1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

30 دی 1397 ساعت 21:07 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۷۵۶

اجلاس ورشو، از ائتلاف داوطلبان تا سیاست‌های اروپایی ترامپ

اجلاس ورشو، از ائتلاف داوطلبان تا سیاست‌های اروپایی ترامپ

برگزاری اجلاس "صلح و امنیت در خاورمیانه" و همچنین انتخاب لهستان توسط آمریکا برای برگزاری این اجلاس باید در متن گسترده‌تر سیاست‌های جهانی و اروپایی آمریکا و همچنین در چارچوب ملاحظات و سیاست‌های حاکمان فعلی لهستان مورد ارزیابی قرار گیرد.

به نظر می‌رسد برگزاری اجلاس "صلح و امنیت در خاورمیانه" و همچنین انتخاب لهستان توسط آمریکا برای برگزاری این اجلاس باید در متن گسترده‌تر سیاست‌های جهانی و اروپایی آمریکا و همچنین در چارچوب ملاحظات و سیاست‌های حاکمان فعلی لهستان مورد ارزیابی قرار گیرد. در این نگاه، صرفاً ضدایرانی‌دیدن این نشست تقلیل‌گرایانه خواهد بود. به نظر می‌رسد از منظر آمریکا، اجلاس "صلح و امنیت در خاورمیانه" گامی مهم در مسیر پیگیری سیاست جدید آمریکا در تمرکز بر "ائتلاف داوطلبان" به جای اتحادهای قاعده محور پیشین است. در ضمن، انتخاب لهستان برای برگزاری این نشست گامی مؤثر در مسیر تضعیف پروژه اروپا؛ محدودسازی تأثیر مخالفت‌های اتحادیه اروپا با سیاست‌های جهانی آمریکا؛ کانونی برای یارگیری‌های جدید در اروپا و مانعی مناسب برای رونمایی از "معامله قرن" است. برای لهستان نیز، آمریکای ترامپ فرصتی امنیتی و سیاسی ازجمله در حوزه مواجهه با اتحادیه اروپا است و این کشور باید همکاری دوجانبه با آمریکا؛ تثبیت حضور نظامی دائمی این کشور در خاک لهستان، تبدیل‌شدن به پل ارتباطی آمریکا و اروپا و استفاده اقتصادی از فرصت‌های تعامل با آمریکا به‌ویژه در حوزه انرژی را دنبال کند.

ملاحظات آمریکا

رهایی از محدودیت‌های نظم قاعده محور و چندجانبه گرایانه نظام بین‌الملل؛ تعامل گزینشی و رهایی از تعهدات و اتحادهای سنتی بلندمدت و قاعده محور، از جمله راهبردهای ایالات‌متحده پس از روی کار آمدن گروه جدید حکمرانی کاخ سفید بوده است. به نظر می‌رسد جایگزین این اتحادیه‌ها برای آمریکای عصر ترامپ، ایجاد ائتلاف‌های موقت حول‌وحوش مسائل خاص یا همان "ائتلاف داوطلبان" است. به نظر می‌رسد اجلاس "صلح و امنیت در خاورمیانه" نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی خواهد بود. به این معنا که ایالات‌متحده در تلاش است تا با ایجاد ائتلاف‌هایی خارج از محدوده نفوذ رژیم‌ها و نهادهای قاعده محور نظام بین‌الملل از جمله برجام؛ سازمان ملل و یا اتحادیه اروپا، به حل‌وفصل مسائلی چون مسئله ایران و مسئله فلسطین بپردازد. بدیهی است در مورد مسئله ایران، ارائه روایتی از جهانی و نه منطقه‌ای بودن تهدید ایران و نمایش و برسازیِ کنشی جهانی برای مواجهه با ایران یکی از اهداف ایجاد این ائتلاف جدید خواهد بود.

انتخاب لهستان نیز بیشتر از منظر سیاست اروپایی آمریکا قابل تحلیل است. در نظر آمریکا لهستان این ظرفیت را دارد که در مسیر تضعیف پروژه اروپا؛ محدودسازی تأثیر مخالفت‌های اتحادیه اروپا با سیاست‌های جهانی آمریکا از جمله در حوزه برجام و پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان برد (INF) و همچنین به عنوان مکانی برای یارگیری‌های جدید مورد استفاده قرار گیرد. به‌عنوان‌مثال می‌دانیم که عبارت "لهستان نخست" عبارتی پرکاربرد در کلام مقامات جدید لهستان است. مسئله‌ای که به عنوان قرینه‌ای از قرابت ایدئولوژیکی مقامات ورشو و واشنگتن تفسیر می‌شود. در نظر اروپا نیز همدلی و همراهی ترامپ با برخی کشورهای اروپای شرقی، از سطح انطباق آن‌ها با هنجارهای اروپایی می‌کاهد و در نتیجه، شکاف دو سوی قاره را به‌ویژه در خصوص مسائلی چون پناه جویان افزایش می‌دهد. در ضمن، موازنه قوای به‌شدت شکننده اروپا بین ملی‌گرایی و اروپایی شدن، و همچنین بین گفتمان بازار و گفتمان حمایت گرایی، با مداخله آمریکا می‌تواند به ضرر پروژه اروپا تغییر کند.

لهستان همچنین می‌تواند مکانی مناسب برای رونمایی از طرح "معامله قرن" باشد. می‌دانیم که یکی از سناریوهای با احتمال وقوع زیاد، رونمایی حداقل بخش‌هایی از طرح آمریکا موسوم به "معامله قرن" در ورشو است. انتخاب پایتختی اروپایی برای رونمایی از طرح "معامله قرن" نیز واجد اهمیت است. می‌دانیم که اروپا خود سیاستی مستقل و نهادمند در خصوص مناقشه فلسطین دارد. کشورهایی چون آلمان و فرانسه و همچنین اتحادیه اروپا بر این باورند که حل‌وفصل مناقشه فوق، برای اصلاحات دموکراتیک در منطقه ضروری است. در ضمن، اتحادیه اروپا، تعهد به ایجاد دو دولت ملت مستقل اسرائیل و فلسطین را به‌عنوان مهم‌ترین عامل تهدید زدا هم برای اسرائیل و هم برای منطقه به شمار می‌آوردند و در راستای تحقق راهبرد ایجاد دو دولت ملت، سیاست اعمال فشار به هر دو طرف مناقشه را در پیش‌گرفته‌اند. در این بافتار، تلاش آمریکا در برداشتن گام‌های مؤثر برای تحمیل طرح خود آن‌هم در کشوری اروپایی، واجد پیام برای اروپا خواهد بود.

ملاحظات طرف لهستانی

اتحادیه اروپا و به‌ویژه هسته مرکزی آن و لهستان ایده‌های متفاوتی در خصوص پروژه اروپا و از آن مهم‌تر نحوه مواجهه با پدیدار ترامپ دارند. به‌عنوان‌مثال درحالی‌که اتحادیه اروپا با محوریت کشورهایی چون آلمان و فرانسه بر لزوم حرکت اروپای مواجه با تعینات ساختاری چون آمریکای ترامپ و روسیه تهاجمی‌تر به سمت هم‌گرایی بیشتر و خوداتکایی راهبردی بیشتر تأکید می‌کند، ورشو به ترامپ به عنوان فرصتی سیاسی و امنیتی می‌نگرد و خواستار درک تحولات جدید نظام بین‌الملل است. در ضمن، خودانگاره مقامات لهستان آن است که این کشور ظرفیت تبدیل‌شدن به رابط بین اروپا و آمریکا و توانایی پر کردن خلأ حضور کشورهایی چون انگلستان و ترکیه را برای آمریکا دارد. در حوزه برجام نیز ورشو بارها خواستار میانجی‌گری بین بروکسل و واشنگتن در حوزه اختلافات برجامی آن‌ها شده است.

استفاده از چتر امنیتی آمریکا نیز برای لهستان بسیار مهم است. اگر بتوان سیاست خارجی لهستان را در خلاصه‌ترین وجه آن معرفی کرد، عبارت "سیاست آمریکا نخست" عبارت مناسبی است. در نگاه لهستان، حفظ و گسترش چتر امنیتی آمریکا در اروپای مواجه با مخاطرات امنیتی ناشی از روسیه و مرزهای جنوبی قاره ضروری است. در این چارچوب، لهستان به دنبال تثبیت حضور نظامی دائمی آمریکا در خاک خود حتی خارج از شرح وظایف ناتو است. در نتیجه، لهستان به درگیر کردن امنیتی آمریکا در منطقه اروپای غربی و مرکزی حساب باز کرده است. دیگر آنکه با توجه به حساسیت امنیتی بالای لهستان نسبت به روسیه، ایجاد ائتلاف امنیتی بین ایران و روسیه که می‌تواند به گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی روسیه ترجمه شود با نگرانی دنبال شده است.

در ضمن، در شرایطی که اروپا به برجام به عنوان یکی از پایه‌های نظم قاعده محور نظام بین‌الملل می‌نگرد، لهستان با ایده‌هایی چون سازوکار مالی ویژه اروپا سر سازگاری ندارد. درواقع گرچه لهستان به صورت کلی موافق برجام بوده است، ولی در خصوص ایده‌هایی چون سازوکار مالی ویژه حساس است. این مسئله دو علت دارد. نخست آنکه این سازوکار در نظر لهستان می‌تواند به تضعیف بیش‌ازپیش روابط یورو آتلانتیکی منجر شود. دیگر آنکه با توجه به مخالفت شدید لهستان با ساخت خط لوله نورث استریم، در نظر مقامات لهستانی، "نهاد سازوکار ویژه مالی اروپا می‌تواند به‌عنوان اهرمی برای اروپا برای دور زدن تحریم‌های آمریکا علیه شرکت‌های اروپایی فعال در این پروژه منجر شود."(1) حساسیت لهستان به خط لوله نورث استریم نیز ناشی از نگرانی ورشو از وابستگی بیشتر کشورهای اروپایی چون آلمان به گاز روسیه و در نتیجه کم شدن حساسیت امنیتی آن‌ها نسبت به روسیه است. به نظر می‌رسد در چارچوب این منطق در کنار منطق‌های دیگر، لهستان به صورت خاص و گروه ویشگراد به صورت عام به کانون لابی اسرائیل؛ آمریکا و برخی از کشورهای منطقه خلیج‌فارس برای به شکست کشاندن سازوکار مالی اتحادیه اروپا بدل شده‌اند.

منبع

1- Buras, Piotr and Josef Janning, 2018, Divided at the centre: Germany, Poland, and the troubles of the Trump era, 19th December

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.