1. اولویت‌های سیاستی
  2. >
  3. امنیت منطقه‌ای و تهدید افراط‌گرایی

نوع مطلب: مرور سیاست

6 خرداد 1397 ساعت 17:01 شماره مسلسل: 3300595

اسراییل؛ ارزیابی لایه‌های تهدید و تحولات مربوط

اسراییل؛ ارزیابی لایه‌های تهدید و تحولات مربوط

علاوه بر فقدان مشروعیت سرزمینی، از سوی دیگر، جمعیت کم، وسعت محدود و شکل‌ جغرافیایی خاص سرزمین‌های اشغالی و غیرو موجب شده این رژیم از آسیب‌پذیری‌های قابل‌توجهی برخوردار باشد.

مقدمه

امنیت برای هر بازیگری در عرصه بین‌الملل حائز اهمیت بسیار است. این مولفه برای رژیم صهیونیستی ارزشی دوچندان دارد. فقدان مشروعیت سرزمینی و اشغال‌گر نامیدهشدن از سوی بسیاری از دولت‌ها– چه به صورت حداکثری و چه در چارچوب مرزهای 1967م- باعث شده این رژیم، امنیت را اصلی‌ترین مولفه‌ حیاتی خود در تمامی سیاست‌گذاری‌ها تلقی کند. علاوه بر فقدان مشروعیت سرزمینی، از سوی دیگر، جمعیت کم، وسعت محدود و شکل‌ جغرافیایی خاص سرزمین‌های اشغالی و غیرو موجب شده این رژیم از آسیب‌پذیری‌های قابلتوجهی برخوردار باشد. عرض کم سرزمین‌های اشغالی چنان بر امنیت اسراییل اثرگذار بوده که سال‌ها قبل، موشه دایان، از وزرای دفاع و خارجه این رژیم، تمام نواحی آن را منطقه مرزی اعلام کرده بود!

در این میان، وجود بازیگرانی که کیان رژیم صهیونیستی را نامشروع میدانند و آشکارا در تلاش برای نابودی آن هستند، مشکلات امنیتی این رژیم را بیشتر ساخته است. همه‌ این موارد موجب شده سیاست‌گذاری امنیتی اسراییل امری پویا و به شکل دایم در حال تکامل تلقی شود. مقامات اسراییل بقای خود را به شکل دایم تحت خطر می‌دانند و بر همین اساس، سازوکارهای نظامی و امنیتی‌ خود را پیوسته ارتقا می‌دهند. از سوی دیگر، طبیعی است چنین سیاست امنیتی نمی‌تواند نسبت به تغییرات محیطی و پیرامونی بی‌تفاوت باشد. بر این اساس، فهم کنش‌های امنیتی بازیگری چون اسراییل از بدو تشکیل نامشروع تاکنون، به طرزی عمیق به معادلات منطقه‌ای و نظم مستقر در منطقه وابسته بوده است. استراتژی پیرامونی بن گوریون مبتنی بر «مولفه‌های محیطی» رژیم صهیونیستی سامان یافته بود. بن گوریون در شرایطی که اسراییل را در محاصره بازیگران مجاور می‌دید که این رژیم را به رسمیت نشناخته و در پی مبارزه– با شدت‌های متفاوت– با آن بودند، از پیرامون سخن گفت و از ضرورت ایجاد و توسعه روابط با بازیگرانی گفت که حلقه پیرامونی دشمنان اسراییل را تشکیل می‌دادند. ایران و اتیوپی بر این اساس در دستور کار اسراییل قرار گرفتند.

لایههای تهدید

علاوه بر درک محیط‌محور، در ادبیات نظامی رژیم صهیونیستی از 3 لایه تهدید امنیتی سخن گفته شده است؛ الف)لایه نخست به وضعیت داخلی فلسطین – اعم از اشغال‌شده و آزاد – مربوط می‌شود. گروه‌های مبارز فلسطینی و اهتمام آن‌ها برای ضربهزدن به امنیت اسراییل، در این لایه موردبررسی قرار می‌گیرند. ب)لایه دوم مربوط به بازیگران مجاور بلافصل می‌شود. سوریه، اردن، مصر و لبنان در این لایه مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. در نهایت، در پ)لایه سوم، بازیگران مجاور دوردستی از جمله ایران، عربستان و عراق مورد تحلیل قرار می‌گیرند. اگرچه توان موشکی برخی بازیگران موجب شده تا اهمیت جغرافیا جهت واردکردن ضربه به اسراییل تا حدی کم‌رنگ شود، اما آن‌چه در نهایت بقای این رژیم را با خطری اساسی مواجه می‌سازد، به جغرافیا مرتبط است. به بیان دیگر، در صورت مجاورت یا حضور در مجاورت این رژیم، امکان وارد ساختن ضربات کاری‌تر به آن به صورت موشکی و زمینی تقویت می‌شود و از این منظر، احساس تهدید در مقامات اسراییل تشدید خواهد شد. تحولات اخیر در ترتیبات نظامی و امنیتی منطقه موجب شده هر سه لایه تهدید اسراییل دچار تغییراتی شود. به نظر می‌رسد تشدید احساس ناامنی در میان مقامات رژیم صهیونیستی و اصرار آن‌ها بر انجام عملیات‌های نقطه‌ای در سوریه، ناشی از این تغییر در معادلات نظامی و امنیتی است. در ادامه، تغییرات این 3 لایه تشریح می‌شود:

الف) لایه اول: داخلی

در این لایه، گروه‌های مبارز فلسطینی اصلی‌ترین بازیگر تهدیدکننده اسراییل محسوب می‌شوند. به نظر می‌رسد علاوه بر ارتقای توان نظامی حماس که روندی مستمر طی سال‌های اخیر داشته، همسویی هرچه بیشتر شاخه نظامی و سیاسی این جنبش مقاومت از جمله موارد قابلتامل طی 2 سال اخیر باشد. یحیی السنوار که اکنون رئیس دفتر حماس در غزه است، چهرهای‌ بسیار مقاوم در مقابل رژیم صهیونیستی تلقی می‌شود و در عرصه اسرای فلسطینی دربند این رژیم یک چهره‌ نمادین بوده که با ارتقاء مقام در حماس موجب ابراز نگرانی عمیق تل‌آویو شد. هم‌گرایی بیشتر حماس با ایران و رفع نسبی اختلافات ناشی از بحران سوریه، اصولی‌تر و صریح‌ترشدن رویکردهای حماس نسبت به سال‌های پایانی ریاست خالد مشعل بر دفتر سیاسی این جنبش و موارد این‌چنینی، وجهه مبارزاتی آن را تقویت کرده است. علاوه بر این، انتفاضه‌ مردم فلسطین همچنان در سرزمین‌های اشغالی ادامه داشته و موجب افزایش هزینه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی شده است. به طوری فزونتر، راهپیمایی «حق بازگشت» که به مناسبت روز زمین در نوار غزه و در مجاورت با مرزهای سرزمین‌های اشغالی برگزار شد، موجب برجسته‌ترشدن تهدیدهای امنیتی اسراییل در لایه نخست شده است. این راهپیمایی چندین ویژگی بارز دارد؛ 1-مساله‌ فلسطین را بار دیگر در میان رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برجسته ساخته، 2-زمینه واکنش برخی شخصیت‌های مطرح بین‌المللی علیه اسراییل را ایجاد کرده، 3-الگوی مبارزه مدنی و غیرمسلحانه، اما موثر را به نمایش گذاشته و 4-رویکرد دژخیمانه‌ اسراییل در قبال انسان‌های غیرنظامی را در معرض دید جهانیان قرار داده است. راهپیمایی بازگشت برخلاف برخی تلقی‌های ساده‌انگارانه و روزنامهنگارانه، به شکلی عمیق وجهه اسراییل را به خطر انداخته است. در مجموع، می‌توان گفت تهدیدات امنیتی در لایه نخست تهدیدات رژیم صهیونیستی در قیاس با سال‌های گذشته شدت یافته است.

ب) لایه دوم

در لایه دوم که کشورها و بازیگران مجاور بلافصل قرار دارند، سال‌هاست که اردن و مصر مسیر همراهی و سازش با اسراییل را پیموده‌اند. اکنون، اردن از مهم‌ترین متحدان غیرناتویی آمریکا، خود را در تامین امنیت اسراییل موظف می‌داند و در برآوردهای کلان به‌هیچ‌وجه در روندی قرار نمی‌گیرد که موجب تضعیف رژیم صهیونیستی شود. وضعیت مصر هم همانی است که پس از معاهده کمپ دیوید 1978م آغاز شد. مصر نخستین کشور عربی بود که اسراییل را به رسمیت شناخت و اکنون، اصلی‌ترین بازیگری است که هرگاه تهدیدات لایه داخلی اسراییل شدت می‌یابد، برای ایفای نقش و مهار تهدید وارد بازی می‌شود. بر این پایه، در لایه دوم تهدید اسراییل، در عمل مصر و اردن هیچ تهدیدی محسوب نشده و تحولات آن‌ها در چارچوب این مقاله جای نمی‌گیرد. اصلی‌ترین تحولات در لایه دوم را باید در سوریه و لبنان جست. در سوریه، مهم‌ترین تحولی که به‌مثابه تهدید برای اسراییل تلقی می‌شود، فعالشدن جبهه جولان است. جولان در جنوب غربی سوریه پس از نبرد 6 روزه اعراب و اسراییل در 1967م به اشغال رژیم صهیونیستی درآمد. اگرچه بر اساس یکی از قطعنامه‌های سازمان ملل متحد که ضرورت عقب‌نشینی اسراییل به مرزهای قبل از آن را تاکید کرده، جولان بخشی از سرزمین مورد ادعای رژیم صهیونیستی نیست، اما این رژیم در اوایل دهه 80م، مدعی تملک و حکمرانی بر جولان شده است. وجود شهرک‌های صهیونیست‌نشین در این منطقه بهانه‌ای برای اسراییل شده تا این ادعای واهی خود را تثبیت کند. نکته قابلتاملی که در خصوص جولان وجود دارد، این‌ است که از 1973م و جنگ کیپور که با شکست مصر و سوریه از اسراییل همراه بود، جبهه جولان به‌طور تقریبی شاهد هیچ رخداد نظامی معناداری نبوده است. تاکید دولت حافظ اسد و سپس، بشار اسد بر بازیگری خردمندانه در معادلات منطقه‌ای نیز باعث شده بود تا جبهه جولان بیشتر در مذاکرات سیاسی مورد ادعای طرفین قرار گیرد و به لحاظ نظامی، دمشق اقدام خاصی انجام ندهد. با این حال، اکنون، جبهه جولان فعالشده است. نشانه‌های پررنگی در این خصوص وجود دارد. هدف‌گیری گروهی نظامی از حزب‌الله لبنان در استان قنیطره توسط اسراییل در 2015م از مهم‌ترین نشانه‌هاست. اسراییل به‌خوبی می‌داند مجاورت جبهه جولان با جبهه شمالی (جنوب لبنان) چقدر می‌تواند منبع تهدید برای آن محسوب شود و بر همین اساس می‌کوشد هر آن‌چه را که نشانه‌ای از کنش نظامی و امنیتی محور مقاومت در این منطقه است، به سرعت مورد هجوم قرار دهد.

در لبنان حزب‌الله به دلیل حضور نظامی در بحران سوریه، تغییراتی اساسی را در توان بازدارندگی خود تجربه کرد. ورود رسمی این جنبش به بحران سوریه که در بهار 1392م و با آزادسازی منطقه القصیر همراه بود، موجی از مخالفت‌ها را در جهان عرب برانگیخت تا جایی که محبوبیت آن به‌طور معناداری هدف عملیات‌های روانی پی‌درپی رسانه‌هایی چون الجزیره قرار گرفت و به شکل عملی این محبوبیت کاهش یافت. با این وجود، اکنون که حدود 5 سال از ورود رسمی حزبالله به بحران سوریه می‌گذرد، دستاوردهای قابلتاملی کسب کرده است. این جنبش اکنون تجربه جنگ شهری را داراست، هدایت نیروهای پرشمار را در عملیات تجربه کرده و عملیات آفندی را بارها و بارها در سوریه انجام داده است. چنین تجاربی از سوی صهیونیست‌ها نیز مورد اذعان قرار گرفته و بر همین اساس تهدیدات سیدحسن نصرلله را به طرز عمیقی معتبر می‌شمارند. به‌عنوان‌مثال، وقتی نصرالله از استراتژی الجلیل پرده برداشت و گفت اگر نبردی آغاز شود، حزب‌الله این بار هم‌زمان با رویکرد پدافندی، آفندی نیز عمل خواهد کرد تا جایی که وارد الجلیل در شمال سرزمین‌های اشغالی و مابعد آن خواهد شد. مقامات نظامی اسراییل با معتبردانستن این تهدید، سازوکارهای امنیتی خاصی را در الجلیل طراحی کردند تا در مقابل کوچک‌ترین کنش نظامی حزب‌الله، اطلاع‌رسانی سریع به مراکز فرماندهی به همراه واکنش سریع و موثر صورت گیرد. بر همین اساس، آن‌ها مانورهایی را برای مقابله با این تهدید حزب‌الله در الجلیل سامان دادند. تهدید به حمله به مخازن آمونیاک در حیفا از دیگر تهدیدات موثر حسن نصرالله بود که منجر به جابجایی این مخازن از سوی صهیونیست‌ها شد. برخی کارشناسان نظامی صهیونیست، این تهدید حزب‌الله را به‌عنوان «موازنه‌ غیرمتقارن» در مقابل سلاح‌ هسته‌ای اسراییل قلمداد کرده‌اند. در مجموع، می‌توان گفت در لایه دوم تهدیدات امنیتی اسراییل، بحران سوریه هم به دلیل فعال‌سازی جبهه جولان و هم تقویت قدرت بازدارندگی حزب‌الله زمینه‌ساز تضعیف امنیتی اسراییل شده است.

پ) لایه سوم

به نظر می‌رسد تعیین‌کننده‌ترین تغییر در لایه سوم صورت گرفته است. تغییر در رویکرد سوریه و فعال‌شدن جبهه جولان که در لایه دوم است، باز درونی است و در چارچوب مرزهای این کشور قابل‌تحلیل است. حضور حزب‌الله لبنان در سوریه هم یک تغییر درونلایه‌ای است؛ به‌گونه‌ای که بخشی از این تغییر ناشی از حضور بازیگری از این لایه در سرزمین بازیگر دیگر آن بوده است. آن‌چه معادلات را برای اسراییل حساس‌تر ساخته، به‌گونه‌ای که منجر به واکنش‌های نظامی پی‌درپی آن در سوریه شده، تغییری است که ناشی از حضور ایران در سوریه است. به بیان دیگر، ایران به‌عنوان بازیگر مهم لایه امنیتی سوم یعنی کشورهای مجاور دوردست، اکنون در لایه دوم یعنی کشورهای مجاور بلافصل حضور یافته است. گرچه پیش از بحران سوریه نیز ایران به دلیل روابط راهبردی با سوریه، در صحنه این کشور نفوذ داشت، اما اکنون به دلیل حضور مستقیم نیروهای ایرانی در سوریه و بحث‌های پی‌درپی در خصوص اینکه ایران به دنبال ایجاد پایگاه نظامی در سوریه است، به طور عملی باعث شده تا اسراییل تهدید امنیتی گسترده و معتبری را در نزدیک مرزهای مورد ادعای خود درک کند. چنین حضوری، علاوه بر توان موشکی ایران است که اسراییل بارها از آن احساس خطر کرده بود.

نتیجه‌گیری

هر سه لایه‌ تهدید امنیتی که اسراییل برای خود ترسیم کرده، اکنون شاهد کنش‌های معناداری در ضدیت با این رژیم است. مقامات تل‌آویو به درستی این تغییرات را فهم کرده و بدون هرگونه محافظه‌کاری سعی دارند با آن مقابله کنند. از سوی دیگر، محور مقاومت توانسته تهدید ناشی از بحران سوریه را تا حدی رفع کند و در مسیر ایجاد موازنه‌ای جدید و تقویت قدرت بازدارندگی خود، فرصت‌های قابلتاملی بسازد. همین امر باعث شده حملات نقطه‌ای پی‌درپی به سوریه از یک‌سو و موضع اعلانی شدیداللحن علیه ایران و حضور نظامیش در سوریه، تقابل نظامی محور مقاومت و اسراییل را بیشتر از قبل آشکار سازد. از 1973م به این سو، جبهه جولان و مناطق پیرامونی آن هیچ‌گاه شاهد این میزان از تبادل آتش در اردیبهشت 1397هخ میان دو طرف نبوده است. به نظر می‌رسد این تقابل همچنان ادامه خواهد داشت.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.