1. اولویت‌های سیاستی
  2. >
  3. مدیریت آب

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

4 اسفند 1394 ساعت 17:04 شماره مسلسل: 1100180

افسانه راندمان

افسانه راندمان

با توجه به افزایش جمعیت کشور و نیاز به تولید مواد غذایی بیشتر، تعطیلی یا کاهش جدی فعالیت‌های بخش کشاورزی (به‌عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب) غیرممکن می‏باشد. بنابراین در شرایط محدودیت شدید آبی، تغییر راهبرد‏های تأمین و تخصیص آب و نیز مدیریت تقاضا در این بخش در اولویت قرارگرفته است. در این راستا راه‏‌حل‌‏هایی از ارتقاء بازده (Efficiency) آبیاری تا بهره‌وری (Productivity) آب مدنظر قرارگرفته است.


با توجه به افزایش جمعیت کشور و نیاز به تولید مواد غذایی بیشتر، تعطیلی یا کاهش جدی فعالیت‌های بخش کشاورزی (به‌عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب) غیرممکن می‏باشد. بنابراین در شرایط محدودیت شدید آبی، تغییر راهبرد‏های تأمین و تخصیص آب و نیز مدیریت تقاضا در این بخش در اولویت قرارگرفته است. در این راستا راه‏‌حل‏‌هایی از ارتقاء بازده (Efficiency) آبیاری تا بهره‌وری (Productivity) آب مدنظر قرارگرفته است.

بهبود بهره‌وری آب در بخش کشاورزی تابع مدیریت مزرعه بوده و تنها مرتبط با کاربرد آب کشاورزی نیست؛ بلکه سایر اقدامات مدیر مزرعه از حفظ حاصلخیزی خاک، مبارزه با آفات و ... تا جلوگیری از اتلاف محصولات از روز برداشت تا روز تحویل به مصرف­کننده در این امر دخیل و مؤثرند. اما، به‌طور خاص مدیریت آبیاری و زهکشی می‌تواند به‌طور مؤثری بهره‌وری آب در مزرعه را افزایش دهد. منظور از مدیریت آبیاری و زهکشی را می­توان در تواتر (فاصله زمانی) و میزان (عمق) آبیاری مزرعه و نیز کنترل تراز آب زیرسطحی و تخلیه زهاب خلاصه نمود. برای مثال کم‌آب یاری می‌تواند راهکاری برای ارتقاء بهره‌وری (محصول به ازای مترمکعب آب) باشد. از دیدگاه اقتصادی مشخص است که وقتی محدودیت تولید، آب بوده باشد (و نه زمین یا سایر نهاده­ها) مقدار آبیاری بهینه، لزوماً بر آبیاری پتانسیل، انطباق نخواهد داشت. بلکه، حداکثر سود متناظر با مقدار آبیاری کمتر از مقدار مورد نیاز (برای حداکثر عملکرد) است.

راهکار دیگر برای ارتقاء بهره‌وری آب کشاورزی، انتخاب صحیح روش آبیاری (سطحی/ بارانی/ موضعی و ..) است. بازده (Efficiency)، کفایت (Sufficiency) و یکنواختی (Uniformity) آبیاری در مزرعه به میزان زیادی تابع روش آبیاری و البته مدیریت آبیاری است. بازده آبیاری (راندمان) در دو دهه اخیر موضوعی جنجالی بوده که بر اساس آن بخش کشاورزی متهم به کاربرد مصرفانه آب و هدر دادن منابع یگانه و گران‌قدر آب گردیده است. دلیل توجه بیش‌ازحد به مفهوم بازده آبیاری، تصور غلط از تلفات آب (Water wastage) آبیاری در مزرعه بوده است. فرض نموده‌اند آبی که از دسترس یک مزرعه خارج می گردد دیگر قابل بازیافت نیست؛ درحالی‌که آب برگشتی از مزرعه نهایتاً به منابع آب سطحی و زیرزمینی می‌پیوندد.

تأثیر بالقوه افزایش بازده در بخش کشاورزی را می‌توان به‌صورت کاهش تلفات آبیاری و استفاده سودمند از آب در مزرعه جستجو کرد. در جدول (1) تعاریف کلاسیک و نوکلاسیک بازده آبیاری ارائه‌شده‌اند. تعریف عمومی بازده آبیاری عبارت است از کسر «ستانده به نهاده» و یا نسبت «آب مفید واقع‌شده برای گیاه» به « آب کاربرد شده برای آبیاری». در هر دو تعریف ستانده (آب مفید واقع‌شده برای گیاه) می‌تواند شامل آب مصرف‌شده برای کنترل تنش رطوبتی (تأمین نیاز تبخیرتعرق گیاه)، کنترل تنش شوری (آبشویی)، کنترل تنش ماندابی (زهکشی) و کنترل تنش‏های دمایی (جلوگیری از سرمازدگی یا گرمازدگی) باشد. اما تعریف نهاده در مدل نوکلاسیک با مدل کلاسیک متفاوت است. این تفاوت با عبارت «آب بازگشتی قابل بازیافت در پایین‌دست» مشخص‌شده است؛ بدین معنی که در تعریف نوکلاسیک، میزان آبی که به‌صورت نفوذ یا نشت از دسترس مزرعه خارج می‌گردد ولی در پایین‌دست حوضه مجدداً قابل‌استفاده خواهد بود، جزئی از تلفات آبیاری به‌حساب نمی‌آید.

بدیهی است استخراج آب اضافی (بیش از نیاز آبیاری) از منابع آب سطحی و یا زیرزمینی موجب افزایش هزینه‌ها (انرژی و ...) شده و بدین لحاظ شایسته نیست. همچنین، برگشت آب مازاد می‌تواند موجب آلودگی منابع آب گردد که عملی ناپسندد تلقی می‌شود. به‌عنوان یک اصل در کشاورزی پایدار مدیریت آبیاری بایستی به حداقل رساندن زهاب را سرلوحه اقدامات خود قرار دهد. اما هیچ‌کدام از این موارد نقشی در بهبود کمیت منابع آب نخواهد داشت؛ و لذا گزاره «بهبود راندمان موجب رفع کمبود منابع آب می‌گردد» افسانه‌ای بیش نیست. بلکه در سال‌های گذشته، متأسفانه درازای بهبود راندمان مزارع، توسعه سطح زیر کشت وقوع یافته و در عمل مصارف آب در کشاورزی افزون گشته است؛ که متعاقباً منجر به تشدید فشار بر منابع آب و افت کمی و کیفی آن شده است.

جدول1- تعریف بازده آبیاری در دیدگاه کلاسیک و نوکلاسیک

تعریف عمومی بازده

بازده آبیاری

تعریف کلاسیک

تعریف نوکلاسیک

صورت کسر

ستانده (خروجی)

آب مفید واقع‌شده برای گیاه

(کنترل تنش­های رطوبتی، شوری و دمایی)

همان تعریف کلاسیک

مخرج کسر

نهاده (ورودی)

آب تخصیص داده‌شده برای آبیاری

آب تخصیص داده‌شده برای آبیاری

با کسر آب بازگشتی قابل بازیافت در پایین‌دست

تلفات

تفاضل نهاده و ستانده

تبخیر غیر سودمند و جریان آب بازگشتی

فقط تبخیر غیر سودمند

اکنون مشخص می‌شود که آنچه از دید یک مالک مزرعه تلفات تلقی می‌گردد، از دیدگاه حوض‌های (به‌شرط امکان استفاده مجدد در مزارع پایین‌دست) تلفات محسوب نمی‌شود. متأسفانه مفهوم راندمان کلاسیک با تلفات تلقی نمودن برگشت آب از مزرعه، موجب کم برآورد نمودن راندمان در سطح مزرعه می‌شود. این دیدگاه منجر به این تصور غلط می‌گردد که راندمان آب در کشاورزی فاریاب برای کشور (یا حوضه) خسارت آمیز است. این تصور غلط برای مثال، فرض می‏نماید که اگر راندمان آبیاری در مزرعه 40 درصد باشد، 60 درصد دیگر آب آبیاری از بین رفته قابل احیا نیست. درحالی‌که، عمده آب تلف‌شده در مزرعه به منابع آب (سطحی یا زیرزمینی) می‌پیوندد و لذا از دیدگاه حوض‌های به‌هیچ‌وجه از بین رفته محسوب نمی‌گردد (شکل 1)؛ مگر آنکه در پایین‌دست به منابع آب‌شور یا ... بپیوندد و دیگر قابل احیاء نباشد.

شکل1- بیلان آب در مزرعه

بر اساس همین تصور غلط عمده فعالیت­های بهبود آبیاری در کشور بر روی ارتقاء راندمان متمرکزشده بوده و موجب افزایش مصرف آب در حوضه شده است. متأسفانه، نتیجه این رفتار تشدید بیلان منفی منابع آب در حوضه‏ها و ایجاد فشار کم‌آبی بر کشاورزان به‌ویژه در پایین‌دست شده است. اساساً، عدم ­توجه به بیلان (حریم هیدرولوژیکی صاحبان حقابه­ها)، موجب افت کلی آب‌های زیرزمینی و مرگ خاموش بسیاری از قنات­های کشور (این میراث پایداری ایرانیان) گردیده است.

شکل (2) برای درک بهتر مفاهیم مربوط به کاربرد آب در کشاورزی ارائه‌شده است. در این شکل چهار ناحیه بر اساس تداخل «استفاده مفید – استفاده غیرمفید» با «آب مصرفی –آب بازگشتی» قابل‌تفکیک می­باشد. در کشاورزی فاریاب، بخشی آب استفاده‌شده برای گیاه از بارش­ها و بخشی دیگر از آبیاری تأمین می‌گردد. در بهترین حالت کشاورز فقط بایستی آب مصرفی مفید (ناحیه 1) را برای گیاه فراهم نماید تا گیاه با تنش‏های آبی مواجه نگردد. اما در بسیاری از شرایط واقعی، کشاورز برای بهره‌وری بیشتر مجبور به کنترل تنش­های محیطی دیگر (شوری، گرما، سرما و ...؛ ناحیه 2) می­باشد. بدیهی است، تحت هر سطحی از فناوری و با اتخاذ هر روش مدیریتی، استفاده غیرمفید وقوع می­یابد. برای مثال در آبیاری فارو معمولاً مقداری نفوذ اضافی در ابتدا زمین و یا رواناب در انتهای فارو وجود دارد (ناحیه 3) که البته در مقیاس حوضه قابل بازیابی فرض می‌گردد. همچنین تبخیر و باد بردگی از پاشش آ پاش‌ها، اجزاء ذاتی آبیاری بارانی (ناحیه 4) و از نوع استفاده غیرمفید مصرفی هستند. بایستی متذکر شد که حذف کامل استفاده‌های غیرمفید به دلیل هزینه بسیار بالا معمولاً مقرون‌به‌صرفه نیست؛ گرچه بایستی با به‌کارگیری فناوری (سیستم آبیاری) مناسب، طراحی دقیق آن، و اِعمال مدیریت صحیح آبیاری (تواتر و عمق آبیاری)، میزان استفاده غیرمفید (ناحیه­های 3 و 4) را تا حد ممکن و توجیه­پذیر کاهش داده و با انتخاب الگوی کشت منطبق بر شرایط محیطی و محلی، میزان آب برای کنترل تنش­ها (ناحیه 2) را به حداقل ممکن رسانید.

شکل2- تقسیم‌بندی مصارف در دو بخش مفید و غیرمفید و ازدست‌رفته و از دست نرفته

نتیجه­‌گیری

اذهان عمومی امروزه تصور می­نمایند که افزایش راندمان و بهره‌وری آب در کشاورزی موجب کاهش مصرف آب خواهد شد و این باور غلط موجب ترویج بی‌چون‌وچرای آبیاری تحت‌فشار در کشور گردیده است. درحالی‌که بدون کاهش برداشت­ها (تا حد 75% ظرفیت تجدید پذیری منابع آب هر حوضه) مشکل افت کمیت و کیفیت آب‌های زیرزمینی حل نخواهد گردید.

افزایش بهره‌وری آب در کشاورزی در رابطه با «رشد توان تولید غذا» و نیز «کاهش هدررفته‌ها» امری بسیار ضروری و مفید است؛ گرچه به‌طور مستقیم نفعی به حال بحران آب ندارد.

مقایسه میان راندمان و بهره‌وری به‌عنوان معیارهای ارزیابی کارآمدی کشاورزی فاریاب، نشانگر آن است که راندمان آبیاری شاخصی ضعیف و گاهی گمراه‌کننده است.

توجه به موارد فوق ما را به این نتیجه می­رساند که متأسفانه هزینه­های انجام‌شده برای آبیاری تحت‌فشار صرفاً برای زارعین (دیدگاه خُرد) مفید بوده ولی از دیدگاه کلان موجبات افزایش مصرف آب کشاورزی (افزایش سطح زیر کشت و کاهش سهم برگشتی آب کشاورزی به منابع آب) گردیده است. نتیجه طبیعی این امر تشدید وضعیت وخیم منابع آب بوده است.

نگارندگان بر این باورند که توجه مفرط به آبیاری تحت‌فشار در بیست سال اخیر و عدم توجه کافی به افزایش بهره‌وری آب در مزارع آبیاری سطحی موجب صرف هزینه‌های بسیار بالا در بخش کشاورزی گردیده که متأسفانه به‌تناسب آن نتایجی حاصل نگردیده است. بدیهی است انواع شیوه­های آبیاری، هرکدام دارای خصوصیات مثبت و منفی بوده و به‌کارگیری آن‌ها صرفاً با توجه به مسائل محلی قابل‌بررسی و اقدام است.

لینک عضویت در کانال تلگرام شبکه مطالعات سیاست‌گذاری عمومی

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.