1. اتاق فکر استان‌ها

نوع مطلب: خبر

اصفهان 20 اردیبهشت 1395 ساعت 17:20

در اتاق فکر استان اصفهان مطرح شد:

از 609 دشت کشور 399 دشت تخریب شده است

از 609 دشت کشور 399 دشت تخریب شده است

اول اردیبهشت ماه سال جاری به همت اتاق فکر استان اصفهان مستند «مادرکشی»ساخته کمیل سوهانی در دانشگاه اصفهان به نمایش گذاشته شد و مورد نقد و بررسی قرار گرفت.<br/>

مقدمه

اتاق فکر استان اصفهان با همکاری انجمن علمی اقتصاد دانشگاه اصفهان اقدام به اکران مستند «مادر کشی» در اول اردیبهشت ماه 1395 در تالار آوینی دانشگاه اصفهان و برگزاری نشست تخصصی نقد و بررسی بحران آب در کشور با حضور کارگردان فیلم آقای کمیل سوهانی و اعضای کانون سلامت اتاق فکر استان اصفهان آقایان: مهدی بصیری، محسن رنانی، احمد خاتون آبادی و احمد جلالیان از اساتید و صاحبنظران حوزه آب، خاک و ... و همچنین کارشناسان سازمان ها و ادارات ذیربط با حوزه آب در استان و NGOهای زیست محیطی و دانشجویان کرد.

پس از نمایش مستند با حضور اکثریت افرادی که دغدغه مسائل آب و زیست محیطی در استان و کشور داشتند نشست تخصصی با مدیریت آقای رنانی و با حضور اساتید مدعو شروع شد که در این گزارش خلاصه ای از مهم ترین مباحث مطرح شده در نشست آورده شده است.

چکیده

در پژوهش مستند «مادرکشی» به علل و عواملی به عنوان ریشه های «بحران آب» اشاره شده است که با علل و عوامل نابسامانی های رفتارهای اجتماعی امروز ما یکی هستند. یعنی ریشه نابسامانی های محیط زیستی ما با نابسامانی ها و آشفتگی های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ما مشترک است. برخلاف گفتمان غالبی که «بحران آب» درکشور را ناشی از خشکسالی می بیند و یا مردم و کشاورزان را مقصر می دانند، مشکل عمده آب درکشور ناشی از حکمرانی غلط آب است؛ کما اینکه فرهنگ غلط مصرف هم در زیرمجموعه حکمرانی آب قرار می گیرد.

اما متاسفانه در این مستند به مسائل خاک توجه نشده است در حالیکه مسئله و فاجعه خاک جدی تر از آب است.

فرسایش خاک در کشور ما جزء کشورهای ردیف اول و دوم در دنیاست و 6 برابر متوسط جهانی و 3 برابر متوسط آسیا است.

طبق مطالعات انجام شده‌ 65 درصد اراضی حوضه های آبخیز کشور ما در مرحله بحرانی و فوق بحرانی هستند که این فرسایش خاک را بوجود آورده اند و برای سد ها هم تولید رسوب می کنند. سدی که دچار رسوب شده باشد را می شود سد دیگری جایگزین آن کرد، اما خاکی که از حوضه های آبخیز حرکت داده می شود؛ که برای هر سانتی متر آن 500-600 سال و گاها 1000 سال وقت صرف شده را دیگر به هیچ عنوان نمی توان بازگرداند. پیشنهاد می شود که به این مقوله های پایه و اساسی منابع طبیعی تجدید شونده، مراتع، جنگل ها و محیط زیست بپردازید و در حقیقت فیلمی بسازید که به فاجعه بحران خاک اشاره کند.

مبدا بخش زیادی از ریزگردهایی که در کشور مشاهده می شود از مراتع و زمین های کشاورزی رها شده داخل کشور است. تخریب منابع پایه کشور در اثر توسعه غلط و ناپایدار انجام شده که یکی از مصادیق آن سدسازی های بی رویه است. درکنار تکنولوژی باید علم باشد و اگر بدون علم از تکنولوژی استفاده شود آسیب زا خواهد بود. از طرف دیگر اطلاعات مسئولین و مردم در مورد بحران آب در کشور بسیار اندک است و رسانه ملی هم در این زمینه فعالیت علمی خاصی انجام نداده است.

تبخیر و آلودگی سبب نابودی آب می شود، فرو رفت آب در زمین هدر رفت آب نیست مسئله مهم تبخیر آب است که متاسفانه با - آبیاری بارانی در دشت های خشک، ساخت دریاچه های مصنوعی، کاشت چمن حتی در شهرها و روستاهایی که مشکل کمبود آب دارند، ایجاد فواره ها در سطح شهر - این مسئله تشدید شده است. تقریبا حدود 20 میلیارد متر مکعب آب از سطح دریاچه های سدهای ایران تبخیر می شود که اگر تنها با سد زاینده رود مقایسه شود که در حالت پرآبی حدود 1.5 میلیارد مترمکعب آب دارد متوجه می شویم که این عدد بسیار بزرگی است و این مسائل در کشور فاجعه هستند.

پیشنهادات

در کشور باید کانون ملی گفتمان آب تاسیس شود بحران آب یک بحران ملی است و اگر تعلل کنیم کشور با مشکلات جدی مواجه خواهد شد و از طرف دیگر اگر کانون گفتمان آب تشکیل شود ولی مباحث مطرح شده در آن جایی منتشر نشود باز هم تاثیری ندارد.

نگرش غالب باید از سد سازی به آبخیزداری و مدیریت منابع اراضی و آبخوان داری تغییر کند. مسئولین در قسمت سازمان جنگل ها و مراتع و مسئولین متولی منابع پایه بودجه کافی برای حفظ منابع ندارند. میلیارد ها تومان پول صرف ساخت سازه ها شده است در حالیکه در کشور ما نیازی به سد سازی نیست و باید بالادست ها حفظ شود. در این صورت نه تنها یک جریان پایه ایجاد و70 درصد تبخیر فعلی را وارد زمین می کنیم بلکه یک جریان پایه در رودخانه ایجاد وحتی سیل هم کنترل می شود. سیل در کشور ما همه ساله می آید درحالیکه در گذشته تناوب های طولانی مدت داشته است. بر اساس آمار در کشور ما در 50 ساله گذشته وقوع سیل 7 برابر شده است.

نظام سیاسی باید اول متوجه بحران بشود، این بحران را بپذیرد و به آن رسمیت بدهد. در کشور ما اکنون مشکل رکود (که باید بسیج عمومی بدهیم و مثل زمان جنگ همه برای خروج از رکود وارد شوند) و خشکسالی بزرگترین دشمن هستند. برای حل آنها باید نگاه سیستمی و چندسویه به مسئله داشته باشیم. نمایندگانی که در مجلس قانونگذاری و افرادی که در دولت برنامه ریزی و اجرا می­کنند اینها باید به یک درک سیستمی و در عین حال تعریف شده و جامعی در مورد این مسائل دست پیدا کنند.

بیان مسئله

کمیل سوهانی کارگردان مستند مادرکشی گفت فضای غالب جامعه روشنفکری در مورد خلق و خوی مردم ایران این است که مردم ایران مردمی ذاتا تنبل، نظم ناپذیر و تکرو هستند که کار جمعی بلد نیستند؛ شواهد این گفته ها هم تا حد زیادی در زندگی روزمره ما مشهود است. وقتی به فرهنگ ترافیک و رفتارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خودمان نگاه می کنیم، می‌بینیم که این صفات در شرایط فعلی تا حد زیادی برای ما مصداق پیدا می کند. در واقع امروز این نابسامانی‌ها در رفتارهای ما وجود دارد. اما این گزاره که ما در طول تاریخ دارای این ویژگی‌ها بوده‌ایم، جای سوال دارد.

سوال این است، مردمی که 7.7 برابر خط استوا قنات در زیر پای خود حفر کرده اند؛ (درحالی که گاهی اوقات حفر یک قنات چند کیلومتری 50 سال به طول می کشید) چطور می‌توانند ذاتا مردم تنبلی باشند؟ در مستند علف (gross) می بینیم 50 هزار نفر با نیم میلیون دام، سالی 2 مرتبه با کمترین تلفات از یک سمت زاگرس به سمت دیگر آن می رفتند و از رود خروشان کارون عبور می کردند. اگر مردمی کار جمعی بلد نباشند امکان پذیر نیست که چنین مسیری را با کمترین تلفات بروند.

در پژوهش مستند «مادرکشی» ما به علل و عواملی به عنوان ریشه های «بحران آب» رسیدیم که با علل و عوامل نابسامانی های رفتارهای اجتماعی امروز ما یکی هستند. یعنی ریشه نابسامانی های محیط زیستی ما با نابسامانی ها و آشفتگی های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ما مشترک است. برخلاف گفتمان غالبی که «بحران آب» درکشور را ناشی از خشکسالی می بیند، و یا مردم و کشاورزان را مقصر می دانند، ما در طول ساخت مستند «مادرکشی» به این نتیجه رسیدیم که مشکل عمده آب درکشور ناشی از حکمرانی غلط آب است؛ کما اینکه فرهنگ غلط مصرف هم در زیرمجموعه حکمرانی آب قرار می گیرد. ما باید به این مسئله بپردازیم و از خود سوال کنیم که آیا همین مقدار آبی که داریم را درست مدیریت می کنیم؟

مستند «مادرکشی» از این منظر به مسئله آب وارد شده است و برای من بسیار جالب بود که در سیر پژوهش متوجه شدم که «مسئله آب»، لحظه مواجه شدن ما با مسائل بسیار بزرگتری است؛ به این معنا که ما با «مسئله آب» می‌توانیم مختصات خودمان را در زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا پیدا بکنیم. به نظر می رسد آب به نوعی خود را فدا کرده است تا ما را متوجه مسائل مهمتری کند؛ آب خود را فدا کرده است تا ما متوجه شویم مسیرهای زیادی را داریم به اشتباه می رویم؛ اشتباهاتی که به اعتقاد من تاریخی هستند و حداقل به 100 سال گذشته تا اکنون برمی گردد و در این مستند رویکرد و زاویه دید ما به «مسئله آب» از این جهت بوده است.

پس از آن آقای جلالیان از صاحبنظران حوزه خاک در استان ضمن تشکر از آقای سوهانی که در این مستند به خوبی توانستند مدیریت بحران آب و فاجعه ای که در این مسئله رخ داده است را به تصویر بکشند و توانستند ارتباط خوبی با بیننده برقرار کنند، بیان داشتند در این مستند به مسائل خاک توجه نشده است در حالیکه مسئله و فاجعه خاک جدی تر از آب است و ما اگر آب داشته باشیم و خاک نداشته باشیم توسعه نخواهیم داشت. فرسایش خاک در کشور ما جزء کشورهای ردیف اول و دوم در دنیاست و 6 برابر متوسط جهانی و 3 برابر متوسط آسیاست. همانطور که آقای سوهانی اشاره کردند؛ ما خشکسالی اقلیمی داریم؛ اما بیشتر ازآن خشکسالی هیدرولوژیکی داریم. اگر در حوضه های آبخیز برای احداث بی رویه سد و ذخیره کردن آب جنگل ها و مراتع را تخریب نمی کردند و فرسایش خاک نداشتیم، نزولات آسمانی به لایه های زیرین خاک نفوذ می کردند و درطول سال وارد رودخانه ها می شدند و دیگر نیاز به سدسازی و تبعات ناشی ازآن نبود. درحال حاضر عمده اکوسیستم های ما درحوضه های آب خیز اکوسیستم های ناپایداری هستند؛ به محض بارش باران با سیل مواجه هستیم و بعد از آن درگیر خشکسالی، نمونه این مشکل را در استان های مختلف کشور می توانیم مشاهده کنیم. در بارندگی هفته قبل 16 استان کشور درگیر شدند یک هفته قبل خوزستان در شهرهای آبادان و اهواز شاهد گرد و غبار بودیم و هفته بعداز آن شاهد سیل ویرانگر بودیم. ایشان با اشاره به آقای سوهانی فرمودند بنابراین به پایه بپردازید یعنی حوضه های آبخیز ما، منابع پایه ما تخریب پیدا کرده است و روز به روز هم از بین می روند.

طبق مطالعات انجام شده 65 درصد اراضی حوضه های آبخیز کشور ما در مرحله بحرانی و فوق بحرانی هستند که این فرسایش خاک را بوجود آورده اند و برای سد ها هم تولید رسوب می کنند. سدی که دچار رسوب شده باشد را می شود سد دیگری جایگزین آن کرد، اما

خاکی که از حوضه های آبخیز حرکت داده می شود؛ برای هر سانتی متر آن 500-600 سال و گاها 1000 سال وقت صرف شده که دیگر به هیچ عنوان نمی توان آن را بازگرداند.

آقای مهدی بصیری مسئول کمیته آب اتاق بازرگانی اصفهان، در ادامه و تایید صحبت های جلالیان بیان داشتند، طبیعتا منابع پایه مهم ترین ثروت و دارایی یک ملت هستند و خاک زراعی بالاترین ثروتی است که کشورها می توانند داشته باشند. پس از اتمام منابع معدنی به غیر از آب و خاک ثروتی برای کشور نمی ماند ولی متاسفانه ما هر دوی اینها را تخریب کرده ایم. وقوع سیل و کاهش بارندگی ناشی از تخریب جنگل ها و پوشش گیاهی است. طبق تئوری های علمی در مناطقی که تخریب 20 کیلومتر در 20 کیلومتر پوشش گیاهی اتفاق بیفتد؛ کاهش بارندگی ناشی ازآن هم اتفاق می افتد.

مبدا بخش زیادی از ریزگردهایی که در کشور مشاهده می­کنیم از مراتع و زمین های کشاورزی رها شده داخل کشور است. تخریب منابع پایه کشور در اثر توسعه غلط و ناپایدار انجام شده است، ما با پول نفت توسعه تخریب زا انجام داده ایم که یکی از مصادیق آن سدسازی های بی رویه است که درمورد آن بحث شد. قطعا اگر پول نفت نبود این تخریب ها به این شدت اتفاق نمی افتاد. درکنار تکنولوژی باید علم باشد و اگر بدون علم از تکنولوژی استفاده کنیم آسیب خواهیم رساند.

مسئله دیگر نیز عدم حکمرانی و مدیریت صحیح و آینده نگری است. اکثر تصمیماتی که در نهادهایی مانند مجلس اتخاذ می شود سیاسی و غیر کارشناسانه است.

محسن رنانی

این تخریب هایی که رخ داده ناشی از توسعه نیست بلکه ناشی از پیشرفت است: کشور ما از نظر شاخص های توسعه نسبت به 30-40 سال پیش تغییر محسوسی نکرده است اما از نظر رشد و پیشرفت که معیار آن رشد اقتصاد و تولید ملی و افزایش جاده ها و سد ها و... است، رشد داشته ایم. درواقع این تخریب ها ناشی از پیشرفت بدون توسعه است.

آقای خاتون آبادی از اساتید دانشگاه صنعتی اصفهان نیز در ادامه با اشاره به تعداد سدهای ساخته شده در کشور بیان کردند که تا

قبل از انقلاب 14 سد ساخته شده و دولت های نهم و دهم 88 سد ساخته اند و تصویب کرده اند که این رقم باید به 560 عدد برسد.

حال سوال این است که دولت نهم و دهم و یا تفکری که مدرنیته را زیر سوال می برد، چطور است که یکی از مصادیق مدرنیته را که سدسازی است و به عبارتی نگرش غول پیکر سازی را به آن متوسل شده است؟

همانطور که بارها گفته ام در کشور ما باید کانون ملی گفتمان آب تاسیس شود و این مستند هم فتح بابی برای این مسئله ایجاد کرده است. بحران آب یک بحران ملی است و اگر تعلل کنیم کشور با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. یک جنگ بزرگ علیه فلات مرکزی ایران ازجمله اصفهان که بنده 2 سال پیش گفتم که پشت پرده این مسئله عربستان است و هنوز هم به این مسئله معتقدم. دشمنان این مرز و بوم آب را بهانه کرده اند برای تخریب سرمایه اجتماعی و شکاف های قومیتی در کشور.

رنانی خطاب به آقای سوهانی فرمودند شما به غرب کشور کردستان و کرمانشاه به خصوص سد داریان نپرداختید. در کردستان کوتاه‌ترین رودخانه دنیا را که آبی پاک و تمیز دارد را با احداث این سد به زیر آب بردند و حتی هزینه هایی که برای احداث این سد کرده اند و زمین های کشاورزی که بعدا در این منطقه زیر کشت می روند 5 برابر یک هکتار زمین کشاورزی آباد در اصفهان هزینه می شود. سوال این است که چرا در این فیلم به مسائل آب در غرب کشور نپرداختید؟

سوهانی

باید این نکته را اضافه کنم که اعتقاد ما این است که، مشکل آب فقط ناشی از سدسازی نیست بلکه دلایل اصلی آن عوامل عمیق تری هستند که سدسازی هم خود ناشی از همین عوامل است. علل و عواملی مثل غلبه نگاه فن سالارانه، نگاه غلط به توسعه، استفاده نادرست از پول نفت، غفلت از دانش بومی و ... . اتفاقات و عوامل تاریخی که بیش از 100 سال قدمت داشته و باعث شده سیستمی برپا شود که همه جا نفوذ دارد، از رسانه گرفته تا دستگاه های نظامی و قضایی. این سیستم به این راحتی ها تن به اصلاحات نمی دهد و قطعا در مقابل تغییر مقاومت می کند و ما در عرض یک شب نمی توانیم این سیستم را تغییر بدهیم.

هدف ساخت این فیلم به وجود آوردن گفتمان اجتماعی در مورد «مسئله آب» بود؛ ما آگاهانه فیلم را به سمتی بردیم که عاطفه ها تحریک شود و معتقدیم این تحریک عاطفه و هیجان منجر به آگاهی عمومی می شود. با تحریک سازه های عاطفی و هیجانی مخاطب، شما می توانید مباحث آموزشی و معرفتی و عقلانی خود را به بهترین وجه ممکن منتقل کنید.

هدف فیلم این بود که یک آگاهی دربین عموم مردم بوجود آورده و این آگاهی منجر به یک گفتگوی اجتماعی شود. این گفتگوی اجتماعی انشالله منجر به مطالبه گری خواهد شد و مطالبه گری هم باید به یک «گزارش ملی آب» ختم شود.

گزارش ملی آب به ما خواهد گفت که روندهای گذشته ما چه بود که به اینجا رسیدیم و ما با توجه به روندهایی که تا به امروز داشته ایم، وضعیت آینده مان به چه صورت خواهد بود؟ در پس و پشت آن روندها، رویکردهایی را مشاهده خواهیم کرد که نیازمند تغییرند. با آن گزارش مشخص می شود که سهم هریک از عوامل از قبیل خشکسالی و تغییرات اقلیمی و عوامل مهندسی و عوامل سیاسی و ... در به وجود آمدن وضع موجود چقدر بوده است. این گزارش نقطه شروع ما برای تصمیم گیری برای آینده خواهد بود.

معتقدیم یکی از دلایل اصلی عدم شکل گیری این گفتمان تا به حال «عدم آگاهی» بوده است و وقتی این آگاهی به وجود بیاید، منجر به گفت و گو و مطالبه گری و درنتیجه «گزارش ملی آب» خواهد شد.

به نظر بنده رفتن به سراغ مقصر کاری از پیش نمی برد و درواقع چیزی که باید تغییر کند رویکردها هستند. تغییر رویکردها هم نیاز به سطح بالایی از آگاهی دارد که این اتفاق نمی افتد مگر توسط نخبگان. این نخبگان در هر جامعه هستند که باید وظیفه دیده بانی خود را در مقاطع حساس تاریخی به انجام رسانند. ایشان باید واسطه مردم و حاکمان بوده و در مواقع لزوم با رهبری افکار به جامعه و سیاسیون راه درست را نشان بدهند. نخبگان و دانشگاهیان و روشنفکران هم در قدم اول باید از فضای بهت زدگی که بیش از صدسال است دچار آن شده اند و تمام دانش و توان شان در ترجمه و تقلید خلاصه شده است دست بردارند.

در آخر مدیریت نشست (محسن رنانی) از اعضای نشست سوال تخصصی کردند که اگر امروز نسخه ای بخواهیم به نظام سیاسی و نظام تدبیر‌ بدهیم برای اینکه روند کنونی نابودی منابع آب متوقف شود چه باید بگوییم؟ چکیده پاسخ اعضای پانل در زیر می آید:

بصیری

به اعتقاد بنده اطلاعات اندک مردم و مسئولین از مسائل آب عمده ترین مشکل است که اگر این مسئله رفع شود به راهکارها می رسیم. مسئولین اطلاعات کمی و عددی دقیقی در مورد آب ندارند و به رابطه علت و معلولی هم توجه ندارند و فقط مسائلی که در رسانه ملی گفته می شود می دانند و مردم هم همان ها را تکرار می کنند. در سیستم آبیاری قدیمی در کشاورزی هدر رفت آب نداشتیم و باقیمانده آب صرف تغذیه سفره های آب زیرزمینی می شد و یا مشکل انتقال آب بوده و هدر رفت آب در مسیر انتقال که آن هم به آب های زیرزمینی می پیوست. در حالیکه اکنون با استفاده از سیستم آبیاری بارانی نه تنها کاهش برداشت از منابع آب را نداشتند بلکه بیشتر آب هم تبخیر می شود و سفره های آب زیرزمینی هم نه تنها تغذیه نمی شد بلکه کم کم چاه های آب خشک می شود. همین اتفاقی که اکنون در نزدیکی شهر دامنه افتاده است و سبب نشست زمین در این منطقه شده و حدود 300 خانه را شکسته که دیگر قابل سکونت نیست.

در کل اطلاعات بسیار کم است و رسانه ملی هم در این زمینه فعالیت علمی خاصی انجام نداده است. اگر کانون گفتمان آب تشکیل شود ولی مباحث مطرح شده در آن جایی منتشر نشود باز هم تاثیری ندارد. تبخیر و آلودگی سبب نابودی آب می شود ولی به آن توجه نمی شود، فرو رفت آب در زمین هدر رفت آب نیست مسئله مهم تبخیرآب است که متاسفانه با - آبیاری بارانی در دشت های خشک، ساخت دریاچه های مصنوعی، کاشت چمن حتی در شهرها و روستاهایی که مشکل کمبود آب دارند، ایجاد فواره ها در سطح شهر - تشدید شده است. اگر فرهنگ صحیح استفاده از آب در منازل و در سطح شهر ها و توسط مسئولین نهادینه شود به راهکارها می رسیم. راهکارهای ارائه شده تاکنون همیشه تک بعدی بوده است نظیر همین مسئله سد سازی که برای مواجهه با بحران آب مطرح می کنند در حالیکه با سد هم نمی توان مشکل را حل کرد.

تقریبا حدود 20 میلیارد متر مکعب آب از سطح دریاچه های سدهای ایران تبخیر می شود که اگر تنها با سد زاینده رود مقایسه کنیم که در حالت پرآبی حدود 1.5 میلیارد مترمکعب آب دارد متوجه می شویم که این عدد بسیار بزرگی است و اینها در کشور فاجعه هستند یعنی در واقع آب را داریم تبخیر می کنیم در حالیکه ما قبلا مخازن زیرزمینی داشتیم. قطعا اگر سد نبود تالاب ها نمی خشکید، منابع آب های زیرزمینی حوضه های رودخانه ها تمام نمی شد، سطح بزرگی از زمین های کشاورزی و جنگل ها به خاطر احداث سد ها زیر آب نمی رفت و حتی این همه هزینه برای احداث سد ها نظیر احداث جاده، بتون و.. صرف نمی شد و در آخر آبی که پشت سدها ذخیره می شود به دلیل راکد بودن و آلودگی های بیولوژیکی که پیدا می­کند برای شرب خیلی مناسب نیست. در کشور آمریکا برای مصرف آب شرب منطقه ای که احتمال می دهند با مشکل کمبود آب در تابستان مواجه باشد مخزنی با حجم کم ایجاد می کنند که آب هم مرتبا در آن جریان داشته باشد. حال اگر ما نیز از همین شیوه استفاده می کردیم و این سدها نبودند در اینصورت کارخانه های بزرگ آهن و وفولاد در مرکز خشکی ایران مثل اصفهان نمی توانستند مستقر شوند.

در چهارمحال و بختیاری هم به دنبال تولید فولاد هستند. در دولت نهم و دهم حدود 420 میلیون تن مجوز فولاد داده بودند ما اکنون 16 میلیون تن تولید می کنیم که بیش از مصرف داخلی است و صادر هم نشده است و حالا که تعدیل کرده اند آن عدد را به 55 میلیون تن رسانده اند به خاطر اینکه نیروهایی در پشت پرده این امر است که با قدرت می توانند سیاست ها را تغییر دهند. به هر حال این مشکلات را ما داریم به خاطر اینکه آن گفتمان و اطلاع رسانی وجود ندارد.

جلالیان

نگرش غالب باید از سد سازی به آبخیزداری و مدیریت منابع اراضی و آبخوان داری تغییر کند. مسئولین در قسمت سازمان جنگل ها و مراتع و مسئولین متولی منابع پایه بودجه کافی برای حفظ منابع ندارند. میلیارد ها تومان پول صرف ساخت سازه ها شده است در حالیکه در کشور ما نیازی به سد سازی نیست و باید بالادست ها حفظ شود. در این صورت نه تنها یک جریان پایه ایجاد و70 درصد تبخیر فعلی را وارد زمین می کنیم بلکه یک جریان پایه در رودخانه ایجاد وحتی سیل هم کنترل می شود. سیل در کشور ما همه ساله می آید درحالیکه در گذشته تناوب های طولانی مدت داشته است. بر اساس آمار در کشور ما در 50 ساله گذشته وقوع سیل 7 برابر شده است.

خاتون آبادی

نگاه سیستمی و چندسویه به مسئله باید داشته باشیم. اول: نمایندگانی که در مجلس قانونگذاری می کنند و افرادی که در دولت قانونگذاری و اجرا می کنند اینها باید به یک درک سیستمی و در عین حال تعریف شده و جامعی در مورد مفاهیم مدرنیته و مفاهیمی که در تضاد است با بخشی از سیاست گذاری هایی که در ایران می شود، دست پیدا کنند. باید کانون گفتمانی تشکیل شود و متخصصان حاضر شوند تا همه به یک معرفتی در زمینه آب برسند.

نگاه سازه ای و فن سالارانه نگاهی است که ایران را تخریب کرده است که ریشه در یک بحث شناختی دارد و باید در مسیری قرار گیرد که فارغ از جناح بندی های سیاسی همه به فکر حفظ کشور باشند. اکنون در قسمت های مختلف کشور که در این مستند هم به آنها اشاره نشده است مسئله فرونشست زمین یا وسعت کشت در مناطق کم آب و یا انتقال آب هست که سبب بروز بحران های جدی شده است که بعضا غیر قابل جبران است.

از 609 دشت در کشورحدود 399 دشت تخریب شده است کانال زیرسطحی نابود شده و متاسفانه دیگر قابل جبران نیست.

محسن رنانی

گام اول ما این باشد که نظام سیاسی اول متوجه بحران بشود، این بحران را بپذیرد، به آن رسمیت بدهد و اعلام رسمی کند و ضرورت گفتگوی فراگیر ملی در این مورد اعلام شود. در کشور ما اکنون مشکل رکود (که باید بسیج عمومی بدهیم و مثل زمان جنگ همه برای خروج از رکود وارد شوند) و خشکسالی بزرگترین دشمنان جامعه هستند. متاسفانه نظام سیاسی ما هنوز عزم و تصمیمی در این مورد ندارد و در سطوح عالی نظام هنوز در این مورد که سیل خشکسالی ما را می برد، هنوز جمع بندی وجود ندارد و به این نکته توجه نمی شود که فرصت زیادی نداریم. به گمان من ما حداقل بین 5 تا 10 سال فرصت داریم کشورمان را بازسازی کنیم و البته فراموش نکنیم که ریشه کار به بحران مدیریت برمی‌گردد یعنی ما حتی بیشتر از بحران خشکسالی بحران مدیریت داریم.

تدوین: نسرین سعیدی (مدیر داخلی اتاق فکر)

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.