامی که در عصر مشروطه تنظیم‌شده بود در خصوص زبان ساکت بود. به نظر می‌رسد رسمیت زبان فارسی برای تدوین‌کنندگان قانون اساسی مشروطه به‌قدری بدیهی بود که نیازی به ذکر و تأکید بر آن ندیده بودند.
    البته تعیین زبان رسمی در قوانین اساسی کشورها امری پذیرفته است و اکثر قوانین اساسی جدید زبان یا زبان‌های رسمی کشورها را تعیین کرده‌اند. به‌عنوان‌مثال، قانون اساسی فرانسه در ماده ۲ مقرر می‌دارد «زبان رسمی این جمهوری، فرانسوی است»؛ و ماده ۳ قانون اساسی ترکیه مقرر می‌دارد که ترکی زبان رسمی مردم ترکیه است. در خصوص اصل ۱۵ و روند اجرایی شدن آن تا به امروز اظهارات زیادی صورت گرفته است و به همین میزان پژوهش‌های دقیق حقوقی و سیاسی کمتری دیده می‌شود.
    به دلیل اهمیت این موضوع و جایگاه این اصل در هویت و همبستگی ملی، این نوشتار به نکات و ملاحظات ملی در رابطه با اصل ۱۵ قانون اساسی می‌پردازد.

  • تصورات قالبی و پیش‌داوری در بین گروه‌های هویتی - قومی در ایران

    تصورات قالبی و پیش‌داوری در بین گروه‌های هویتی - قومی در ایران

    علی اشرف نظری

    11 شهریور 1393 ساعت 16:49

    نقش ادراکات و تصورات متقابل گروه‌‏های مختلف از یکدیگر، یکی از عوامل تعیین‏‌کننده در تقویت یا تضعیف مبانی هویت جمعی است. در شرایط کنونی، تفکرات قالبی و پیش‌داوری‌ها در مناسبـات بین افراد، طوایـف، اقوام و گروه‌های ایرانی نقش بسیار مؤثری ایفا می‌کند و فهم دقیق ابعاد و زوایای این مسئله می‏تواند ما را در رفع بسیاری از سوء‏تفاهمات و تحکیم مبانی هویت ملی و رفع زمینه‌‏های بهره‌‏برداری نیروهای بیگانه بیش‌ازپیش یاری دهد. بهتر است از خود بپرسیم که پس از شنیدن این اسامی بلافاصله چه ذهنیت و تصوری به ذهن ما خطور می‏‌کند: آذری، کرد، لر، بلوچ، عرب، ترکمن، مشهدی، یزدی، اصفهانی، آبادانی، تهرانی، ... اگر بلافاصله تصوری منفی و کلی در رابطه با تمام افرادی که متعلق به این اقوام و شهرها هستند به ذهن برسد، متأسفانه نشان‌دهندة آن است که ما نیز قربانی کلیشه‌‏های برآمده از تصورات قالبی شده‌‏ایم.