1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست اجتماعی و فرهنگی
  4. >
  5. مشاركت اجتماعی

نوع مطلب: یافته‌های‌ پژوهشی سیاستی

29 آبان 1397 ساعت 22:10 شماره مسلسل: ۷۷۰۰۷۲۵

در باب ماهیت و اهمیت سیاست اجتماعی امید

در باب ماهیت و اهمیت سیاست اجتماعی امید

امید چیست؟ آیا امید امری فردی است یا سازه‌ای اجتماعی به شمار می‌رود؟ آیا امید نوعی احساس است یا ادراکی است از جهان پیرامون و واقعیت؟ ماهیت امید چیست؟ امید چگونه ایجاد می‌شود، چگونه حفظ می‌شود و چگونه دچار فرسایش می‌گردد؟

امید چیست؟ آیا امید امری فردی است یا سازهای اجتماعی به شمار میرود؟ آیا امید نوعی احساس است یا ادراکی است از جهان پیرامون و واقعیت؟ ماهیت امید چیست؟ امید چگونه ایجاد میشود، چگونه حفظ میشود و چگونه دچار فرسایش میگردد؟

اینها بخشی از سوالاتی است که می توان درباره مفهوم امید به میان کشید. امید تاریخی طولانی در زندگی آدمی دارد و به عبارتی امید همواره در کنار آدمی حضور داشته و آدمی با امید زندگی کرده است. ردیابی این واژه در متون دینی و ادبی حاکی از آن است که امید به سعادت و خوشبختی بویژه در زندگی دینداران و مومنین جایگاه مهمی داشته است و دوگانه بیم و امید جزء عناصر حیات دینی در ادیان مختلف به شمار میرفته و میرود. در این انگاره امید عنصری روانی است که انتظار میرود مومنین با توسل به آن در برابر مصائب و سختیهای زندگی دنیوی مقاومت و صبر پیشه نمایند تا از پسِ ظلمات، روزنههای نور روی نماید. از اینرو در حیات دینیِ بشر امید بیش از آنکه از زندگی واقعی و این جهانی انسانی ریشه بگیرد از ایمان و باورمندی به ماورالطبیعه میآید. به همین دلیل امید در انگاره دینی تفسیری متفاوت از انگاره فلسفی و اجتماعی میگیرد. در انگاره فلسفی بیش از هر چیز سخن بر سر بود و نبود امید و نسبت آن با موجود انسان است. این نگاه دینی و فلسفی به امید مربوط به تاریخ قدیم این مفهوم است. تاریخ جدید مفهوم امید بیشتر از هر چیز دیگر دربرگیرنده رویکردهای روانشناختی و جامعهشناختی به این موضوع است. به همین دلیل در این انگارهها با شکل جدیدی از این مفهوم مواجه میشویم که از اساس با مفهوم قدیم آن فاصله دارد. در معنای جدید و در رویکردهای روانشناختی و جامعهشناختی این مفهوم از جایگاه استعلایی خود فرود میآید و در بستر حیات واقعی و زمینی موجود انسانی قرار میگیرد. و مرجع آن نه یک نیروی ما بعدطبیعی بلکه در خودِ فرد و یا در دنیای فرهنگی و اجتماعی پیرامون فرد واقع است.

در رویکرد روانشناختی، امید مقولهای فردی است که شکل آن از نوع احساس است و برآمده از مجموعه شناختی افراد است. از اینرو در این رویکرد امید از طریق مجموعه شناختی و تجارب فردی شکل میگیرد. در اینجا امید هم نوعی ادراک از جایگاه فرد است و هم نوعی واکنش احساسی به این ادراک از بیرون. مطابق این رویکرد، امید ناشی از تحقق اهداف فردی است و در ارتباط با این واقعیت شکل میگیرد که اهداف چگونه تعیین میشوند، چه مسیرهایی برای رسیدن به آن انتخاب میگردد و نتیجه کار چه میشود. در این جریان، تفکر کنشگر فردی و قوای شناختی وی بیشترین نقش را دارند به نحوی که اگر به درستی عمل اجرا شود و نتیجه برای افراد مثبت و توام با تحقق اهداف تعیین شده باشد، در فرد نیز انرژی مثبتی از جنس امید و امیدواری بوجود میآید.

در کنار دیدگاه روانشناختی که امید را در سطح فرد تعریف میکند رویکرد جامعهشناختی مقوله امید را از سنخ واقعیت اجتماعی و به عنوان یک تولید جمعی به شمار میآورد. امید از این منظر اگر چه احساسی فردی است اما پدیدهای اجتماعی است که در محیط جامعه بوجود میآید. مطابق این رویکرد امید بازتابی از شرایط بیرونی است و از اینرو ناظر بر ارزیابی از شرایط بیرونی توسط کنشگر فردی است. امید در بستری از شرایط در هم تنیده به بار می نشیند و در طول زمان دچار تغییر و دگرگونی میگردد یعنی هم در کمیت آن تغییر رخ میدهد و هم کیفیت آن متحول و در معرض دگرگونی قرار میگیرد. در این معنا، امید را هم میشود ساخت و هم میتوان از بین برد و این نکتهای مهم در ارتباط با سیاست اجتماعی امید است.

در این جستار، هدف آن است که به صورت فشرده بگوییم امید به عنوان یک منبع انرژیافزا برای حرکتهای اجتماعی ضرورتی است که سیاستگذاران بایستی در مسیر تحقق اهداف بدان توجه جدی نشان دهند و با انتخابهای صحیح امکان و فرصتهایی را فراهم آورند که سیر حرکتی آن مثبت باشد. سیاست حفظ و ارتقاء امید در سطوح جامعه و در بین گروههای مختلف هدفی است که بایستی با برنامه بدان دست پیدا کرد. مادامی که صحبت از برنامه برای رسیدن به این هدف به میان میآید یعنی اینکه امید و امیدآفرینی واقعی را بایستی از امید واهی تفکیک کرد. منظور از امید واقعی آن است که بر مبنای ارزیابی دقیق و صحیح و با حرکتهای آگاهانه و از روی شناخت درست رخ میدهد در حالیکه امید واهی نوعی شور و شعفِ مقطعی برآمده از شعارهای توخالی است که به صورت دستوری دنبال میگردد و همانند آتش زبانهای میکشد و سریع به خاموشی میگراید. بدین منظور اگر سیاستگذاران به دنبال ایجاد امید اجتماعی هستند میبایستی در گام نخست مختصات جامعه هدف را شناسایی نمایند. در این خصوص سوالاتی که به ذهن میرسد این است که اولا امید چه ضرورت و اهمیتی دارد؟ ثانیا وضعیت امید اجتماعی در حال حاضر چگونه است؟ و آیا این ضرورت ناشی از پروبلماتیک شدن موضوع است؟

در باب ضرورت این موضوع کافی است بدانیم، امید بنیان عاطفی کنش اجتماعی است و بدون امید عموماً کنش فعالانهای در سطح اجتماعی دور از انتظار است. در سطح خرد، از انفعال اجتماعی و در سطح کلان از جامعه خموده و ایستا میتوان به عنوان پیامدهای فقدان امید اجتماعی نام برد. از اینرو اگر جامعهای به دنبال نظم پویا، توسعه و بهبود در وضعیت خویش است بدون کنشگرانی امیدوار و فعال آن را در نخواهد یافت. از طرفی امید اجتماعی موجب بالا رفتن قدرت ایجاد پیوستگی و انسجامبخشی در سطح گروههای گوناگون جامعه خواهد شد. در یک جامعهای که امید اجتماعی در سطوح و لایههایی مختلف آن جاری است امکان تعامل، همکاری اجتماعی و انسجام اجتماعی نیز بیشتر قابل تصور است. همچنین اگر جامعهای میخواهد سرزنده باشد و رضایت، نشاط و خرسندی اجتماعی در آن بالا رود چارهای ندارد جزء اینکه به دنبال انتشار و گسترش امید در بین کلیه اجزاء تشکیل دهنده در تمامی سطوح مختلف خود باشد.

در پاسخ سوال دوم باید یادآور شد که نتایج تحقیقات و نظرسنجیهای گوناگون حکایت از آن دارد که شاخص امید و امیدواری که معمولا به صورت سوال از میزانِ امید به آینده مورد سنجش قرار میگیرد مقادیر پایینی را نشان میدهد و همچنین دارای روندی نزولی میباشد. در این ارتباط نتایج یکی از تحقیقات ملی نشان میدهد که ارزیابی مردم از آینده نسبت به گذشته منفی است و چشم انداز امیدبخش در بین جامعه کمرنگ است. در این پیمایش که شاخص امیدواری بر حسب نمره بین صفر تا بیست مورد اندازهگیری قرار گرفته است، نتایج نشان می دهد که در بین گروه ناامیدان و کمامیدها یعنی کسانی که نمره امیدواری آنها پایین بوده شاهد افزایش هستیم به نحوی که درصد مربوطه از حدود 4 درصد به رقم نزدیک به 8 درصد رسیده است. در سوی دیگر وضعیت در بین طیف امیدواران روندی کاهشی است و از 66 درصد به 65 درصد کاهش مشاهده میشود (وزارت کشور، گزارش پیمایش ملی وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی ایران، 1395). غرض از این استناد به گزارش آماری در یک نمونه بزرگ این است که بگوییم امید اجتماعی در ایران با موانع و مشکلاتی مواجه است که این موانع همانهایی است که مردم در زندگی روزمره با آن مواجه شدهاند. بدین معنا از آنجاییکه مردم در یک دوره مستمر نتوانستهاند طعم مثبت نتایج سیاستهای اجرایی که توسط دستگاههای سیاستگذار در حوزه-های مختلف دنبال شده است را در زندگی واقعی خود ببینند، دچار نوعی ارزیابی منفی از تغییرات شده و امید به بهبود نیز در آنان رو به افول نهاده است.

ماحصل کلام اینکه سیاستهای کلان بایستی بر بستر وقایع بیرونی اعم از فرصت‌ها و محدودیت‌ها قرار بگیرد و با لحاظ کردن شرایط ساختاری از طرح سیاستهای بلندپروازانه ناموفق دوری جست و در عوض به دنبال عملیاتی کردن سیاستهای محدودتر، کوچکتر، واقعیتر اما در عین حال با درجه بالای موفقیت و حصول اطمینان از محقق شدن برآمد. اگر چنین شود آهسته اما پیوسته مسیر پیشرفت و توسعه طی میشود و آن زمان امید با خودش امید بیشتر خواهد آفرید و انرژی ماحصل از این امیدآفرینی به مرور به حرکت توسعه شتاب خواهد بخشید.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.