1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

8 اسفند 1397 ساعت 03:01 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۷۸۰

اتحادیه اروپا و خاورمیانه: از سیاست‌های عمل‌گرایانه تا ملاحظات واقع‌گرایانه

اتحادیه اروپا و خاورمیانه: از سیاست‌های عمل‌گرایانه تا ملاحظات واقع‌گرایانه

به نظر می‌رسد، برجسته‌تر شدن سیاست‌های موضوع محور و عمل‌گرایانه نسبت به سیاست‌های مبتنی بر جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای؛ برجسته‌تر شدن واقع‌گرایی دیپلماتیک نسبت به ایدئالیسم دموکراتیک و محدود شدن دامنه کنش به علت مواجهه با نظام چندبازیگری در منطقه را باید از مهم‌ترین تغییرات در حوزه کنشگری منطقه‌ای اروپا در خاورمیانه در نظر گرفت.

تردیدی وجود ندارد که اتحادیه اروپا در قبال منطقه خاورمیانه، همواره ملاحظات و نگرانی‌های امنیتی؛ اقتصادی و هنجاری داشته است و خواهد داشت. بااین‌وجود، کنشگری اتحادیه اروپا و اروپا در منطقه خاورمیانه در سال‌های اخیر شاهد تغییراتی بوده است. تغییراتی که از جمله محصول تحولات ژئوپلیتیکی مرزهای جنوبی قاره و تحولات موسوم به بهار عربی بوده است. به نظر می‌رسد، برجسته‌تر شدن سیاست‌های موضوع محور و عمل‌گرایانه نسبت به سیاست‌های مبتنی بر جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای؛ برجسته‌تر شدن واقع‌گرایی دیپلماتیک نسبت به ایدئالیسم دموکراتیک و محدود شدن دامنه کنش به علت مواجهه با نظام چند بازیگری در منطقه را باید از مهم‌ترین تغییرات در حوزه کنشگری منطقه‌ای اروپا در خاورمیانه در نظر گرفت.

"برجسته‌تر شدن رئالیسم دیپلماتیک نسبت به ایدئالیسم دموکراتیک"(1) و مواجهه واکنشی‌تر و کمتر ایجابی با شرایط در حال تغییر و پیش‌بینی‌ناپذیر منطقه، یکی از حوزه‌های تغییر در سیاست خاورمیانه‌ای اروپا بوده است. درواقع در سال‌های اخیر، منطقه خاورمیانه محلی مناسب برای بروز و ظهور رقابت دیرپای اروپا به عنوان "بازیگری هنجاری" و اروپا به عنوان "بازیگری رئالیستی" بوده است. به نظر می‌رسد مواجهه اروپا با چالش‌های اقتصادی و نیاز فزاینده این قاره به استفاده از ظرفیت‌های ژئواکونومیکی منطقه خاورمیانه در کنار مواجهه اروپا با پیامدهای امنیت زدای تحولات موسوم به بهار عربی، تمرکز بیشتر اروپا بر ثبات سازی و امنیت سازی با وجوهی از "کوتاه مدت گرایی" را به همراه آورده است. بدیهی است این تغییر، به معنای خارج شدن ملاحظات مبتنی بر درونی سازی هنجارها به ویژه از مسیر بسترسازی نهادی، توسعه‌ای و دموکراتیک در کشورهای منطقه و یا بی‌تمایلی به اثربخشی بر پویش‌های سیاسی آینده منطقه نیست. یکی از شاخصه‌های برجسته‌تر شدن رئالیسم دیپلماتیک، برجسته‌تر شدن روابط دوجانبه اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی با کشورهای منطقه خاورمیانه نسبت به مواجهه اتحادیه با این منطقه و کشورهای آن به عنوان یک نهاد است. در این چارچوب، اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر بیش‌ازپیش به دنبال آن بوده است که از موقعیت خود به عنوان تنها بازیگری که قادر به صحبت کردن با همه طرف‌های درگیر در خاورمیانه است استفاده کند. در واقع به نظر می‌رسد، در سال‌های اخیر و سال‌های پیش رو، کنش‌های رئالیستی‌ای چون میانجی‌گری و استفاده از ابزارهای دیپلماسی کلاسیک به نسبت تمرکز بر دموکراسی سازی عمیق برای اروپا اهمیت بیشتری یافته و خواهد یافت.

واقعیت دیگر در حوزه کنش گری اتحادیه اروپا در بستر مواجهه رئالیستی نسبت به تحولات منطقه، افزایش حساسیت اروپا نسبت به روندها و بازیگران امنیت زدا در منطقه و به ویژه حساس شدن نسبت به موازنه منطقه‌ای و رقابت‌های ژئوپلیتیکی در منطقه است. در این نگاه، به نظر می‌رسد، ضمن آنکه اروپا، پدیداری چون برجام را برای خود امنیت ساز می‌داند و آن را "یکی از معدود دارایی‌های اروپا برای ایفای نقش ژئوپلیتیکی در منطقه"(2) و واجد جایگاهی هنجاری در حوزه سیاست خارجی اتحادیه اروپا به شمار می‌آورد، تفوق و هژمونی منطقه‌ای هیچ یک از قدرت‌های اصلی منطقه به ویژه ایران را نپذیرفته و نخواهد پذیرفت. در این چارچوب، در دیدگاه اروپا، کنش‌های منطقه‌ای و موشکی ایران (به ویژه بخش اشاعه توان موشکی ایران به پراکسی‌های منطقه‌ای آن) که به کسب موقعیت هژمونیک این کشور در منطقه بینجامد، از جمله با برجسته‌سازی معمای امنیت و تضعیف رژیم اشاعه در منطقه، برای اروپا امنیت زدا خواهد بود. در ضمن چارچوب این نگاه اروپا، یکی از دلایل شکست سیاست اروپا در تعدیل رفتار داخلی و منطقه‌ای عربستان، حمایت‌های بی‌قیدوشرط آمریکای عصر ترامپ از عربستان بوده است. حمایت بی‌قیدوشرطی که از جمله به دلیل سیاست مشترک آمریکا و عربستان در اعمال فشار بر ایران و تلاش آمریکا در همراه کردن ریاض برای کاهش قیمت جهانی نفت صورت گرفته است. در این راستا به نظر می‌رسد پیگیری برنامه تهاجمی داخلی و اتخاذ برنامه تهاجمی خارجی توسط عربستان به صورت تدریجی، عادت تصمیم سازان اروپایی را در دیدن عربستان به عنوان متحدی کلیدی و پایه ثبات در منطقه تضعیف خواهد کرد. مسئله‌ای که برخی از وجوه آن در نحوه مواجهه اروپا با رخداد قتل جمال خاشقچی عیان گردید.

اروپا همچنین نگران پیامدهای امنیت زدای رقابت‌های ژئوپلیتیک و ژئوکالچر کشورهای ترکیه، ایران و عربستان در منطقه است. رقابت‌هایی که بر تحولات یمن، قطر، سوریه، لبنان، عراق و دیگر مسائل منطقه اثر گذارده است. در این چارچوب، اتحادیه اروپا نسبت به ورود در هر ائتلاف منطقه‌ای از جمله در ائتلاف منطقه‌ای مقابل ایران تحفظ داشته و خواهد داشت.

برجسته‌تر شدن سیاست‌های موضوع محور؛ عمل‌گرایانه و مبتنی بر روابط دوجانبه (با مرکزیت ملاحظات امنیتی از جمله امنیت انرژی و ملاحظات اقتصادی) نسبت به سیاست‌های مبتنی بر جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای چون سیاست همسایگی اتحادیه اروپا(3) (با مرکزیت ساخت حلقه دوستان) و برنامه مشارکت اروپا- مدیترانه (4) (با محوریت برسازی حکمرانی مدیترانه‌ای) از دیگر حوزه‌های تغییر در سیاست خاورمیانه‌ای اروپا بوده است. در واقع در نگاه جدید اروپا، تمرکز موضوعی و خاص بر چالش‌ها و عوامل امنیت زدای منطقه (به عنوان نقاط بحران‌زای منطقه‌ای)(5) و تمرکز بر تک‌تک کشورهای این منطقه، نسبت به پیگیری و اعمال سیاست‌های مبتنی بر یکپارچه بینی مسائل منطقه، مدیریت بحران در این منطقه را تسهیل می‌کند. بدیهی است در این چارچوب، اتحادیه اروپا در سال‌های پیش رو نیز همچنان با خلأ مواجهه‌ای منطقه‌ای در قالب سیاست‌های منسجم و جامع و نه سیاست‌های موضوع محور ، مواجه خواهد بود.

تغییرات ژئوپلیتیکی مبتنی بر تثبیت نظام چند بازیگری در منطقه خاورمیانه نیز بر سطح و عمق کنشگری اروپا در منطقه خاورمیانه اثر گذاشته است. در واقع درحالی‌که در بستر مواجهه با جهان چندقطبی قرن بیست و یکمی، اروپا به صورت روزافزون به دنبال استفاده از ظرفیت‌های منطقه خاورمیانه برای گسترش نفوذ جهانی خود بوده است، به صورت تناقض نما با رقبایی قدرتمند در منطقه مواجه شده است. در سال‌های اخیر شاهد گسترش نفوذ و کنشگری کشورهایی چون ایران؛ ترکیه و عربستان در منطقه خاورمیانه هستیم. این واقعیت جدید از دو روش بر کنش گری منطقه‌ای اروپا اثر گذارده است. نخست آنکه رقابت‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های اصلی منطقه در موضوعاتی چون موضوع سوریه و یا موضوع یمن، کنش مؤثر و ایجابی اروپا را در این پرونده‌ها دشوار کرده است. دیگر آنکه عمق کنشگری اتحادیه اروپا و کشورهای قدرتمند اروپا به علت تضعیف ابزارهای اصلی اثربخشی آن‌ها در منطقه تضعیف شده است. به عنوان شاهد مثال، در شرایطی که پس از کودتای علیه دولت مرسی در مصر، اروپا در گیرودار استفاده از ابزارهای اقتصادیِ اثربخشی بر تحولات مصر بود، شاهد کمک هشت میلیارد دلاری عربستان برای حمایت از السیسی بودیم.

منابع

1- O’Sullivan, Domhnal, 2014, The EU in the MENA region: confounded by the chaos?, The Geneva Centre for Security Policy, Policy Paper, June
2- Alcaro, Riccardo, 2018, Between a Rock and a Hard Place: Europe's Uncertain Role in Middle Eastern Geopolitics, Istituto Affari Internazionali, Issue: 18|28
3- The European Neighborhood Policy
4- Euro-Mediterranean partnership
5- Regional flash points

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.