1. اولویت‌های سیاستی
  2. >
  3. امنیت منطقه‌ای و تهدید افراط‌گرایی

نوع مطلب: مرور سیاست

9 اسفند 1396 ساعت 19:15 شماره مسلسل: 3300505

آینده اتحاد آل شیخ و آل سعود در پرتو اصلاحات اجتماعی

آینده اتحاد آل شیخ و آل سعود در پرتو اصلاحات اجتماعی

همواره به دنبال هرگونه تغییری در عربستان، آینده و سرنوشت اتحاد آل سعود و وهابیت مطرح می‌شود. در این مطلب، به بررسی آینده اتحاد آل سعود و آل شیخ در سایه اصلاحات اخیر خواهیم پرداخت.

عربستان به عنوان کشوری که در 1925م با اتحاد قبایل و همراهی وهابیت با آل سعود تشکیل شد، در 8 دهه گذشته همواره به عنوان یک کشور پیچیده شناخته شده است. علت این پیچیدگی نیز به نوع ساختار حاکم بر این کشور بر میگردد؛ ساختاری که مبنای آن نوعی تقسیم قدرت بین نهاد دینی و نهاد سیاسی است. به همین دلیل، همواره به دنبال هرگونه تغییری در عربستان، آینده و سرنوشت اتحاد آل سعود و وهابیت مطرح میشود. در شرایط کنونی نیز اصلاحات محمد بن سلمان به ویژه در حوزه زنان باعث شده است تا بار دیگر سرنوشت این اتحاد مطرح شود چرا که اصلاحات اخیر بر خلاف آموزههای وهابیت بوده و در واقع، به نوعی اقدامی علیه وهابیت تعبیر میشود. در این مطلب، به بررسی آینده اتحاد آل سعود و آل شیخ در سایه اصلاحات اخیر خواهیم پرداخت.

شکلگیری عربستان

پادشاهی کنونی عربستان که حکومت سوم نام دارد، دو مرحله ناموفق را پیش از این تجربه کرده است. در واقع، امرای آل سعود در دو مرحله اقدام به دولتسازی در عربستان کردند که شکست خوردند:

حکومت اول عربستان (1818 1744م): در دوره اول خاندان سعودی هرچند در بخشهایی از نجد موفق به تشکیل حکومت محدود شدند، اما به دلیل غالببودن نگاه هویتی در سیاست خارجی خود با مخالفتهای زیادی از طرف قدرتهای موثر در تحولات خاورمیانه روبرو شدند. این مسئله باعث هجوم محمدعلی پاشاه، والی مصر و نماینده عثمانی، به حکومت عربستان شد و در نهایت، فروپاشید.

وهابیت، به شکل مشخص، از ابتدای تشکیل عربستان، نقش حامی ایدئولوژیک در تشکیل دولت واحد را ایفا کرد.

حکومت دوم عربستان (1887 1824م): دومین دولت سعودی در مرکز عربستان و نجد تشکیل شد. ویژگی بارز این دوره غلبه کامل وهابیت بر دولت بود که همین مسئله باعث اختلافات داخلی و در نهایت، فروپاشی آن شد.

حکومت سوم عربستان (1932م-تاکنون): پس از فروپاشی حکومت دوم سعودی عبدالعزیز بن سعود از 1902م شروع به تصرف بخشهایی از عربستان از جمله ریاض کرد و فرایند متصرفات وی تا 1925م، تکمیل و وی با تصرف کامل حجاز در سال 1932م پادشاهی عربستان سعودی را اعلام کرد. ویژگی دوره سوم این بود که پس از تسلط آل سعود بر تمام مناطق عربستان قدرت بین آل سعود و آل شیخ به عنوان نوادگان محمد بن عبدالوهاب تقسیم شد.

پیوند آل سعود و آل شیخ

دولت عربستان از میان شاخههای دین اسلام، دولت وهابی شناخته میشود. وهابیت که در حجاز به عنوان مذهب پذیرفته شده است، توسط محمد بن عبدالوهاب (1702-1782م) پایهگذاری شد. وهابیت عنوانی است که بیشتر توسط مخالفان به آنان داده میشود، درحالیکه پیروان این مذهب، خود را الموحدون(یکتاپرستان)، مذهب خود را محمدیت و پیرو مذهب سنی حنبلی میدانند. شیخ عبدالوهاب تحت عناوین کلی مانند مبارزه با بدعت و خرافات در اسلام و بازگشت به آنچه او سنتهای واقعی و حقیقی مینامید، موفق شد در 1746م پیمان دوطرفهای با ابن سعود منعقد نماید. این پیمان با پیوستن دیگر قبایل به پیشرویهای نظامی و تصرف سایر بلاد اطراف نجد از سوی ابن سعود منجر شد. به عبارتی، تحت پوشش جهاد در راه خدا و مبارزه با شرک که وهابیت مدعی آن بود، قدرت سیاسی و نظامی ابن سعود نیز مشروعیت و گسترش یافت.

وهابیت، به شکل مشخص، از ابتدای تشکیل عربستان، نقش حامی ایدئولوژیک در تشکیل دولت واحد را ایفا کرد. در واقع، یکی از ابزارهای دولت مدرن برای بقا نیاز به حمایت ایدئولوژیک است که عربستان آن را در وهابیت یافته است. در دهه 1920م، عبدالعزیز، موسس پادشاهی عربستان، برای ایجاد دولت توانا، ضرورت اتحاد با سایر قبایل و مقامات مذهبی را درک کرد. آنچه که وی به وضوع دریافت نیاز به توجیهی ایدئولوژیک برای انقیاد قبایل دیگر بود که از طریق دخیلنمودن رهبران وهابی در سیستم حکومت به وجود آمد.

در واقع، رهبران وهابی برای حفظ هویت اسلامی و عبدالعزیز برای منافع قبیله خود، ضرورت همکاری با یکدیگر برای تشکیل دولت واحد را در سرزمین عربستان دریافتند. حوادث دهه 1950م و بحران نفتی 1973م نقش مهمی در گسترش وهابیت در عربستان ایفا نمودند و شرایطی را فراهم کردند تا وهابیت از جنبشی فقهی، ناحیهای و حاشیهای به صورت سبک زندگی، جنبش های هویتی، سیاسی و شبکههای جهادی تندرو به جهان مدرن راه یابد. امروزه، رهبران وهابی نقش موثری در نظارت بر عملکرد خاندان حاکم و حفظ وفاق اجتماعی کشور دارند. حکام سعودی نیز خود را ملزم به درنظرگفتن عقاید بازماندگان محمد بن عبدالوهاب(آل شیخ) میدانند و ریاست مجلس مشورتی نیز به دست آنان سپرده شده است. همچنین، وهابیون شامل علمای مذهبی، بنیادهای دین، مدارس علوم دینی وهابی و مساجد از گروه های ذی نفوذ در سیاست خارجی عربستان هستند که از طریق خطبهها، خطابهها و نشریات وابسته بر سیاست خارجی تاثیر دارند.

وهابی‌ها در دوره ملک عبدالعزیز مخالفت خود را بارها با اقدامات پادشاه در مورد ورود مظاهر دنیای مدرن مانند تلویزیون، ماشین و تلفن به عربستان اعلام کردند.

دلایل تداوم اتحاد نهاد دینی و سیاسی در عربستان

در طول هشت دهه گذشته اتحاد آل سعود و آل شیخ همواره پابرجا بوده است. البته، در مقاطعی این دو دچار اختلافاتی نیز شدهاند. پس از تشکیل پادشاهی سعودی ملک عبدالعزیز در دهه 30م، او چهار تن از علمای وهابی را که با سیاست‌های وی مخالفت کردند، بینی برید. علاوه بر آن، وهابیها در دوره ملک عبدالعزیز مخالفت خود را بارها با اقدامات پادشاه در مورد ورود مظاهر دنیای مدرن مانند تلویزیون، ماشین و تلفن به عربستان اعلام کردند. در دهه 80م نیز وهابیون با ورود نظامیان آمریکایی به عربستان برای حمایت از کویت در جنگ با عراق مخالفت کردند، اما در تمامی این مسائل همواره نهاد دینی در برابر نهاد سیاسی عقبنشینی کرده است. در واقع، با وجود اختلافات زیاد علمای وهابی با آل سعود، ولی این اتحاد همواره برقرار بوده است و این مسئله به سه دلیل بوده است:

مشروعیت: در واقع، آل سعود همواره برای مشروعیتبخشی به اقدامات و سیاستهای داخلی و منطقهای خود نیازمند حمایت مفتیهای وهابی بوده است. اقدامات و فرامین پادشاه سعودی برای باورپذیری و اجراییشدن با یک فتوا از جانب علمای وهابی تایید و مشروع میشود. علاوه بر این، علمای وهابی هرگونه مبارزه و مخالفت با پادشاه را مصداق کفر میدانند و بدین وسیله از شکلگیری هر نوع جنبش اعتراضی علیه پادشاهی سعودی جلوگیری میکنند.

منفعت: مفتیها و علمای وهابی به شدت به حمایتهای آل سعود وابسته هستند و قدرت خود را از این حمایتها کسب میکنند. در واقع، منفعت علمای وهابی باعث شده همواره وهابیت در برابر دربار سعودی کوتاه آمده و اقدامات آل سعود را تایید کند. در برابر، دربار سعودی چند وزارتخانه به علمای وهابی اعطا کرده و نزدیک به 25 درصد از کارکنان بخشهای مختلف وابسته به وهابیت هستند.

انحصار: وجه دیگر تداوم اتحاد آل سعود و آل شیخ به حمایتهای این دو از یکدیگر در جهت سرکوب رقبا برمیگردد. در واقع، آل شیخ با کفردانستن مخالفت با پادشاهی سعودی، از ظهور هرگونه رقیب احتمالی در بین 72 قبیله عربستان علیه آل سعود جلوگیری کرده و بدین ترتیب، تداوم پادشاهی سعودی را تضمین میکند. در برابر، آل سعود نیز از ظهور هرگونه گروه دینی رقیب و مخالف با وهابیت ممانعت کرده و فضا برای فعالیت افراد جدا شده از وهابیت را بسیار سخت کرده است. این مسئله باعث شده انحصار قدرت دینی و سیاسی در اختیار آل شیخ و آل سعود باشد.

اصلاحات محمد بن سلمان

محمد بن سلمان ولیعهد سعودی که به نوعی رهبر عملی عربستان نیز بوده، در ماههای اخیر سلسلهای از اصلاحات را اعلام کرده است که در عربستان سعودی به عنوان یک انقلاب اجتماعی مطرح شده است. هرچند در زمان ملک عبدالله نیز برخی آزادیها به زنان اعطا شده بود، اما حجم اصلاحات اخیر بسیار وسیع بود. روند تغییر در وضعیت زنان در 2011م و با مجوز حضور زنان در برخی مشاغل مانند کار در فروشگاهها آغاز شده و تا مجازشدن برای حضور در رقابتهای المپیک برای اولینبار در 2012م ادامه یافت. عربستان در 2012م دو زن و در 2016م چهار زن را به بازیهای المپیک اعزام کرد. پس از آن، زنان در عربستان در 2015م برای اولینبار توانستند در انتخابات شهرداریها شرکت نمایند، ولی اعطای آزادیهای اخیر به زنان در عربستان را میتوان به اصلاحات انقلابی تعبیر کرد چرا که به یکباره بسیاری از تابوها در مورد زنان شکسته شد: رانندگی برای زنان آزاد اعلام شد، حق فتوادادن به زنان اعطا شد و در حوزه حضور زنان در انتخابات برخی آزادیها داده شد. این مسائل به معنای آن است که محمد بن سلمان به نوعی در برابر سنت حاکم در عربستان حرکت کرده و این مسئله میتواند باعث مخالفتهایی از جانب قبایل و علمای وهابی شود چرا که هرچند بن سلمان اصلاحات اخیر را با هدف سوارشدن بر موج مدرنسازی عربستان انجام داده و هدف وی بیشتر از آنکه کمک به توسعه جامعه عربستان باشد، تلاشی در جهت حفظ بقای قدرت خاندان سعودی است، اما این مسئله میتواند اتحاد قبایل متعصب که زن را فاقد شعور و بینش میدانند را دچار نوعی شکاف کند. این مسئله نیز خود باعث تضعیف جایگاه قبیلهای آل سعود خواهد شد.

از اساسیترین بخشهای سند چشمانداز 2030م مربوط به لحاظکردن نقش بیشتر زنان در جامعه است، زیرا این طرح افزایش حجم مشارکت در بازار کار و میزان اشتغال زنان را از 22 درصد به 30 درصد لحاظ کرده است. این مسئله، به طور دقیق، بر خلاف آموزههای وهابیت بوده که خواستار محدودماندن زن در خانهها است. علاوه بر این، قرائت محمد بن سلمان از اسلام حاکم بر عربستان نیز به شکل دقیق، بر خلاف اصول وهابیت است. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در جلسه گفت‌وگومحور در انجمن "طرح آینده سرمایه‌گذاری" که در ریاض برگزار شد، ضمن تاکید بر آمادگی برای مقابله با افراطگرایی در اسرع وقت،‌ اعلام کرد کسانی که دارای تفکرات افراطی هستند را نابود خواهیم کرد و زندگی عادی خواهیم داشت، ما به اسلام میانهرو که پذیرای تمامی فرهنگ‌هاست، باز خواهیم گشت. موضوع جوانان نیز دیگر مسئله ای است که دیدگاههای بن سلمان و وهابیت را در برابر هم قرار خواهد داد.

واکنش وهابیت به اصلاحات اجتماعی

با توجه به اصلاحات محمد بن سلمان در سه حوزه زنان، جوانان و نوع اسلام حاکم بر عربستان، به طرز کامل، مشخص است که این اصلاحات بر خلاف آموزههای وهابیت خواهد بود. به همین دلیل، برخی از کارشناسان از احتمال تقابل نهاد دینی و سیاسی در عربستان خبر داده و برخی دیگر، سازش را به عنوان راهحل وهابیت در برابر آل سعود بیان کردهاند. در این مورد، میتوان در قالب چهار سناریو آینده وهابیت و آل سعود را بررسی کرد:

سناریوی نخست: اولین احتمال این است که وهابیت خود را با اصلاحات محمد بن سلمان همراه خواهد کرد و به تدریج میتوان شاهد نسخه جدید و تلطیفشده وهابیت در عربستان بود. طبق این سناریو، وهابیت نه تنها واکنشی سخت در برابر اصلاحات بن سلمان نشان نخواهد داد، بلکه همانند دهههای قبل به همراهی با این اصلاحات خواهد پرداخت و با صدور فتواهایی آنها را، به شکل کامل، منطبق با شرع و فقه وهابی معرفی خواهد کرد.

سناریوی دوم: احتمال دیگر این است که مفتی های وهابی در برابر این اصلاحات سکوت پیشه کنند و سیاست صبر و انتظار را در پیش بگیرند. این سیاست موقتی خواهد بود و تا زمان رویکارآمدن حاکم جدید در عربستان که همسو با وهابیت باشد، ادامه خواهد داشت. طبق این سناریو، وهابیت با اصلاحات بن سلمان مخالف است، اما به دلیل عدم قدرت کافی، توان و ارادهای برای مقابله علنی با اصلاحات در بین وهابیون وجود نخواهد داشت. بنابراین، وهابیون همانند آتش زیر خاکستر به همراهی ظاهری با اصلاحات ادامه داده و در فرصت مناسب مخالفت خود را علنی خواهند کرد.

سناریوی سوم: در این سناریو احتمال دارد که شاهد اعتراض ای مسلحانه مانند قیام جهیمان العتیبی در عربستان باشیم. در واقع، مفتیها و علمای وهابی معترض به اصلاحات بن سلمان اقدام به حملات فراگیر علیه آل سعود خواهند کرد.

سناریوی چهارم: در این سناریو احتمال انشقاق بین گروههای وهابی بسیار وجود دارد و مفتیهای معترض به اصلاحات به جانب علمای مخالف آل سعود حرکت خواهند کرد. در شرایط کنونی، در بین وهابیون نیز طیفهای مختلف فکری وجود دارد و به طور کامل، طبیعی است که برخی از مفتیها و علمای وهابی سازش با آل سعود در زمینه اصلاحات اجتماعی را نپذیرند و همین مسئله میتواند باعث انشقاق در بین وهابیون شود و جریانهای فکری جدیدی از درون وهابیت کنونی ظهور کند و به صورت مجزا با آل سعود به مخالفت بپردازند.

واکاوی سناریوهای محتمل و غیرمحتمل

در شرایط کنونی، سناریوی حمله مسلحانه علیه آل سعود بسیار بعید است چرا که بیشتر علمای وهابی و در واقع، شاکله اصلی وهابیت هیچگونه ارادهای برای پناهبردن به این روش ندارند چرا که علمای وهابی به خوبی میدانند که در صورت توسل به این راهحل تمام قدرت خود را از دست خواهند داد و احتمال موفقیت از طریق حمله مسلحانه بسیار اندک است. بنابراین، این سناریو درصد احتمال وقوع اندکی دارد. سناریو انشقاق در بین علمای وهابی هم هرچند محتمل، اما درصد وقوع آن بسیار اندک است. پیش از این گروههای مخالف با وهابیت کنونی و به اصطلاح جریان های نواندیش دینی مسیر خود را از وهابیت کنونی جدا کرده و علمای کنونی وهابیت به نوعی در بیشتر مسائل همسو هستند. البته، هر چند جریانهای فکری مختلفی در بین وهابیون وجود دارد، ولی با توجه به هدف مشترک همه آنان یعنی حفظ قدرت، بسیار بعید است که اتحاد داخلی وهابیون با خدشهای مواجه شود.

به اعتقاد نگارنده، سناریو محتمل و ممکن در این مورد تلفیقی از سناریوی اول و دوم خواهد بود. علمای وهابیت در درجه اول سعی خواهند کرد که خود را با اصلاحات محمد بن سلمان همراه کرده و به نوعی نسخه جدیدی از وهابیت را به نمایش بگذارند، ولی در عین حال علمای وهابی سعی خواهند کرد تا زمان رویکارآمدن پادشاهی نزدیک به افکار وهابیت صبر پیشه کرده و خود را برای نقطه عطف تاریخی آماده کنند. به همین دلیل است که هیئت کبار العلما، با وجود حرام اعلام کردن رانندگی برای زنان در سالهای گذشته، پس از اصلاحات اخیر محمد بن سلمان اعلام کرد که رانندگی برای زنان وابسته به نظر پادشاه است و در واقع، حرام و حلال در این مورد وابسته به نظر پادشاه سعودی است.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.
آشنا

15 فروردین 1397 ساعت 15:51

با سلام
در این مقاله به دلیل عدم توجه به تفکیک میان وهابیت و آل الشیخ، برای نویسنده محترم، ذهنیت اشتباهی در مورد واقعیت های جامعه سعودی ایجاد شده است.
همچنین تقسیم قدرت میان آل سعود و آل الشیخ در هیچ یک از دوره های اول، دوم یا سوم مصداقیت ندارد بلکه آل الشیخ همواره فقط توجیه گر و مشروعیت بخش برای آل سعود بوده اند و توان مخالفت با حکومت را نداشته است.