1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. روابط خارجی و دیپلماسی عمومی
  6. >
  7. همسایگان

نوع مطلب: مقاله سیاستی

11 دی 1396 ساعت 14:02 شماره مسلسل: ۳۳۰۰۴۵۲

تغییر نسل رهبران در شورای همکاری خلیج فارس؛ تهدید یا فرصت ایران؟

تغییر نسل رهبران در شورای همکاری خلیج فارس؛ تهدید یا فرصت ایران؟

یکی از مهم‌ترین رخدادهای دارای پیامدهای امنیتی در خلیج فارس، کهنسالی حکام کنونی و ظهور نسل جدیدی از رهبران خواهد بود. سوال این نوشتار این است که تغییر نسل و پوست‌اندازی رهبران در خلیج فارس برای جمهوری اسلامی ایران تهدید است یا فرصت؟

خلیج فارس به عنوان یکی از زیرسیستمهای خاورمیانه از جمله مناطقی است که نقش و طرز تفکر رهبران در تصمیمسازی سیاست خارجی جایگاه برجستهای دارد. یکی از مهمترین رخدادهای دارای پیامدهای امنیتی در خلیج فارس، کهنسالی حکام کنونی و ظهور نسل جدیدی از رهبران خواهد بود. سوال این نوشتار این است که تغییر نسل و پوستاندازی رهبران در خلیج فارس برای جمهوری اسلامی ایران تهدید است یا فرصت؟

فاکتور «شخص» یکی از مهمترین فاکتورها برای تصمیمسازی سیاست خارجی در کشورهای در حال توسعه است. «جیمز روزنا»، یکی از سرشناسترین نظریهپردازان حوزه سیاست خارجی، در مدل «پیش تئوری» خود پنج فاکتور شامل نقش، جامعه، بوروکراسی، نظام بینالملل و شخصیت را در تصمیمسازی سیاست خارجی موثر میداند. روزنا بر این باور است که در کشورهای توسعه یافته، فاکتور نقش و در کشورهای در حال توسعه فاکتور شخصیت اولویت نخست در تصمیمسازی سیاست خارجی محسوب میشوند. (عمادی، 1389: 71) «بهجت کورانی»، محقق سرشناس حوزه خاورمیانه نیز بر این باور است که در مطالعه سیاست خارجی کشورهای در حال توسعه سه رویکرد قابل تشخیص است که نخستین آن رویکرد روانشناسی است. این رویکرد بر این باور است که سیاست خارجی کشورهای در حال توسعه مساوی با کارکرد طرز تلقیها و طرز تفکرهای یک رهبر است. از دید این رویکرد، رهبران منبع اصلی سیاست خارجی محسوب میشوند. (حاج یوسفی، 1384: 51) نظریهپردازان واقعگرایی نوکلاسیک نیز بر این باور هستند که در کشورهای در حال توسعه انتخابهای سیاست خارجی متاثر از نگرش و تفکرات رهبران و نخبههای سیاسی انجام میشود.

خلیج فارس یکی از مناطقی است که در کشورهای عضو این منطقه فاکتور شخص در تصمیم‌سازی خارجی نقش برجسته‌ای دارد. در واقع؛ الگوی تصمیم‌سازی شخص‌محور مورد نظر جیمز روزنا آشکارا درباره اعضای شورای همکاری خلیج فارس صدق میکند. با این حال، نگاهی به سن رهبران اعضای شورای همکاری خلیج فارس گویای این است که به استثناء کشور قطر که در سال 2013 شاهد روی کار آمدن نسل جدیدی از نخبگان سیاسی بود، پنج کشور دیگر عضو این شورا باید شاهد روی کار آمدن رهبران جدیدی در کوتاه‌مدت باشند که درباره دو کشور عمان و کویت در این خصوص عدم قطعیت وجود دارد.

«صباح احمد جابر الصباح»، امیر کویت با 89 سال کهنسالترین رهبر عربی در خلیج فارس است، اما نکته مهم این است که شیخ «نواف الاحمد الجابر الصباح»، ولیعهد کویت نیز 80 ساله است. بنابراین می‌توان گفت درباره آینده رهبری در کویت، عدم قطعیت وجود دارد. این در حالی است که کویت از جمله کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است که با جمهوری اسلامی ایران، روابط مسالمت‌آمیزی دارد.

«سلمان بن عبدالعزیز»، پادشاه 83 ساله عربستان سعودی پس از امیر کویت کهنسالترین رهبر عضو شورای همکاری خلیج فارس است. با این حال، ملک سلمان با انتصاب «محمد بن سلمان»، پسرش، به سمت ولیعهد عربستان، تا حدود زیادی تکلیف قدرت در این کشور را مشخص کرده است. محمد بن سلمان 33 ساله تنها در صورت کودتای دیگر شاهزادگان، کرسی پادشاهی در عربستان را از دست خواهد داد. بنابراین، میتوان گفت تغییر نسل رهبران در عربستان به طور غیررسمی آغاز شده است.

«سلطان قابوس بن سعید آل سعید»، پادشاه 78 ساله عمان، بیمار است و هر از گاهی خبر مرگ وی منتشر میشود. عمان تنها کشور عربی خلیج فارس است که ولیعهد ندارد زیرا سلطان قابوس، پادشاه کنونی این کشور پسر یا برادری ندارد که بعد از وی به قدرت برسند. عمان نیز مانند کویت چشمانداز مشخصی درباره رهبر آینده این کشور ندارد و با عدم قطعیت در این خصوص مواجه است. تحلیلگران بر این باور هستند که یکی از سه پسر عموی سلطان قابوس قدرت را در اختیار خواهد گرفت که 66، 61 و 59 سال سن دارند. (Wasser and, 2016)

«خلیفه بن زاید آل نهیان»، رئیس امارات 70 ساله، چهارمین رهبر کهنسال عضو شورای همکاری خلیج فارس است که البته در ژانویه 2014 و در سن 67 سالگی سکته مغزی کرد و همین نیز سبب شد تا وی کمتر در انظار عمومی دیده شود. در امارات از «محمد بن زاید آل نهیان»، ولیعهد ابوظبی که فرزند بنیانگذار این کشور و برادر رئیس کنونی است به عنوان گزینه اصلی برای ریاست این کشور نام برده می شود که وی 56 ساله است. (Smith Diwan, 2017: 3-8)

«شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه»، پادشاه بحرین 68 ساله است که اگر چه بر خلاف حکام کویت، عربستان، عمان و امارات، از نظر جسمی بیمار نیست، اما به دلیل اعتراضهای 7 ساله مردم بحرین، پایههای قدرتش سست شده و احتمال واگذاری قدرت به شاهزاده «سلمان بن حمد»، پسر 48 ساله‌اش، وجود دارد.

شرایط امروزی قطر کاملاً متفاوت از 5 کشور دیگر عضو شورای همکاری خلیج فارس است زیرا پوستاندازی سیاسی و تغییر نسل رهبران عرب از کشور کوچک قطر آغاز شد. شیخ «حمد بن خلیفه آل ثانی» در سال 2013 در ظاهر به علت بیماری اما عملاً در یک کودتای آرام و نرم، قدرت را به پسرش شیخ «تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی»واگذار کرد و اکنون امیر قطر با 37 سال سن، جوانترین رهبر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است.

تغییر نسل رهبران عضو شورای همکاری خلیج فارس و امنیت جمهوری اسلامی ایران

اگرچه ظهور رهبران جدید صرفاً تهدید محسوب نمیشود اما تحولات در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی ایران به خصوص الگوهای رفتاری نسل جدید دولتمردان عربستان سعودی با رهبری محمد بن سلمان گویای این است که تغییر نسل رهبران از کهنسالان به جوانان دست کم در کوتاهمدت بیش از آنکه برای جمهوری اسلامی فرصت باشد تهدید و هزینه‌زا است. برخی از این تهدیدها عبارتند از:

ناپختگی سیاسی و رفتارهای نسنجیده در سطح منطقهای

یکی از مهمترین تهدیدهایی که تغییر نسل حکام در خلیج فارس برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد میکند، در اثر ناپختگی سیاسی حکام جدید رخ میدهد. ناپختگی سیاسی سبب رفتارها و تصمیمهای نسنجیده سیاسی و اتخاذ تصمیمهایی در سطح منطقهای با هدف «قهرمانسازی» میشود. هنگامی که نیروهای غیرنخبه بر سیاست تکیه زنند، معمولاً از «انضمامطلبی» و نه «صلحطلبی» دم میزنند. (احتشامی و هینهبوش، 1390: 562)

تغییر راهبرد سیاست خارجی عربستان سعودی از «محافظهکاری» به «تهاجمی» با به قدرت رسیدن محمد بن سلمان که سبب بروز جنگ یمن، قطع روابط دیپلماتیک و گسترده شدن تنش با جمهوری اسلامی ایران، تنشدرون عربی بین قطر و گروه 3+1 (سه کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به همراه مصر) و همچنین شکل جدیدی از مداخله در لبنان در قالب تحت فشار قرار دادن سعد الحریری برای استعفا از نخست وزیری این کشور شد تنش در خاورمیانه را به سطح بیسابقهای افزایش داده است. در واقع، ناپختگی سیاسی محمد بن سلمان در عربستان سعودی سبب تشدید بیثباتی، خشونت، ناامنی و هرجومرج در خاورمیانه شده است.

ایجاد روابط رسمی با رژیم صهیونیستی

یکی از اتفاق‌های برنامهریزی شدهای که در خاورمیانه در حال رخ دادن است، «عادیسازی» روابط برخی کشورهای عربی به خصوص عربستان سعودی، امارات و بحرین با رژیم صهیونیستی است. برای نخستین بار یک هیئت بحرینی در دسامبر 2017 وارد فلسطین اشغالی شد و از کنست (پارلمان) اسرائیل بازدید کرد. این اقدام در حالی انجام شد که جهان اسلام شاهد شدت گرفتن تظاهرات ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی به دلیل اعلام قدس اشغالی به عنوان پایتخت اسرائیل توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا بود.

در اجلاس اضطراری سازمان همکاری اسلامی که روز 13 دسامبر در استانبول ترکیه برگزار شد پادشاه، ولیعهد یا حتی وزیر خارجه عربستان شرکت نکرد و این کشور در سطح پائینی در اجلاس استانبول حضور پیدا کرد. واکنش منفعلانه اتحادیه عرب به تصمیم ترامپ درباره قدس که حتی با واکنش برخی اعضای این اتحادیه نیز مواجه شد، نیز نمونه دیگری از تلاش برخی کشورهای تأثیرگذار عربی برای «عادیسازی» روابط با اسرائیل است. میتوان مهمترین فاکتور در فراهم شدن زمینه این تغییر راهبردی در خاورمیانه را تغییر نسل رهبران و سیاستهای دولتمردان جوان عربستان سعودی عنوان کرد.

به نظر میرسد که دولتمردان جوان سعودی به این باور و برداشت رسیدند که از طریق عادیسازی روابط با اسرائیل، تضمینهای امنیتی به مراتب بیشتری از آمریکا برای تقویت موقعیت خود در صدر قدرت عربستان و حمایت بیشتری از جانب آمریکا و اسرائیل برای مقابله با نفوذ رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه به دست خواهند آورد. این در حالی است که پیش از این مخالفت با اسرائیل و حمایت از آرمان فلسطین، یکی از منابع مشروعیتساز برای حکام عرب بود.

افزوده شدن نفوذ هنجاری غرب به نفوذ امنیتی و سیاسی

یکی از مهمترین شاخصههای حکومتداری در جهان عرب به خصوص در خلیج فارس، نفوذپذیری زیاد حکام از قدرتهای غربی است. این نفوذپذیری طی نیم قرن گذشته بیش از همه ناشی از نگرانیهای امنیتی بود. امنیت و بقای حکام در رأس قدرت بیش از همه در پیوند زدن آن با منافع قدرتهای غربی در خاورمیانه بود. از اینر، خاورمیانه به مقصد اصلی صادرات سلاح غرب به خصوص آمریکا تبدیل شد و نظامیگری در این منطقه افزایش یافت. نفوذ امنیتی سبب نفوذ سیاسی گسترده غرب در کشورهای عربی و به خصوص تأثیرگذاری زیاد آن در تصمیمسازیهای سیاست خارجی شد.

در دوران رهبران جدید نفوذ نظامی و سیاسی غرب در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به دلیل ساختارهای نامطمئن قدرت و به خصوص رقابتهای درون خاندانی تقویت خواهد شد که نمونه تازه آن قرارداد نظامی 110 میلیارد دلاری میان آمریکا و عربستان است که در می 2017 با سفر دونالد ترامپ به ریاض امضا شد. در واقع؛ رهبران جدید خاورمیانه را به سمت افزایش نظامیگری هدایت میکنند. علاوه بر این، با تغییر نسل رهبران عرب نفوذ هنجاری غرب نیز در این کشورها به خصوص کشورهای سنتی نظیر عربستان سعودی افزایش مییابد زیرا نکته مهمی که باید درباره نسل جدید مدعی رهبری در کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس مطرح کرد این است که اغلب این اشخاص تحصیلکرده آمریکا و انگلیس هستند. شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر و محمد بن زاید، ولیعهد ابوظبی تحصیلکرده انگلستان هستند. شیخ سلمان بن حمد، ولیعهد بحرین نیز فارغالتحصیل دانشگاههای آمریکا و انگلیس است. محمد بن سلمان تنها ولیعهدی است که در دانشگاههای خارجی تحصیل نکرده و فارغالتحصیل دانشگاه ملک سعود ریاض است، اما اعضای کابینه وی را شخصیتهایی تشکیل میدهند که تحصیلکرده دانشگاههای انگلیسی و آمریکایی هستند.

میتوان انتظار داشت با تغییر نسل رهبران سنتی به رهبران جدید در کشورهای عربی، فرآیند غربی شدن و گسست از سنتها در این کشورها تکمیل شود که اصلاحات اجتماعی سمبلیک در حوزه زنان و پروژه «نئوم» در عربستان سعودی نیز از جمله این موضوعات است. اگرچه این تحول، تحول درونی در این کشورها محسوب میشود، اما میتواند ضمن اینکه سبب تقویت غربی شدن جامعه در این کشورها شود، زمینه اعمال فشار بر دولت جمهوری اسلامی برای اصلاحات اجتماعی و نادیده گرفتن برخی سنتها و ارزشها را فراهم کند. در واقع؛ اصلاحات اجتماعی برگرفته از هنجارهای غربی در کشورهای عربی میتواند سبب شدت گرفتن تهدیدهای نرم علیه جمهوری اسلامی ایران نیز شود.

نتیجه

صرفنظر از اینکه شورای همکاری خلیج فارس به عنوان یک نهاد منطقهای باقی بماند یا دچار فروپاشی شود، اعضای این شورا در مرحله تاریخی مهمی به لحاظ پوستاندازی در قدرت و تغییر نسل رهبران قرار دارند. با وجود تهدیدهایی که این موضوع میتواند برای جمهوری اسلامی ایران در پی داشته باشد که رفتارهای سه سال اخیر دولت سعودی مصداق این تهدیدها است، جمهوری اسلامی ایران باید بتواند باب گفتوگو با این رهبران جدید را باز کند. نبود گفتوگو میان جمهوری اسلامی ایران و رهبران جوان عربی خلیج فارس میتواند با مدیریت آمریکا زمینه ایجاد روابط رسمی میان این کشورها و رژیم صهیونیستی را فراهم و شکل جدیدی از «قطبی شدن» قدرت را در این منطقه ایجاد کند که در آن رژیم صهیونیستی به طور رسمی در کنار محور سازش قرار میگیرد. افزایش خشونت، ناامنی و بیثباتی در خاورمیانه به همان اندازه که مطلوب منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا است، برای کشورهای اسلامی از جمله عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران نامطلوب است.

فهرست منابع

  • احتشامی انوشیروان و هینهبوش ریموند، (1390)، الگوهای سیاست؛ در؛ احتشامی انوشیروان و هینهبوش ریموند، سیاست خارجی کشورهای خاورمیانه، ترجمه رحمن قهرمانپور و مرتضی مساح، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).
  • حاج یوسفی امیرمحمد، (1384)، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پرتو تحولات منطقهای (2001-1991)، تهران، انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه.
  • عمادی سیدرضی، (1389)، عومل تأثیرگذار بر تصمیمسازی خارجی روسیه، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 70.
  • Smith Diwan Kristin, (2017), New Generation Royals and Succession Dynamics in the Gulf States, http://www.agsiw.org/wp-content/uploads/2017/03/RoyalFactions_Online.pdf
  • Wasser Becca and Martini Jeff, (2016), The Next Generation of Gulf Leaders, https://www.foreignaffairs.com/articles/persian-gulf/2016-02-14/next-generation-gulf-leaders
استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.