1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست داخلی
  4. >
  5. انسان، جامعه و امنیت پایدار
  6. >
  7. امنیت انسانی و اجتماعی

نوع مطلب: مقاله سیاستی

7 آذر 1394 ساعت 15:20 شماره مسلسل: 1100154

عوامل ناکامی مدیریت بحران در ایران

عوامل ناکامی مدیریت بحران در ایران

عوامل ناکامی مدیریت بحران در کشورهای درحال‌توسعه را باید در عدم وجود مدیریت نوین و دانش‌بنیان بحران دانست.

چکیده

مطالعۀ ساختار مدیریت بحران در کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد، اصول راهبردی بحران، مفهوم سنتی و معمول خود را در این کشورها از دست داده ‌است. طی پنجاه سال گذشته مشاهدات عینی و تعمق در روند مدیریت بحران نشان می‌دهد: مدیریت نوین و مدرنی، با اتکا به زیرساختهای دانش‌بنیان در این کشورهای پیشرفته از سال‌ها پیش شکل گرفته است. به عبارتی مدیریتِ بلندمدت و کوتاه مدت بحران در کلیۀ زمینه‌ها بر اساس ضوابط منسجم و منظم دانش‌محور و از قبل تعیین شده استوار است. با چنین نگرشی و رویکردی طبیعتا مفاهیم، خواسته‌ها و اهداف علمیِ متفاوتی وارد مباحث مدیریت بحران می‌شود. به همین سبب روند مدیریت مدرن کشورهای پیشرفته، تأثیر به سزایی در فرایند راهبردی اصول مدیریت چه سازمانی و چه غیرسازمانی داشته است. لذا در شرایط گوناگون مقابله با بحران، تحولات جدید مدیریتی در مقایسه با کشورهای در حال‌ توسعه به ‌طور فراگیر به چشم می‌خورد که نتایج و دستاوردهای مدیریت دانش‌بنیانِ کشورهای توسعه‌یافته، نشان از گسترش چشمگیر مدیریتی نوین در علوم پایه و علوم انسانی دارد. این موضوع دقیقا نقطۀ جدایی و عطف مدیریت سنتی در کشورهای درحال‌توسعه و مدیریت نوین در کشورهای پیشرفته می‌باشد. در شرایط کنونی جهان، مقایسه و تطابق این دو روش مدیریتی ضرورت و اهمیت دارد (تمرکز مقاله در خصوص جمهوری اسلامی ایران می‌باشد). تحلیل مسیر مدیریت دانش‌بنیان و توسعه یافته در ارتقاء سطح کنترل و هدایت علمی و بنیادین علوم در رسیدن به برنامه‌ و سیاست‌های تعریف شده‌ راهکاری راهبردی پیش روی‌مان می‌گذارد. این روند با بررسی دقیق اصول مدیریت در کشورهای پیشرفته، پیش‌زمینههای مدیریت جدید را به ما می‌شناساند. به همین دلیل در آن کشورها هنگام رویارویی با مسائل یا بحران‌های داخلِ سازمانی، غیرسازمانی، بحران‌های طبیعیِ پیش‌بینی‌شده و پیش‌بینی نشده، سیاست‌ها و عکس‌العمل‌ها در مقایسه با مدیریت سنتی هدایت شده و منسجم‌تر ظاهر می‌گردد. امروزه اساسیترین شاخص و شناخت راهبرد صحیح مدیریت نوین و دانش‌بنیان در کشورهای پیشرفته را می‌توان در فرایند کنترل حوادث غیرمترقبه و طبیعی مشاهده نمود که هدایت و مدیریت یکپارچه‌‌ای را بر اساس کاربرد فن‌آوری‌های نوین، تجهیزات و صنایع روز نمایان می‌کنند( به عنوان نمونه «زمین‌لرزه و سونامی بزرگ شرق ژاپن[1] با قدرت ۹ درجه[2]»). ازاین‌رو عوامل ناکامی مدیریت بحران در کشورهای درحال‌توسعه را باید در عدم وجود مدیریت نوین و دانش‌بنیان بحران دانست. به همین دلیل با حفظ اصول جداییناپذیریِ دخالت پژوهشهای علمی و فن‌آوری در مسائل ملی کشورهای در حال توسعه خصوصا ایران اسلامی، مطرح نمودن دلایل و ضرورت تغییر مدیریت سنتی به مدیریت نوین بسیار حایز اهمیت خواهد بود. با توجه بحران‌های پی در پی آب و هوایی در شهرهای مختلف ایران که منجر به آلودگی هوا، سیل و کمبود آب شده است؛ در این مقالۀ کوتاه مباحث مدیریت نوین را در شاخۀ بحران ارایه نموده و بر اساس اصول مدیریت نوینِ کشورهای پیشرفته برخی از دلایل ناکامی راهبرد هدایتی بحران را در ایران اسلامی مشخص می‌نماییم.

واژگان کلیدی: مدیریت دانش‌بنیان، مدیریت نوین، هدایت بحران، فن‌آوری‌های مدرن، بحران‌های طبیعی، اخلاق بحران.

  1. مقدمه

در سه دهۀ اخیر کشورهای توسعه‌یافته[3]، صنعتی و پیشرفته[4] با الگوهای متعارف و همگون خود پیوسته در سطوح عالی تفکر و اندیشه، پایه‌گذار اصول مدیریتی نوین می‌باشند. در نقطه مقابل طیف توسعه‌یافتگی و پیشرفت، کشورهای درحال‌توسعه با معیارهای پایین توسعۀ اجتماعی، صنعتی، علمی، پزشکی و غیره قرار می‌گیرند. با بررسی عمیق ساختار مدیریتی کشورهای پیشرفته با اصطلاح«مدیریت نوین» که نشأت گرفته از ساختارهای مدیریت دانش‌بنیان در کشورهای پیشرفته است روبرو میشویم که در مقایسه با زیرساخت اصلی بخش‌های متفاوت مدیریتیِ کشورهای درحال‌توسعه، خلأ و شکاف قابل‌توجهی در فرایند مدیریتِ کشورهای درحال‌توسعه نمایان می‌شود. به همین دلیل با بررسی وضعیت برخی از کشورهای درحال‌توسعه در سطوح ملی و بینالمللی در می‌یابیم، الگوریتم اجرایی و سیاست‌های مدیریت فعلی یا به ‌عبارتی سنتی این کشورها، فاصلۀ بسیار زیادی با اصول مدیریت و ارزیابی نوین کیفی در کشورهای پیشرفته دارد. از این رو تغییر و تحول در نظام مدیریت سنتی، مستلزم به‌ طی مسیری است که در کشورهای توسعه‌یافته سپری شده است. به همین دلیل در مقایسۀ همپا، اصول مدیریتِ کشورهای درحال‌توسعه در حیطۀ سازمانی و غیرسازمانی در مجموع مدیریتی است که به درجۀ قابل‌توجهی از مدیریت مدرن نرسیده است. لذا نکتۀ اساسی و اصلی مقالۀ حاضر در این خلاصه شده است: تا دلایل ناکامی مدیریت سنتی حاکم در بخش علم و فن‌آوری کشورهای درحال‌توسعه را در مقابل مدیریت نوین جستجو و مشخص نماید. به همین دلیل موضوع انتقال فن‌آوریهای نوین و تولید علم و غیره را دنبال نموده و موارد ضعف و شکست را تحلیل می‌نماییم؛ سپس در مباحث خاص بحران و حوادث غیر مترقبه، ضرورت به کارگیری مدیریت نوین در هدایت، کنترل و مدیریت بهینه را شرح می‌دهیم.

  1. اصول اولیه در مدیریت نوین

توجه به سیاست‌ کشورهای پیشرفته در مدیریت‌های سازمانی و غیر سازمانی نشان می‌دهد، مدیریت کاربردی و کارآیی بالا در نظام مدیریتی، برای دستیابی نتایج مورد نظر تا چه حد می‌تواند مؤثر و مثمر ثمر باشد. راهبردهای مدرنی که در چارچوب مدیریت یک پارچه در این کشورها مطرح است، از آمادهسازی دیدگاهها و افزایش اطلاعرسانی دستاوردهای علوم پایه و علوم انسانی در جامعه نشأت می‌گیرد. در حقیقت یکی از بخشهای مهم و پایه در مدیریت نوین دخالت دکترین‌های مدرن در هدایت، کنترل و پیشگیری در مدیریت سازمانی و غیرسازمانی است. کشورهای پیشرفته، نظریه‌ها و راهبردهای جدید مدیریتی خود را بر زیربنای علمی استوار نموده‌اند و پشتوانۀ مدیریتی خود را در گسترش، انتشار و تقویت علوم پایه و صنعتی شدن تجهیزات گذشته و به روز نمودن آن‌ها می‌دانند. بنابراین شیوۀ مدیریت گذشته، از دیدگاه نتایج فعلی، نوعی مدیریت سنتی است که اعتقاد و اتکایی بر یافتن راهبردهای نوین علمی، قبل از شروع مدیریت و احیاء هدایت مدیریت دانش‌بنیان ندارد. لذا کشورهای درحال‌توسعه و نیمه‌صنعتی که ساختارِ معمول مدیریت(مدیریت سنتی) در زیربنای سیاست‌گذاری آن‌ها حاکم است، همواره در ارزیابی کیفی نتایج مدیریتی، درجات پایین ارزشیابی را نسبت به کشورهای پیشرفته کسب می‌نمایند. به همین دلیل بخشی از دلایل نقصان و کاستی را می‌توان عدم استفاده از دانش مدرن در نظام مدیریتی و سیاست‌گذاری کشورهای درحال‌توسعه دانست که در حال حاضر همچنان ناشناخته و بدون توجه باقی مانده است. نگاهی اجمالی به اصول مدیریت در کشورهای نیمه‌صنعتی به وضوح مشخص می‌نماید با تکیه بر نظام راهبردی علمی و فنی فعلی در آن کشورها، امکان هدایت درست و مدیریت صحیح در تولید علم، گسترش فن‌آوری‌های نوین و پیشرفته، بهره‌وری، نوآوری فراهم و میسر نمی‌گردد. زیرا مدیریت علمی و فن‌آوری در کشورهای درحال‌توسعه و ایران بر اساس اصولی استوار است که هدایت و کنترل فعل و انفعالات در حال وقوع به شرایط پیش آمده وابسته می‌شود و این در حالی است که در کشورهای پیشرفته مدیریت علوم و فنون با زیرساخت‌های دانش‌بنیان در حیطۀ سازمانی و غیرسازمانی، آغاز می‌گردد و سپس بر اساس رویکردهای لازم و ضروری اجرایی با هدایت بهینه در بخش‌ها و شاخه‌های مختلف انتشار می‌یابد. همان‌طور که می‌دانیم، مدیریت نوین در نظام هدایت و توسعۀ کشورهای پیشرفته به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر کلیۀ فرایندها، اهداف و محورهای ترقی صنعتی و غیر صنعتی تأثیر گذار بوده است. در مجموع امروزه شاهد اثرات مثبت و کارآمد مدیریت نوین در توانمندی و قابلیت انتقال دانش و فنون کنترل بحران در کشورهای توسعه یافته می‌باشیم(زمین‌لرزه و سونامی بزرگ شرق ژاپن با قدرت ۹ درجه). از آنجا که افزایش فن‌آوری‌های جدید در کشورهای پیشرفته و ارتباط آن‌ها با یکدیگر، شبکه‌های هدفمند مدیریتی را در صنایع ملی و بین‌المللی تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل در آن کشورها گسترش و ترویج نوعی نظام راهبردی علمی و فنیِ متفاوت، نه تنها در سازمان‌ها بلکه در جای جای مراکز مدیریتی از جمله مدیریت بحران به چشم می‌‌خورد. از این رو بررسی روند مدیریت و روش‌های مدیریتی در شبکه‌های علمی، فنی، مراحل تدوین سیاست، استراتژی‌های توسعه و پیشرفت در کشورهای توسعهیافته و مقایسۀ دلایل ناکامی مدیریت در کشورهای درحال‌توسعه و به طور مشخص ایران اسلامی ضرورت دارد. لذا با تجسس در چارچوب‌های مدیریت نوین، به راحتی می‌توان نقصان و کاستی هدایت و کنترل مدیریت را شناسایی نمود و خلاءهای موجود در مدیریت فعلی بحران در ایران را دریافت.

  1. قطب‌های مدیریت در جهان ( مدیریت دانش‌بنیان و مدیریت سنتی)

بر اساس سطح توسعه‌یافتگی در کشورها و ملل مختلف جهان نظام مدیریت دو نوع مدیریتِ نوین و سنتی را در بخش سازمانی و غیرسازمانی پیش رویمان قرار می‌دهد. دو قطب مدیریتی بیان شده حاکی از آن است که راهبردهای نظام مدیریت نوین برخلاف سنتی شکل گرفته است. مدیریت نوین و دانش‌بنیان با تکیه بر اصول فرا مدیریتی در پیش‌بینی و هدایت جوامع اَبَر صنعتی و پیشتاز در تولید علم و فن‌آوری بر کلیۀ سیاست‌های بنیادین کشورهای پیشرفته تأثیر به سزایی داشته و مستقیما در پیشبرد اهداف و عملکرد فرایندهای مدیریتی دخالت دارند. کشورهای پیشرفته با دوراندیشیِ طولانی‌مدت برای تحولات روز و اثر آنها در آینده، درصدد آماده‌سازی دیدگاه‌ها و افزایش اطلاع‌رسانی کاربرد دستاوردهای صنعتی جدید و فن‌آوری‌های مدرن در جامعه علمی و عمومی هستند. نتایج چنین تعاملی به تناسب گسترش و افزایش پایگاه‌های اطلاعاتی، علمی، فنی و تجهیزات صنعتی قابل تغییر، جهت‌دهی مشخص و گسترش می‌تواند باشد. به همین دلیل در شرایط کنونی جهان، توجه به اصول مدیریت نوین و قرار دادن برنامه‌ و سیاست‌های کلان دانش‌محور در رأس هدایت و سازمان‌دهی نظام علوم و فنون در کشورهای درحال‌توسعه و خصوصا ایران اسلامی ضرورت دارد. در حقیقت یکی از بخش‌های اساسی و مهم در الگوریتم مدیریت نوینِ کشورهای پیشرفته و توسعه‌یافته، دخالت دادن دانش و علوم متفاوت در هدایت، کنترل، آگاهی و پیش‌بینی راهبردهای سیاسی، اقتصادی، دفاعی، صنعتی، پزشکی و غیره است. از این رو مدیریت سنتی در کشورهای درحال توسعه با استناد بر نظام مدیریت نوین، توانایی هدایت و پیش‌بینی دانش‌بنیانِ اهداف بلند مدت سازمانی و غیرسازمانی را در حال و آینده ندارند. لذا در بیشتر مواقع حوادث و رخدادهای احتمالی در زمان مناسب آن به نحو مقتضی و صحیح هدایت و مدیریت نمی‌شود. به همین دلیل ساماندهی و مدیریت فرایندها با ضریب تاثیر بالا‌ شکل نگرفته و یا کلا بدون ساماندهی بهینه و مناسب باقی ‌می‌ماند. بنابراین بطور خلاصه می‌توان بیان نمود، ارتقاء سطح مدیریتِ کشور در بخش تولید علم و فن‌آوری‌های نوین با افزودن سیاست‌های توانمند‌ دانش محور و آینده‌پژوهانه به زیر ساخت‌های مدیریت سنتی فعلی، امکان پذیر می‌گردد. به همین دلیل با فرض پذیرش مفاهیم نوین، نظام راهبردی علمی و فن‌آوری در ایران و بیشتر کشورهای در حال توسعه و نیمه صنعتی برای رسیدن به مدیریت جامع و پیشرفته نیازمند طی مسیری طولانی و پر پیچ‌وخم دستیابی به قدرت تولید علم می‌باشد. از این رو با بیان موارد و مطالب بالا بخش مدیریت بحران را بر اساس اصول نوین تحلیل و بررسی می‌نماییم. در کشورهای پیشرفته و توسعه‌یافته، مدیریت علمی بحران جایگاه خاص و ویژه‌ای در سازمان‌ها و نهادهای وابسته پیدا کرده است. انتشار تفکر مدیریت نوین بحران با اجرای اصول بنیادین مدیریت جدید در تولید علم و فن‌آوری، می‌تواند بر روی حل مسائل و مشکلات بحرانی کشور تأثیر مثبت داشته باشد. به همین دلیل شایسته است استفاده از فن‌آوری‌های جدید، در بحران‌های پیش‌آمده و یا در حال وقوع کاربردی گردد. تا بسط و گسترش رویکرد نوین مدیریت بحران با تکیه بر تولید دانش و فن‌آوری، بخش جداناپذیر پژوهش‌های علمی در موضوعات امنیت ملی ایران شود. به عنوان نمونه، مدیریت دانش‌بنیان و دخالت فن‌آوری‌های مدرن در کنترل بحران‌های طبیعی و یا غیر طبیعی ریزگردها، کمبود آب و تامین انرژی بسیار با اهمیت است. با این حال، متاسفانه در بیشتر کشورهای در حال توسعه و نیز ایران، مدیریت علمی و فنی بحران، جایگاه مشخص و معینی نیافته‌است و استفاده از فن‌آوری‌های مدرن در عموم جامعه شدیدا با نظر منفی و دیدگاههای غیر منطقی تضعیف می‌شود که علت عکس‌العمل و برخورد منفی را می‌توان در ناآگاهی و ناکافی بودن دانش علمی کارشناسان و متخصصان داخلی از آخرین دستاوردهای علوم و فنون نوین دانست.

  1. فرایند مدیریت بحران

متاسفانه ساده ترین حوادث غیر مترقبه در کشورهای در حال توسعه به عنوان معظل و بحرانی عظیم در جامعه تلقی می‌شود. در واقع شرایط بحرانی به طور گسترده تنها به علت عدم مدیریت مناسب بسط داده شده و به صورت مصنوعی و ساختۀ ‌دست افراد جامعه به بحران عظیم ثانویۀ واقعی تبدیل می‌شود. اما در نقطه مقابل این چنین رفتار اجتماعی، رفتار درست در کشورهای پیشرفته قرار دارند. در کشورهای توسعه‌یافته، وقوع بحران منجر به بحران‌‌های ثانویه و دست‌ساز افراد جامعه نمی‌شود. زیرا مدیریت بحران و رویارویی افراد جامعه با بحران به شکل علمی قبل از وقوع بحران هدایت و مدیریت شده است. به عبارت دیگر می‌توان خاطر نشان نمود در کشورهای توسعه‌یافته هنگام وقوع بحران تنها نتایج تلاش و راهبردهای نوین مدیریتیِ شکل گرفتۀ قبل از بحران، عامل اصلی کنترل بحران می‌باشد. زیرا مدیریت و کنترل شرایط هنگام وقوع بحران عموما به دو بخش آموزش اخلاق بحران[5] و مدیریت بحران مجزا می‌شود و هر دو بخش در قبل از بحران نظام‌مند شده و شکل می‌گیرند. بخش اخلاق بحران و آموزش اصول اخلاقیِ حقوق افراد در شرایط بحران، موضوع بسیار با اهمیتی است که در تحلیل مباحث تربیتی و رفتاری جامعه‌شناختی و مدیریت عمومی افراد در بحران مطرح می‌شود. به همین دلیل در این مقاله به آن اشاره‌ای نخواهیم داشت. مبحث دوم، مدیریت شرایط بحرانی در کشورهای پیشرفته است. مدیریت شرایط بحرانی در کشورهای توسعه یافته بر خلاف کشورهای نیمه صنعتی در دو فاز کاملا متمایز شکل می‌گیرد. بررسی شرایط بحران در در کشورهای درحال توسعه به ما نشان می‌دهد همزمان با وقوع حادثه، کمیته‌های مدیریت علمی و فنی بحران تشکیل می‌شود تا پیشنهادات استفاده از فن‌آوری‌های مدرن و پیشرفته را بررسی نمایند و در حین این فعالیت‌ها از طریق رسانه‌های عمومی به موضوعات رعایت و اهمیت اخلاق بحرانی اشاره می‌نمایند. این در حالی است که مطابق الگوریتم زیرساختی مدیریت نوینِ کشورهای پیشرفته، کمیتۀ مدیریت بحران چندین قدم پیشتر ‌از دانش روز حرکت‌ می‌کند تا تسلط کامل در تجزیه و تحلیل روند عملی تجهیزات نوین داشته باشد و با استفاده از دانش نظری در زمان مناسب، اطلاعات علمی جامعی را ارایه نماید تا بتواند از تجهیزات و دستاوردهای روز در مواقع بحرانی برای کاهش شدت اثرات بحران استفاده نماید(شکل 1). از طرفی آموزش‌های لازم در بخش اخلاق بحران و رعایت حقوق انسانی در شرایط بحرانی مباحثی است که بدون توجه به احتمال وقوع بحران در برنامه‌های آموزشی آنها ‌گنجانده شده است. بنابراین در هنگام وقوع بحران افراد صبورتر و آگاه‌تر به حقوق خود و دیگران، شرایط بحران را پشت‌ سر می‌گذارند. نمونه بارز آن در بحران ژاپن (سونامی توهوکو ۲۰۱۱) معید این گفته می‌باشد.

شکل 1. مقایسه نظام مدیریت بحران(غیر سازمانی)

بنابراین مدیریت بحران، عبارت از مدیریت زیرساخت‌های حوادث پیش‌بینی نشده در قالب بررسی علمی، فنی و برنامه‌ریزی کاربردی از علوم و فنون در راستای هدایت و کنترل بحران است که به منظور دستیابی به اهداف مطلوب و حداکثر کارآیی در جامعه شکل می‌گیرد. در چنین نظامی با وقوع بحران، مراتب علمی و نظری آن کاملا بررسی و راه‌کارهای مناسبی در مبارزه و کنترل آن ارایه می‌گردد. از این رو رسیدن به مدیریت بهینه در بحران و استفادۀ صحیح و به جا از دستاوردهای علمی مدرن، می‌تواند بحران‌های ایجاد شده را هدایت کند. با چنین رویکردی بحران‌های پیش بینی نشده و غیر منتظره و حتی بحران‌های ثانویه نیز به بهترین نحو مدیریت، کنترل و هدایت خواهند شد. به همین سبب تعریف جدیدی در زیر شاخۀ ساماندهی بحران با عنوان «مدیریت علمی» مطرح می‌شود. مدیریت علمی بحران فرآیند بررسی و تحلیل آخرین دستاوردهای فنی و صنعتی روز در کنترل و مهار وقایع بحرانی جامعه است. به ‌واسطۀ آن مدیران بحران در برخورد، مداخله، هدایت و پیش‌گیری در قبل و بعد از وقوع رویدادهای غیر مترقبۀ ملی یا بین‌المللی توانمند بوده و در استفاده از آخرین دستاوردهای فن‌آوری سر در گم نمی‌مانند. از طرفی همواره در جستجوی دانش‌های جدید و یافتن ابزارهای تازه‌ای هستند که به راحتی بتواند قدرت تجزیه و تحلیل آنها را در شرایط بحرانی افزایش دهد(شکل 2).

شکل 2. اهداف پایه در مدیریت علمی و نوین بحران‌

از این رو اصلی‌ترین نقطۀ ضعف مدیریت سنتی بحران در کشورهای در حال توسعه و ایران اسلامی ناآشنایی با فن‌آوری، امکانات و تجهیزات مدرن در هدایت بحران است. این موضوع باعث می‌شود برای مدیریت گستردۀ بحران در میان سازمان‌ها، ارگان‌ها و سطوح علمی جامعه هماهنگی و همکاری لازم ایجاد نشود. به همین دلیل در پیکرۀ مدیریت بحران ایران اسلامی، اشاعه و اطلاع‌رسانی شایسته‌ از تجهیزات نوین و استفادۀ بهینه از فرصت‌های پیش رو در شناخت بهتر علوم و فنون در هدایت و مدیریت علمی و نوین بحران ضرورت دارد. در حقیقت سیاست‌گذاران و مدیران ارشد بحران لازم است امکانات و راه‌کارهای علمی را بشناسند و از تجهیزات روز، قبل از وقوع بحران با خبر باشند و با حضور مداوم در مجامع علمی، روش‌های مقابله و پیش‌گیری بحران را بیاموزند و در کوتاه‌ترین زمان بحران را نظم داده و مدیریت نمایند. از طرفی بخشی از وظایف آنها در این است که بهره‌برداری از تجهیزات جدید را به گونه‌ای معقول و علمی به ارگان‌های وابستۀ دولتی و عموم جامعه بشناسانند و قبل از وقوع بحران راه‌کارهای علمی مناسبی ارایه دهند(اهمیت این موضوع در سیاست‌های کلان کشوری به‌ خوبی مشخص و آشکار می‌گردد). سپس بعد از تنظیم اسناد راهبرد نوین مدیریت، رسیدگی به شرایط بحران‌های ثانویه طبیعتا در دستور کار آنها نیز قرار خواهد گرفت که در این بخش مباحث آموزش اخلاق بحران و هدایت بهینۀ شرایط بحرانی در اولویت اصول مدیریت بحران می‌باشد. بنابراین اصول مدیریت نوین بحران، به نوعی در مهار بحران، هماهنگیِ کاربردی بین علوم و فنون ایجاد می‌کند. دستاوردهای بدست‌آمده از کاربرد تجهیزات مدرن، در حقیقت تعیین‌کنندۀ خط ‌مشی مدیریت نوین بحران خواهد بود. از این رو وظیفۀ اصلی کارشناسان ارشد مدیریت نوین بحران، آشنایی با اطلاعات و دستاوردهای علمی روز است. تا در تصمیم‌گیری از جزیی‌نگری پرهیز نموده و بهترین راه‌حل‌های نظام‌مند مدیریتی را شناسایی، ارزیابی و الویت‌بندی کنند که تنظیم برترین دستاوردهای کاربردی در استفادۀ بهینه از منابع، تعیین روش‌های مداخله در بحران، آگاه‌سازی افکار عمومی، آموزش اخلاق بحران، راهبردهای برخورد با رسانه و غیره در زیر گروه این اصول قرار می‌گیرد. لازم به ذکر است اشاره نماییم گسترش فرایند و روش‌های مدیریت نوین و توصیف و روند راهبردی ارایه شده در بالا حتی در زمینه‌های پزشکی و مدیریت درمانی بحران نیز مصداق پیدا می‌کند. چنین روشی در مدیریت حوادث غیر مترقبه از قبیل سیل، زلزله شیوع بیماری‌های خاص و غیره نیز طبیعتا اهمیت بسیاری خواهد داشت. زیرا از دیدگاه پزشکی، هرگاه ظرفیت و امکانات موجود در یک سیستم بهداشتی کمتر از حجم یک حادثه باشد بحران وجود ‌داشته و نیازمند مدیریت می‌باشد. این مدیریت علاوه بر کنترل حادثه، شامل توزیع منابع، برخورد با صدمه دیدگان و مدیریت عواقب و یا عوارض و بیماری‌های متفاوت در آینده نیز می‌شود. برای مثال اگر فرض کنیم، بروز سرطان ریه به عنوان عارضۀ آلاینده‌های هوا مطرح باشد، شاید شیوع این بیماری در سی سال بعد به حدی برسد که از امکانات موجود فراتر باشد و بنابراین مدیریتی آینده‌نگر برای کنترل چنین بحران‌هایی لازم است تا بتواند از امروز به فکر طراحی مطالعات پیشگیرانه و تهیۀ امکانات تشخیصی و درمانی و آموزش‌های لازم برای آینده باشد.

  1. نتیجه گیری

مدیریت به طور کلی دارای فرآیند و چرخه‌ای است که ارکان و پایه‌های مهم آن در بخش سازمانی و غیر سازمانی نقش پر رنگی ایفا می‌کند. توجه به مدیریت در کشورهای توسعه‌یافته و پیشرفته در مقایسه با کشورهای در حال توسعه و نیمه صنعتی نشان می‌‌دهد ورود دیدگاه‌های علمی و گسترش مدیریت نوین و دانش بنیان در کشورهای توسعه‌یافته، تغییرات اساسی در روش و راه‌کارهای مدیریتی از خود به جای گذاشته است. بنابراین مدیریت نوین را می‌توان به اختصار بر ارکان زیر استوار نمود:

  1. مدیریت کارآمد علمی، انتخاب کمیته‌های علمی در هدایت و مدیریت سازمانی و غیر سازمانی
  2. مدیریت فن‌آوری‌های پیشرفته و نوین
  3. مدیریت در عزم ملی و شناخت مدیریت نوین علمی
  4. گسترش فرهنگ شناخت بحران
  5. شناساندن نوآوری‌های علمی و صنعتی جدید
  6. گسترش آموزش اخلاق بحران

گسترش دیدگاه مدیریتی نوین و دانش بنیان در ارکان ذکر شدۀ بالا هدایت و پیشبرد ساماندهی کشور را در مدیریت سازمانی و غیر سازمانی با سرعت بیشتری به جلو می‌راند. از این رو عدم انتشار فرهنگ مدیریتی پیشرفته و توسعه‌یافته، تحت «مدیریت نوین» را می‌توان به عنوان یکی از عوامل اصلی ناکامی کشورهای درحال توسعه در مدیریت بهینه دانست که با توجه به دیدگاه‌های بیان‌شده در مقاله سعی و تلاش موجدانه در گسترش این فرهنگ از طرق ذکر شده در ایران اسلامی، ضرورت دارد.

منابع

A. Wallerstein, "The modern world system", New York: Academic press, 1974.

J. Fang, H. Huete-Perez, et al., “Global coherence of technology: meeting the needs of developing countries”, International Journal of technology management, vol. 22(7-8), 2001.

A. Jahanshir, Knowledge-Based Strategic Management of Engineering And Basic Sciences for Achieving the New Technologies, Journal of Investment and Management, (SPG USA), 4(1), 34-37, 2015.

A. Jahanshir, Internal Technology Transfer Barriers in Developing Countries, Journal of Global Economics, Management and Business Research, 3(1), 35-39, 2015.

A. Jahanshir, A.H. Jahanshir, Combination of Engineering Physics and Modern Scientific Management in High Technology Achievements, Scientific Journal of Pure and Applied Sciences, 4(2), 39-43, 2015,

A. Jahanshir, A.H. Jahanshir, Environmental Crisis Management in Natural and Climatic Events, Scientific Journal of Health, Safety and Environment, 3(7), 1-10, 2014.

A. Jahanshir, On the Basis of Management’s Difficulties in Transferring High Technology to Developing Countries, International Journal of Management sciences and Education, ISSN : 2345-6396, (IJMEDU), 3(5), 2015.

A. Jahanshir, Internal Technology Transfer Barriers in Developing Countries, Journal of Global Economics, Management and Business Research, ISSN: 2454-2504, 3(1), p.35-39. 2015

آ. جهانشیر، ناکارآمدی نظام مدیریت کشورهای درحال توسعه و نیمه صنعتی در ترویج علوم‌پایه و مهندسی؛ چهارمین همایش بین المللی ترویج علم در موزه ها و مراکز فرهنگی، 27-28 آبان ماه 1393، پژوهشکده موزه علوم و فن‌آوری ایران، تهران

آ. جهانشیر ، دستاوردهای علوم و فنون نوین در کنترل بحران آلودگی هوا، همایش پژوهش‌های نوین در علوم و فن‌آوری، 30 تیرماه 1394، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان

آ. جهانشیر، دستاوردهای مهندسی فیزیک و فن‌آوری‌های نوین در کاهش بحرانهای محیطیِ سواحل خلیج فارس، چهارمین همایش ملی توسعه دانایی محور خلیج فارس، دریای فرصت‌ها، 8-10 اردیبهشت 1394، بوشهر، ایران

آ. جهانشیر، نقش هم‌افزایی دانش‌بنیان علوم پایه و مهندسی درتوسعه‌ی پایدار، دبیرخانه دائمی کنفرانس بین المللی توسعه پایدار، راهکارها و چالش ها، 6-8 اسفندماه 1393، تبریز، ایران آ. جهانشیر، دستاوردهای کاربردی فن‌آوری‌های‌ نوین و تجهیزات مدرن در بهینه‌گی ‌مدیریت بحران‌های اقلیمی، سمپوزیم بین‌المللی علوم مدیریت، 30 بهمن 1393، مرکز دستیابی به توسعه پایدار

آ. جهانشیر، ا.ح. جهانشیر، تاثیر رابطه‌ی متقابل اصول مدیریت دانش و مدیریت فن‌آوری در بهره‌وری بهینه و نوآوری در علوم و فنون، اولین همایش ملی مدیریت دانش با رویکرد جهادی، 5-6 دیماه ، 1393 دانشگاه افسری امام علی(ع)

آ. جهانشیر، مدیریت دانش‌بنیان بحران و پدافند غیر عامل سواحل، بنادر و سکوهای نفتی با استفاده از فن‌آوری و تجهیزات مدرنِ مهندسی فیزیک و رادیو فیزیک، همایش ملی پدافند غیر عامل در علوم دریایی، 28-29 آبان 1393، پژوهشکده اکولوژی خلیج فارس و دریای عمان، بندرعباس

آ. جهانشیر، فن‌آوریهای پیشرفته و تجهیزات جدیدِ علوم مهندسیِ ترکیبی در کنترل اقلیم و تغییر شرایط جوی، همایش ملی دستاوردهای نوین در علوم مهندسی و پایه، 7-8 مرداد 1393، مرکز پژوهشی زمین کاو

آ. جهانشیر، ا.ح. جهانشیر، اهمیت مدیریت دانش‌بنیان فن‌آوری در کشورهای در حال توسعه و در قرن حاضر، هجدهمین کنفرانس بین المللی پارک های علمی آسیا، 23-26 مهرماه 1393، پارک علم و فن‌آوری استان فارس، شیراز

آ. جهانشیر، ا.ح. جهانشیر، رویکرد نوین نظام فرا مدیریتی بحران در پیش بینی و هدایت اثرات کوتاه و بلند مدت رخدادهای اقلیمی و طبیعی، پنجمین همایش بین المللی مدیریت جامع بحران 4-5 اسفند 1392، تهران

آ. جهانشیر، ج. سوری، همکاری‌های منطقه‌ای، در بهره‌گیری از فن‌آوری‌های نوین برای حل عوارض تغییر اقلیم، همایش بین المللی تغییر اقلیم- مسئولیت اجتماعی و نسل آینده، 25-29 بهمن ماه 1392، برج میلاد، سازمان حفاظت محیط زیست، تهران

آ. جهانشیر، ا.ح. جهانشیر، به‌کارگیری فن‌آوری‌های جدید با رویکرد مدیریت نوین بحران‌های اقلیمی، همایش ملی مدیریت بحران و HSE در شریانهای حیاتی صنایع و مدیریت شهری ،4-5 دی ماه 1392، دانشگاه شهید بهشتی، تهران


[1] زمین‌لرزه و سونامی توهوکو ۲۰۱۱ زلزله‌ای است، که ۱۱ مارس ۲۰۱۱ به قدرت ۹ درجه در نزدیکی سندای در استان میاگی در شمال شرقی ژاپن رخ داد. در تاریخ اول آوریل، دولت ژاپن نام رسمی "زمین‌لرزۀ بزرگ شرق ژاپن" را بر این فاجعه نهاد. زمین‌لرزه توهوکو قوی‌ترین زمین‌لرزه در ژاپن و پنجمین در جهان از زمان آغاز ثبت شدت زلزله‌ها از ۱۹۰۰ میلادی می‌باشد.

[2] مقیاس بزرگای گشتاوری(Moment magnitude scale)- مقیاسی‌ است که برای اندازه‌گیری توانایی زلزله‌ها استفاده می‌شود. به این دلیل که حاصل این مقیاس برای زلزله‌های بزرگ برخلاف مقیاس ریشتر اشباع نمی‌شود، در حال حاضر این مقیاس رایج‌ترین مقیاس مورد استفاده در مطالعات زلزله‌شناسی می‌باشد.

[3] Developed countries

[4] More industrial developed countries

[5] Crisis ethics

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.