1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست محیط زیست
  4. >
  5. آب
  6. >
  7. مدیریت سازه‌ای

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

3 آبان 1394 ساعت 09:39 شماره مسلسل: 1100148

زمان پایان دادن به تفکرات سازه‌ای در مدیریت آب

زمان پایان دادن به تفکرات سازه‌ای در مدیریت آب

غلبه رویکردهای سازه‌ای در مدیریت آب، نه فقط منجر به تخریب توان بوم‌شناختی (اکولوژیک) ایران شده، بلکه خسارتی نگران‌کننده‌تر بر وحدت ملّی، همبستگی و انسجام اقوام و فرهنگ‌های گوناگون ساکن در فلات ایران برجای نهاده است. چنین است که در یادداشت پیش‌رو، نگارنده کوشیده تا با معرفی گزینه‌ی کم‌خطرتری برای مهار کابوس قحطی آب، چشم‌انداز امیدوارانه‌تری را در پیشگاه رهبران کشور ترسیم کند.


یکبار و برای همیشه بیاییم اعلام کنیم که غلبه تفکرات سازه‌ای در مدیریت آب، یک اشتباه راهبردی بوده است. بیاییم بپذیریم که اگر مملکت را به سمت مصرف حدود 200 هزار میلیارد تومان از سرمایه‌هایش در طرح‌های مدیریت آب سوق نداده بودیم، امروز به مراتب هم طبیعت ما و هم مردمی که باید در این طبیعت زیست کنند، روزگار بهتری داشتند.

خلاصه اینکه حتی اگر بشود از تمامی خسارت‌های هنگفت سدسازی و طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای که منجر به نابودی صدها هزار درخت در هیرکانی، ارسباران، زاگرس و خلیج فارس و سواحل دریای عمان شده گذشت و هیچ ربطی بین آن سازه‌های پهن‌پیکر سیمان‌اندود با افزایش چشمه‌های تولید گرد و خاک قایل نشد و اگر بشود مرگ میلیون‌ها قطعه ماهی در آب‌های شیرین رودخانه‌های زاییده از دامنه‌های البرز و زاگرس را به دلیل سدسازی‌‌های متعدد نادیده گرفت؛ از یک خسارت، از یک جنایت و از یک فاجعه نمی‌توان و نباید به راحتی گذشت!

اینکه در اثر غلبه تفکرات سازه‌ای در مدیریت آب، متأسفانه ما رابطه‌ی بین ایرانیان را مختل کرده‌ایم. امروزه نه فقط باید از عوارض حاشیه‌نشینی مردمی که خانه و کاشانه خود را در اثر احداث سدهای متعدد در خوزستان، ارومیه، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، مازندران، گیلان، فارس، تهران، البرز، لرستان و ... از دست داده‌اند، نگران باشیم؛ بلکه رخداد مهم‌تر و خطرناک‌تر، اختلالی است که در یکپارچگی هویت ملی ایرانیان بوجود‌آمده و بر سر طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای، رابطه‌ی هموطنان عرب‌زبان ما در خوزستان با اصفهانی‌ها دچار لکنت شده و به همین ترتیب، بختیاری‌ها، لرها، قمی‌ها، اصفهانی‌ها، کاشانی‌ها، یزدی‌ها، کرمانی‌ها، سیستانی‌ها و ترکمن‌ها به مشکل خورده‌اند و حتی برخی جریانات پان‌ترکیسم در آذربایجان به دلیل خشک شدن دریاچه ارومیه، تقویت شده و ناآگاهان و عنادورزانی بر این طبل می‌کوبند که فارس‌ها به عمد دارند دریاچه ما را خشک می‌کنند. الان رابطه بین مردم در علی‌آباد کتول در استان گلستان با مردم شاهرود و سمنان بر سر طرح انتقال آب از دشت زرین‌‌گل و چشمه‌های قطری به شدت تیره شده، طرح گلاب و بهشت‌آباد، جهنم را به یک قدمی نزدیک کرده، رابطه‌ی مردم در بالادست بختگان در کام‌فیروز با پایین‌دست آن در استهبان، خونه کت و نیریز اصلاً خوب نیست؛ مردمان در بالادست‌های اترک، بی‌مهابای پایین‌دست‌ها در آلماگل، الاگل، آجی گل و گمیشان، آب را به یغما برده‌اند؛ روزگار آبشارهای زیبای شاهان‌کوه و رابطه‌ی مردم خوب فریدون‌شهر با اصفهانی‌ها هم می‌رود تا تیره و تار شود، همانگونه که الیگودرزی‌ها الان دل خوشی از قمی‌ها یا ناغانی‌ها دل خوشی از بروجنی‌ها ندارند! دارند؟

در یک کلام، داریم با نابخردی‌های مدیریتی گسترده و شگفت‌آور، مقدمات جنگ آب را در داخل مرزهای خود مهیا می‌کنیم! چرا؟

پرسش این است که آیا به راستی راه کم‌خطرتر، ساده‌تر و ارزان‌تری برای مواجهه با کمبود آب شیرین برای ایرانیان وجود نداشت؟ چرا لشکر یکصدهزارنفری متخصصان شاغل در شرکت‌های اقماری سدساز و متمول در وزارت نیرو، هیچیک به صرافت کشف و معرفی راه دیگری نیافتادند؟ چرا همچنان وزیر نیرو باید از کمبود اعتبار یکصد و پنجاه هزار میلیارد تومانی برای تکمیل طرح‌های سازه‌ای نیمه‌تمام وزارت متبوعش گله‌مند و طلبکار باشد؟

از سوی دیگر، آشکارا می‌توان پیش‌بینی کرد که چنانچه باور حاکمیت و اراده دولت برجایگزینی این روش به جای طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای و سدسازی باشد، آنگاه با اتکا به سرمایه‌های انسانی جوان، متخصص و مستعد این کشور، می‌توان راهکارهایی را یافت که نگرانی‌های محیط زیستی یادشده را هم به کمینه تقلیل دهد؛ چنین انتظاری از دانشمندان کشوری که توانسته‌اند در شرایط تحریم صددرصد، کیک زرد بسازند، خیلی دور از انتظار و آرمانی یا تخیلی نیست! هست؟

نکته مهم دیگر آن است که اگر شیرین کردن آب از خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر به عنوان سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران برای تأمین آب شیرین ایرانیان در اولویت قرار گیرد، آنگاه ناچار خواهیم بود تا مقررات سختگیرانه‌تری برای پایش مواد میکروبی موجود در آب سواحل وضع کرده و بدین‌ترتیب، توان پایشگری و نظارت سازمان حفاظت محیط زیست بر کارخانه‌ها به شدت افزایش خواهد یافت. چرا که آب‌شیرین‌کن‌ها فقط می‌توانند نمک را از آب بگیرند و نه باکتری و میکروب‌های خطرناک را. با چنین رویکردی می‌توان انتظار داشت تا بتدریج با کاهش ورود شیرابه‌ها و پساب‌های خام به محیط‌های ساحلی و همچنین نظارت بر تردد کشتی‌ها و آب توازن آنها، بر کیفیت زیگونگی (تنوع زیستی) در محیط‌های ساحلی و دریایی افزوده شده و با افزایش آبزیان، نه فقط بر درآمدهای صیادی اضافه شود، بلکه مصرف گوشت ماهی سهم بیشتری از رژیم غذایی ایرانیان را به خود اختصاص داده و بدین‌ترتیب، فشار بر مراتع و جنگل‌های کشور برای تأمین گوشت قرمز – که برای تولید هر کیلوگرم آن تا 15 هزار لیتر آب مورد نیاز است – کاهش یافته، بوم‌سازگان‌های آسیب‌دیده مجال خوداحیایی خواهند یافت و با بهبود کیفیت منابع آب و خاک، کیفیت محصولات غذایی هم که مهم‌ترین عامل مؤثر در تشدید یا مهار سرطان در کشور محسوب می‌شوند، ارتقاء خواهند یافت. دستاوردی که کمک می‌کند تا سالانه برای مبارزه با سرطان و خرید داروهای مرتبط با آن، بیش از 10 هزار میلیارد تومان از کیسه دولت و ملت ( حدود 60 برابر بودجه سالانه سازمان حفاظت محیط زیست!) به هدر نرود.

جایگاه ایران به دلیل قرار گرفتن در کنار منابع دایم و عظیم آب در شمال و جنوب آن، هرگز نباید در سایه‌ مخاطره‌ی جنگ آب قرار گیرد. کافی است سردمداران مدیریت آب کشور، از آنجایی که همیشه در ساختمان بزرگ و مدرن نیایش در تقاطع کردستان نشسته‌اند و به دامنه‌های جنوبی البرز می‌نگرند، تغییر مکان داده و منظر نوینی برای نگریستن برگزینند تا چشم‌اندازهای امیدوارکننده‌تری را بتوانند انتخاب کنند.

انشاالله.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.
جلال ضمیرپاک کارشناسی ارشد هواشناسی

8 آبان 1394 ساعت 09:31

عرض سلام وخسته نباشی به اقای درویش از مطا لب بسیار ارزنده شما یکی دیگر ازمشکلات سد سازی درغرب وجنوب غربی کشور برروی تمامی رودخانه پدیده گرد وخاک برون مرزی در کشور همسایه غربی می شود که هرچند یکبار میهمان ناخوانده شهر های مرزی ما می باشد زیرااکثر کشاورزان عراقی زمین های خودرا رها کرده که بیشتر انها به بیابان تبدیل شده است ویااکثر نخلستانهای که قبلا مانند فیلتر عمل میکردن خشک ویا رها شده اند

فریبا کلانتر

9 آبان 1394 ساعت 22:56

هم اکنون فقط می توانم دعا کنم :
آفریدگارا گوش مسوولان را شنوا بگردان!
آمین

روح الدین آقایی

9 مرداد 1395 ساعت 13:57

سلام
من یک روش عملی برای بیابان زدایی بلدم که میخوام عملی بشه
با من تماس بگیرید

لوگوی شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

با سلام
جناب آقای آقایی می‌توانید پیشنهاد خود را در قالب مقاله سیاستی برای درج در سایت شمس ارسال کنید.

مرادی

22 مهر 1395 ساعت 11:22

با سلام
بنده پیشنهاد میکنم مدیریت منابع اب در مناطق مختلف با بارندگی و اقلیم های متفاوت را از هم تفکیک کنیم مدیریت منابع اب را فقط با سد سازی نبینیم یکی از راههای مدیریت منابع اب سد و سازه های مهار اب است ان هم در یک نقطه مدیریت منابع اب را با عملیات بیولوژیک هم میتوان مد نظر داشت که چون دیر بازده است کمتر مد نظر میباشد. کنترل هرزاب ،کنترل سیلاب و کنترل رسوب از اصول علمی اکادمیک میباشد پس همه روشهای فوق را با چوب سد سازی نرانیم
ممنون