1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست اقتصادی
  4. >
  5. سیاست‌های اقتصاد کلان
  6. >
  7. سیاست تجاری

نوع مطلب: مرور سیاست

17 مهر 1398 ساعت 06:02 شماره مسلسل: ۲۲۰۰۸۴۷

نگاهی به فرصت‌های دیپلماسی اقتصادی ایران و افغانستان

نگاهی به فرصت‌های دیپلماسی اقتصادی ایران و افغانستان

هم‌مرز بودن این کشور با ایران و وضعیت نامناسب اقتصادی باعث شده ظرفیت‌های زیادی در اختیار ایران در شرایط تحریم قرار بگیرد. اقتصاد سنتی و نقدی افغانستان، کنترل قاچاق ارز را با دشواری مواجه ساخته و این مسئله رصد معاملات ارزی افغانستان با ایران از سوی ایالات‌متحده را با دشواری مواجه خواهد ساخت. ضمن اینکه محدودیت‌های ژئوپلیتیک افغانستان و اهمیت توسعه بندر چابهار برای این کشور، پیوند بین ایران و افغانستان را افزایش خواهد داد.

مقدمه

استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه یکی از مسائل با اهمیت در دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در شرایط فشار تحریم است. در میان کشورهای همسایه، افغانستان علاوه بر ویژگی هم‌مرز بودن، به دلیل اشتراکات فرهنگی و زبانی و نیز دارا بودن وضعیت اقتصادی خاص خود از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای در دیپلماسی اقتصادی ایران برخوردار است. در حال حاضر ایران بزرگ‌ترین شریک تجاری افغانستان است و این کشور علاقه‌مند به افزایش حجم تجارت خود با ایران و هند از طریق بندر چابهار است؛ اما اعمال تحریم‌های مجدد آمریکا علیه ایران، چشم‌انداز روابط اقتصادی این کشور با ایران را تا حدودی پیچیده خواهد کرد. بااین‌حال ظرفیت‌های زیادی در مناسبات ایران و افغانستان وجود دارد که می‌توان با بهره‌برداری از آن، بخش قابل‌توجهی از فشارهای ناشی از تحریم‌های اقتصادی آمریکا را به حداقل رساند.

دیپلماسی اقتصادی

یکی از سیاست‌های کارآمد و راهبردی برای پیشرفت اقتصادی و کسب امتیاز در صحنه رقابت اقتصاد جهانی، از تلاقی دو حوزه اقتصاد و سیاست خارجی با عنوان «دیپلماسی اقتصادی» حاصل می‌شود. برخی در تعریف دیپلماسی اقتصادی آورده‌اند؛ دیپلماسی اقتصادی به مفهوم کارکردی کردن دیپلماسی در عرصه اقتصاد و به کارگیری توانایی‌های بالقوه و بالفعل دیپلماسی برای تحقق اهداف اقتصادی کشورها است[1]. از وظایف اصلی دیپلماسی اقتصادی، ظرفیت‌ سازی برای تجارت است که شامل استفاده از نفوذ و روابط سیاسی برای تحت تاثیر قرار دادن جریان تجارت و سرمایه‌گذاری بین‌المللی است. بر همین اساس ضرورت جهت‌گیری دیپلماسی اقتصادی ایران به سوی بازار همسایگان به ویژه در شرایط فشار حداکثری ایالات متحده امریکا، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند و افغانستان به عنوان دروازه ورود ایران به آسیای مرکزی و چین بهترین فرصت برای حضور فعالان اقتصادی، تجاری و در نتیجه نفوذ استراتژیک ایران است.

اهمیت افغانستان در روابط اقتصادی ایران

کشور افغانستان با حدود 650000 کیلومتر مربع وسعت و تقریباً 28 میلیون نفر جمعیت و بیش از 930 کیلومتر مرز مشترک، جایگاه و اهمیت ویژه ای به لحاظ ژئواکونومی و ژئواستراتژیکی در بین همسایگان ایران دارد. مطابق آمار مرکز تجارت جهانی، ایران نخستین مبدا واردات افغانستان در چند سال گذشته بوده است. حجم صادرات کالا از ایران به این کشور در سال 1397 برابر 2927 میلیون دلار بوده است که 5 درصد نسبت به مدت مشابه سال 1396 افزایش یافته است[2]. هر چند بنا به دلایلی، آمار مرکز تجارت جهانی در کالاهای غیرنفتی در بسیاری از مواقع کمتر از آمار گمرک ایران است، اما با این وجود، داده‌های این مرکز نشان می‌دهد که ایران مبدا اصلی واردات افغانستان بوده است. اهمیت این مسئله زمانی روشن تر می‌شود که افغانستان از سمت شرق با کشور چین هم مرز است.

افغانستان بیش از 90 درصد نیازهایش را از خارج و به خصوص از همسایگانش تأمین می کند. ایران یکی از شرکای تجاری افغانستان با تجارت سالانه حدودا دو و نیم میلیارد دلار و یکی از صادر کنندگان مهم برق به افغانستان به میزان سالانه حدود 237 مگاوات در سال1394 محسوب می شود[3]. ایران در طرح های جدید بازارچه های مرزی و در افزایش سرمایه گذاری در خطوط تولیدی صنایع متوسط و کوچک افغانستان نیز نقشی مؤثر ایفا می کند. «توافقنامه چابهار » بین ایران، هند و افغانستان نیز یکی از مهمترین طرح های مشترک اقتصادی است. در یک دوره پنج ساله، صادرات ج.ا.ایران به افغانستان به رغم وجود تحریم های بین المللی علیه ایران، بیش از دو برابر رشد داشته، اما صادرات افغانستان به ایران تغییر چندانی نکرده است.

به نظر میرسد، در یک دهه اخیر وجود برخی اختلاف نظرهای سیاسی- امنیتی بین دو کشور، وجود تحریم های بین المللی علیه ایران و همچنین واگرایی سیاسی ناشی از تنش ها و اختلافات آبی، از عوامل مهم عدم رشد مبادلات اقتصادی بین دو کشور بوده است. در این میان، اختلافات جدی طرفین بر سر موضوعات آبی، سهم بیشتری در کدورت سیاسی و دوری دو کشور از یکدیگر داشته است.

افغانستان دروازه ورود ایران به آسیای مرکزی

این کشور از سمت شرق با تاجیکستان و منطقه کشمیر هم مرز است که مردم این مناطق قرابت فرهنگی و دینی زیادی با ایران دارند؛ این مسئله می‌تواند از نظر صادرات اهمیت بالایی داشته باشد. همچنین روابط راهبردی با افغانستان می‌تواند مرزهای ایران را عملا تا چین برساند. کوتاهی ایران در ایجاد ارتباط مستحکم با افغانستان، پای رقبای ایران را به این کشور باز خواهد کرد و دست ایران از سرمایه‌های انسانی و طبیعی این کشور کوتاه خواهد شد.

افغانستان می تواند در آینده نزدیک وضعیت اقتصادی اسیای مرکزی و جنوبی را تغییر دهد. منابع این کشور برای احیای دوباره وضعیت اقتصادی، حمل و نقل و انرژی منطقه مهم به حساب می آیند. بدیهی است که تحقق بیشتر استفاده از منابع افغانستان فقط بعد از ثبات اوضاع سیاسی در این کشور ممکن می باشد اما ازهمین اکنون می توان آشکارا نقش و تاثیر این کشور را در رشد و تحول تجارت منطقه ای مشاهده کرد. نقشه حمل و نقل آسیای مرکزی در صورت ثبات اوضاع سیاسی در افغانستان بصورت بنیادی تغییر می کند؛ و این موضوع وابسته به ساخت جاده ها و راه آهن مربوط می باشد که اسیای مرکزی را با آسیای جنوبی وصل می کند و براساس آن ارتباط بین چین با تاجکستان، افغانستان و ایران برقرار خواهد شد که احداث آن نقش کلیدی را در حمل و نقل منطقه ای و تقویت روابط تجاری خواهد داشت.

بهره‌برداری از ظرفیت‌های مرزی مشترک

هم‌مرز بودن افغانستان با ایران به‌مانند دیگر همسایگان ظرفیت‌های فراوانی در اختیار ایران جهت تأمین ارز موردنیاز قرار داده است. هم‌اکنون کاهش دسترسی ایران به ارز به دلیل تحریم، موجب ایجاد و گسترش بازار سیاه در امتداد مرز افغانستان-ایران شده است. بسیاری از افغان‌ها پس از تحریم‌های ترامپ به این نتیجه رسیدند تا دلار خریداری‌شده در کشور خود را به ایران آورده و به قیمت گران‌تری بفروشند. ایران می‌تواند از طریق چنین بازاری، بخشی از کسری دلار خود را جبران کند و به نوعی فشار تحریم ها را خنثی نماید.

تقویت همبستگی اقتصادی منطقه‌ای از طریق بندر چابهار

محصور بودن افغانستان در خشکی باعث شده این کشور با محدودیت‌های زیادی در روابط خارجی خود به‌ویژه در زمینه تأمین مواد غذایی و تجارت مواجه باشد. نزدیک‌ترین راه‌های دسترسی این کشور به دریا از طریق کشورهای ایران و پاکستان میسر است. بسته شدن متعدد مرزهای مشترک افغانستان-پاکستان در سال‌های اخیر و ایجاد محدودیت‌های ترانزیتی از سوی پاکستان باعث شده افغانستان توجهی ویژه به بندر چابهار داشته باشد. از طرف دیگر، ایجاد دسترسی سریع تر کشورهای آسیای مرکزی از طریق خاک افغانستان به اقیانوس هند و شرق آسیا می‌تواند انگیزه‌های مضاعفی را برای شرکت‌های چینی و هندی در راستای سرمایه‌گذاری بیشتر در زمینه حمل و نقل ریلی و جاده‌ای در افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی و حتی در ایران و پاکستان فراهم سازد.

پروژه راه ابریشم و نقش افغانستان

برای افغانستان که به لحاظ موقعیت استراتژیک می‌تواند جنوب آسیا را به آسیای مرکزی متصل سازد و به این ترتیب جنوب آسیا را به اروپا، پروژه بزرگ فراقاره‌یی راه ابریشم جدید می‌تواند فرصتی طلایی باشد. راه ابریشم از راه هایی است که پیشینه خوبی در تجارت میان قاره ها مخصوصاً آسیا، اروپا و قسمتی از افریقا داشته و افغانستان هم در محل تلاقی آسیا و اروپا قرار داشته که نقش کلیدی در این مسیر داشته است.

در این میان ایران و افغانستان امروزی برای هزاران سال نقش یک پل ارتباطی بین شرق و غرب، و شمال و جنوب را ایفا کرده‌اند؛ و این یک مدعا نیست. راه ابریشم جدید در واقع می‌تواند زمینه‌های همکاری را مرحله به مرحله گسترش دهد و از مناطقی آغاز شود که درآن جا مزیت بیشتری وجود دارد. یکی از این مناطق مهم آسیای مرکزی و افغانستان است. این منطقه، نقطه توازن دهنده پروژه «راه ابریشم جدید» به شمار می‌رود. چراکه این کشورها در سال‌های اخیر هیچ گونه تنش قابل توجهی نداشتند و بین دولت‌های این کشورها نیز اعتماد بیشتری برقرار است. نتیجه پروژه «راه ابریشم جدید» صدور امن انرژی نفت و گاز و انتقال آن به بازارهای مصرف در اروپا و شرق دور، توسعه حمل و نقل ریلی، جاده‌ای و آبی درسطح منطقه به منظور حمل کالاها و تجارت با سایر کشورها است. بدون شک توسعه اقتصادی منطقه با افغانستان به ریشه کن سازی تولید و توزیع مواد مخدر، زمینه‌های گرایش به تروریسم و افراط گرایی مذهبی از طریق کاملاً مسالمت آمیز کمک می‌کند[4].

ظرفیت بزرگ افغانستان برای دیپلماسی اقتصادی ایران

  1. با روی کار آمدن دولت جدید در پاکستان، احتمال بهبود روابط تجاری دو کشور و اجازه پاکستان برای دسترسی هند به بازار افغانستان از طریق خاک این کشور قوت گرفته است، ایران باید بیش از پیش به فکر تثبیت و گسترش بازار خود در افغانستان باشد و از ظرفیت بزرگ این کشور برای تولید و صادرات محصولات ایرانی استفاده کند.
  2. برپایی نمایشگاه‌های بین‌المللی به‌ عنوان یکی از روش‌های مهم و تاثیرگذار معرفی کالاهای باکیفیت صادراتی به همراه انتقال فناوری و دانش فنی محسوب می‌شود و می‌تواند نقش موثری در فرایند توسعه صادرات غیرنفتی ایفا کند.
  3. توجه به توانمندی‌های تجاری، تولیدی و صادراتی و حضور بازرگانان بزرگ افغانستان در شمال این کشور و حضور توانمند ایران در این منطقه می‌تواند به عنوان پلی برای توسعه و تجارت در آسیای مرکزی باشد؛ چراکه توسعه مبادلات تجاری افغانستان با کشورهای همسایه بسیار چشمگیر بوده و مشترک است.
  4. در زمینه تامین انواع کالاهای مصرفی و واسطه‌ای و حضور کالاهای ایرانی در بازار افغانستان لازم است ضمن حفظ بازار کنونی، تعمیق و تثبیت حضور کالاهای باکیفیت مد نظر قرار گیرد.
  5. منظر دیگر بهره‌گیری از ظرفیت‌های بالقوه در حوزه‌های توسعه صنایع کوچک و متوسط، پروژه‌های خدمات فنی و مهندسی مورد نیاز افغانستان و حوزه معادن این کشور است که دولت افغانستان در نظر دارد در جهت توانمندسازی زیرساخت‌ها و تامین منابع مالی آتی در راستای تحقق شعار توسعه آن‌ها را فعال‌تر کند. یکی دیگر از مزایای تجارت با افغانستان نیروی کار فراوان و ارزان و قانع است که می توان از این فرصت بهره مند شد.
  6. مبارزه واقعی با هرگونه افراط گرایی و خشونت طلبی در گروی شکل گیری «بازار مشترک منطقه‌ای» است. این همکاری اگر فراگیر و همه‌جانبه نباشد، حتی اگر شکل هم بگیرد؛ مؤثر نخواهد بود. زیرا در سایه این همکاری و هماهنگی بین همه کشورهای منطقه راه ابریشم، مانند ایران، روسیه، چین، هند، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز می‌توان انتظار داشت اقتصاد کشورهای منطقه آسیای مرکزی و جنوبی به همراه افغانستان متحول شود.

نتیجه‌

با بازگشت تحریم‌های ایالات‌متحده علیه ایران پس از خروج از برجام، نقش‌آفرینی همسایگان به ویژه افغانستان در تعدیل شرایط سخت تحریم بر ایران بسیار بااهمیت است. هم‌مرز بودن این کشور با ایران و وضعیت نامناسب اقتصادی باعث شده ظرفیت‌های زیادی در اختیار ایران در شرایط تحریم قرار بگیرد. اقتصاد سنتی و نقدی افغانستان، کنترل قاچاق ارز را با دشواری مواجه ساخته و این مسئله رصد معاملات ارزی افغانستان با ایران از سوی ایالات‌متحده را با دشواری مواجه خواهد ساخت. ضمن اینکه محدودیت‌های ژئوپلیتیک افغانستان و اهمیت توسعه بندر چابهار برای این کشور، پیوند بین ایران و افغانستان را افزایش خواهد داد. بااین‌حال آنچه موجب استفاده حداکثری از ظرفیت اقتصادی کشورهای همسایه مثل افغانستان خواهد شد، به‌کارگیری دیپلماسی اقتصادی فعال از سوی جمهوری اسلامی ایران است.

منابع

1. طباطبایی، سیدعلی(1388). «بایسته‌های دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در عصر جهانی شدن». فصلنامه مطالعات سیاسی، ش 5، ص2.

2. وضعیت تجارت جمهوری اسلامی ایران در سال 1397. قابل بازیابی: http://www.tpo.ir/uploads/amar_tejarat_khareji_12_mahe.pdf

3. http://www.eghtesadasia.com/?p=2616

4. http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/47152/

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.