1. اولویت‌های سیاستی
  2. >
  3. مدیریت آب

نوع مطلب: مقاله سیاستی

9 مرداد 1396 ساعت 17:37 شماره مسلسل: ۱۱۰۰۳۵۸

غرور مهندسی: پرده بر چشم‌ها و گوش‌ها

غرور مهندسی: پرده بر چشم‌ها و گوش‌ها

نباید اجازه داد غرور ناشی از مهارت و تکنولوژی مهندسی در به‌کارگیری بودجه بیت‌المال برای اجرای پروژه‌های عظیم سازه‌ای همچون پرده‌ای بر چشم‌ها و گوش‌های ما، مانع از توجه به سایر اولویت‌های ضروری به‌ویژه در زمینه بازچرخانی آب و تعادل‌بخشی آبخوان شود.

استان خراسان رضوی سالانه با بیش از 1.2 میلیارد مترمکعب کسری مخازن آب زیرزمینی مواجه بوده و این رقم معادل یکهفتم کسری مخازن سالانه آبخوانهای زیرزمینی در کشور است. حوضه آبریز دشت مشهد با برداشت سالانه بیش از 1.4 میلیارد مترمکعب از منابع آب زیرزمینی، بیشترین سهم برداشت از آبخوانهای استان را به خود اختصاص داده است.

درحالیکه طبق برآوردها آبخوان دشت مشهد ظرفیت تجدیدپذیر تأمین آب مورد نیاز جمعیتی حداکثر معادل 700 هزار الی 1 میلیون نفر را دارد، اما شهر مشهد بهتنهایی دارای جمعیتی بالغبر 3.5 میلیون نفر است که همین امر موجب شده سرانه آب تجدیدپذیر در این شهر به حدود 500 مترمکعب به ازای هر نفر در سال تنزل پیدا کند که این به معنای تحمل تنش آبی خواهد بود.

گرچه طی سالهای اخیر در دهه 90، انتقال آب از سد دوستی در مرز مشترک ایران و ترکمنستان موفق شده بود حدود 50 درصد آب شرب مورد نیاز شهر مشهد را تأمین کند اما در کل حوضه آبریز مشهد، کمتر از 16 درصد نیازهای شرب، صنعت و کشاورزی از آبهای سطحی تأمین میشود و لذا این منطقه خشک و نیمهخشک شدیداً به منابع آب زیرزمینی وابسته است.

در کل حوضه آبریز مشهد، کمتر از 16 درصد نیازهای شرب، صنعت و کشاورزی از آب‌های سطحی تأمین می‌شود.

رشد جمعیت، کاهش نزولات جوی، رواج بهرهبرداریهای غیرمجاز از آبخوان، رایگان شدن آبهای زیرزمینی در بخش کشاورزی، توسعه سدسازی در سرشاخههای حوضه آبریز، جانمایی نادرست صنایع پرآب طلب در دشت ممنوعه بحرانی، توسعه فضای سبز شهری، عدم بازچرخانی اصولی آب در حوضه، غلبه تصدیگری دولت بر مدیریت مشارکتی در منابع آب و ... ازجمله مهمترین عواملی است که میتوان بهعنوان دلایل بروز بحران آب در شرق کشور بهویژه استان خراسان رضوی و کلانشهر مشهد به آن اشاره کرد.

دشتهای شکافته، میراث نامبارک مدیریت آب در قرن جاری

دشت مشهد از سال 1346 قانوناً بهعنوان یکی از دشتهای ممنوعه کشور شناخته شده است، اما طی 50 سال پس از آن روند بارگذاری هر چه بیشتر بر این حوضه متوقف نشده و دائماً به حجم برداشتها افزوده شده است. اکنون از 37 حوضه آبریز واقع در محدودهاین استان، 34 حوضه "ممنوعه" هستند که 15 مورد از آنها در وضعیت "ممنوعه بحرانی" قرار دارد.

گذشته مدیریت آب، خوب یا بد هر چه بوده، میراث آن، دشتهای خشک و در حال فرونشینی و مرگ دائمی است. شکافهایی به عمق چند ده متر و طول چندین کیلومتر در شهرستانهای استان یکی پس از دیگری نمایان میشود که نه‌تنها فریاد تخلیه شدن آبخوانها را به گوشهای سنگین ما میرساند بلکه حتی امکان سکونت، تردد و فعالیت در شعاعی وسیع از شکافها را نیز از بین میبرد. حال سؤال این است که برای تأمین پایدار آب در این استان و بهویژه برای کلانشهر مشهد، چه راهکارهایی متصور بوده و چه راهکارهایی مدنظر قرار گرفته است؟

تخممرغها را در کدام سبد گذاشتهایم؟

برای خروج از بحران آب طبیعتاً دو راهکار عمده وجود دارد: 1- مدیریت تقاضا و سازگار شدن با منابع آب موجود 2- مدیریت عرضه و دستیابی به منابع آب جدید؛ و البته تلفیق این دو نیز امکانپذیر است، کما اینکه تاکنون نیز اینگونه بوده است اما مسئله اصلی این است که سنگینی کفه ترازو به کدام سمت متمایل بوده است؟

اکنون از 37 حوضه آبریز واقع در خراسان رضوی، 34 حوضه "ممنوعه" هستند.

با حسابی سرانگشتی در سیاستهای توزیع جمعیت در کشور درمییابیم که بیش از 15 درصد جمعیت کشور در شهر تهران، و بیش از 58 درصد جمعیت استان خراسان رضوی در شهر مشهد متمرکز شده است. این در حالی است که جمعیت شهر پکن پایتخت کشور چین و ایالت واشنگتن دی سی در ایالاتمتحده آمریکا کمتر از 0.2 درصد از جمعیت کشورشان را به خود اختصاص دادهاند. این قیاس مختصر نشان میدهد که در توزیع متوازن امکانات و سرمایهها و همچنین سیاستهای کلان یا اجرایی عرضه و تقاضا در حوزههای مختلف در مجموع چندان موفق نبودهایم و از عملیاتی کردن دستاوردهای "مطالعات آمایش سرزمین" غافل بودهایم.

مجموع 609 حوضه آبریز موجود در کشور سالانه با حجمی بیش از 7 میلیارد مترمکعب کسری مخازن آب زیرزمینی مواجه هستند. با 7 برابر شدن جمعیت کشور طی سالهای 1300 تا 1395، سرانه آب تجدیدپذیر از 13000 مترمکعب به کمتر از 2000 مترمکعب (حدود یکهفتم) کاهش یافته است. کشور با بیش از 15 خشکسالی مستمر مواجه بوده و اغلب استانها با کاهش نزولات جوی نسبت به متوسط بلندمدت دستبهگریبان هستند، برای دستیابی به آرمان تأمین امنیت غذایی و خودکفایی در محصولات استراتژیک، طبق گزارشهای فائو 120 درصد ظرفیت پایداری اراضی قابل زراعت کشور را به کار گرفتهایم. با این احوال و علیرغم به صدا درآمدن زنگ نابودی آبخوانها؛ توأمان تصویب قوانینی در مجلس بهمنظور حمایت از مالکان چاههای غیرمجاز، رایگانسازی بهرهبرداری از منابع آبهای زیرزمینی و سطحی در بخش کشاورزی، توسعه کشاورزی در اراضی شیبدار، پرداخت تسهیلات بلاعوض 85 الی 100 درصدی برای ترویج سیستمهای آبیاری تحتفشار بهمنظور افزایش تولید و سطح زیرکشت، افراط در سدسازی، کمتوجهی به آبخوانداری و ... را شاهد هستیم. بهعبارتدیگر در اقلیم ایران که بیش از 75 درصد مساحت آن را مناطق فراخشک و خشک در برگرفته است، نهتنها آب را بهعنوان یک عامل محدودکننده در نظر نداریم بلکه بهاشتباه از آن بهعنوان یک عامل توسعه نیز بهرهمند میشویم. توسعهای که پایداری آن در هالهای از ابهام است.

تعادل‌بخشی، وامانده در نیمهراه ...

قریب به سه دهه از تصویب قانون توزیع عادلانه آب و الزام وزارت نیرو به تحویل حجمی آب به بهرهبرداران میگذرد، اما نهایتاً در سال 91 با تأخیری 30 ساله تجهیز چاههای کشاورزی، صنعتی و شرب به کنتورهای اندازهگیری حجمی آب لااقل در استان خراسان رضوی به سرانجام رسید، در بسیاری از استانها همین مهم نیز هنوز به پیشرفت قابل قبولی دست نیافته است. همچنین در سال 93 پیرو تصویب "طرح ملی احیا و تعادل‌بخشی منابع آب زیرزمینی" عزمی همگانی برای برخورد با متخلفان چاههای غیرمجاز شکل گرفت و در این میان همراهی اداره کل دادگستری استان بسیار بیسابقه بود. 16 پروژه مختلف زیرمجموعه این طرح ملی تعریف شده بود که موضوعات و ساختار آن حکایت از تغییر رویکردی جدی در مدیریت منابع آب زیرزمینی داشت.

مجموع 609 حوضه آبریز موجود در کشور سالانه با حجمی بیش از 7 میلیارد مترمکعب کسری مخازن آب زیرزمینی مواجه هستند.

در کل کشور بودجهای بالغبر 430 میلیارد تومان برای آن مصوب شد که گرچه رقم بسیار ناچیزی بود اما نسبت به اقدامات مشابه در سالهای گذشته رشد چشمگیر و امیدبخشی داشت. همه چیز بهخوبی آغاز شد و انگیزه و همت عمومی برای اجرای مؤثر آن به کمک آمد. مقرر شد بهواسطه اجرای این طرح از طریق اصلاح ساختار مدیریت تقاضا طی مدت 6 سال، کسری مخازن سالانه آب زیرزمینی کشور به صفر برسد. با توجه به وخامت منابع آب زیرزمینی و اهمیت موضوع تعادل‌بخشی، این طرح ملی تبدیل به اولویت اول وزارت نیرو و حتی دولت شد اما در عمل سرنوشت دیگری برای آن رقم خورد. در سال اول حداکثر 40 درصد از بودجه مصوب پروژه اختصاص یافت. در سال دوم میزان تخصیص به کمتر از 15 درصد کاهش یافت و با تأخیر فراوان مواجه شد. اکنون در آغاز سال سوم به دلیل تنگنای مالی عملاً بسیاری از پروژههای 16 گانه متوقف شده و بهرهبرداری از کنتورهای هوشمند و عملیات انسداد چاههای غیرمجاز نیز با چالشهایی مواجه شده است.

اینها برخی از مثالهایی بود که بهاختصار، رویکرد سیاستگذاری و حکمرانی آب در کشور ما با مدیریت تقاضا را نشان میداد.

مدیریت تقاضا زیر چرخ بولدوزر تکنوکراسی ... !

در شرایطی که تخصیص بودجه طرح احیا و تعادل‌بخشی به کمتر از 15 درصد میرسد و نیروهای گشت و بازرسی شرکتهای آب منطقهای که سربازان خط مقدم حفاظت از آب هستند قادر به دریافت حقوق ناچیز خود از دولت نبوده و در شرف تعدیل شدن هستند؛ در همین حال پروژهای توسط وزارت نیرو آغاز میشود که برآورد اولیه خدمات مطالعاتی آن بیش از 800 میلیارد ریال و هزینه اجرای آن بیش از 80 هزار میلیارد ریال و بنا بر روایتی دیگر، بسیار بیشتر از 120 هزار میلیارد ریال پیشبینی میشود.

در قبال اجرای این پروژه در افق زمانی بیش از 10 سال، حداکثر 250 میلیون مترمکعب آب شور دریای عمان پس از طی مسافتی حدود 1500 کیلومتر پس از عبور از استانهای تشنهای همچون سیستان و بلوچستان، کرمان و خراسان جنوبی به مشهد خواهد رسید که البته برخی از شهرها و روستاها و همچنین برخی واحدهای صنعتی در مسیر انتقال از آن منتفع خواهند شد. برآوردهای اولیه کارشناسان نشان میدهد که بهای آب تولیدشده از این طریق در شهر مشهد حداقل 15 الی 30 هزار تومان به ازای هر مترمکعب خواهد بود. این در حالی است که هماکنون مشهدیها در قبوض آب ماهانه خود به ازای هر مترمکعب مبلغی کمتر از 5 هزار ریال پرداخت میکنند. در وهله اول اجرای چنین پروژهای که بتواند بخشی از نیاز آب شرب مشهد و سایر شهرها را تأمین کند، خوشایند و امیدوارکننده به نظر میرسد اما لازم است به ملاحظات ذیل نیز توجه شود:

1) تعادل‌بخشی تا بعد ... : حفاظت از منابع آب، کنترل و تعدیل برداشت از آبخوانها بهویژه در بخش کشاورزی معمولاً با تنشهای اجتماعی فراوانی همراه است که موردقبول هیچیک از ارکان حکومت نیست. از سوی دیگر با توجه به اینکه مدیریت منابع آب بر عهده وزارت نیرو بوده و این وزارتخانه در بخش آبهای زیرزمینی تا حد بسیار زیادی وابسته به منابع دولتی است، لذا خواسته یا ناخواسته اجرای طرحهای تعادل‌بخشی برای دولت امری پرهزینه و پردردسر است. در این میان بخشی از این دردسر مربوط به تأمین امنیت آب شرب در شهرها و روستاها میشود که ممکن است در اثر برداشت بیرویه آب در بخش کشاورزی و صنعت به خطر بیفتد. حال اگر قرار باشد بخشی از آب شرب مورد نیاز از طریق انتقال تأمین شود، در این صورت بخشی از فشارهای وارد بر وزارتخانههای نیرو و کشاورزی کاسته خواهد شد و بنابراین هر یک با خیالی آسوده به ادامه رویههای قبلی خود ادامه خواهند داد! کما اینکه تاکنون در دعوای دیرینه این دو وزارتخانه هیچیک متضرر نشده در عوض هر سال سطح آبخوانها افت کرده و خسارت آن از بیتالمال تأمین شده و خواهد شد.

هر مترمکعب آب شور دریای عمان به‌طور تقریبی می‌تواند حاوی 40 تا 150 کیلوگرم نمک باشد.

2) از رؤیا تا واقعیت: سابقه اجرای پروژه سد دوستی که به دلیل احداث سد سلما در بالادست هریرود در کشور افغانستان، میزان آورد سالانه آن کاهش چشمگیری داشته است و در کمتر از 10 سال از آغاز بهرهبرداری آن عملاً با معضلی جدی مواجه شده است، نشان میدهد که اتکا به منابع آب خارج حوضه اولاً بسیار ناپایدار است، ثانیاً با توجه به طولانی شدن مدت اجرای طرحهای عمرانی در کشور ما؛ برآوردهای ریالی اولیه و نهایی پروژه با یکدیگر تفاوت فاحشی خواهند داشت. ثالثاً انتقال آب شیرین از سد دوستی در فاصله 180 کیلومتری از شهر مشهد هزینهای بالغبر 40000 ریال به ازای هر مترمکعب در بردارد، بدیهی است شیرین‌سازی آب شور اقیانوس، انتقال آن در مسیری 1500 کیلومتری، گذر آن از میان چندین شهر و روستای تشنه که با کمآبی و بیآبی دستوپنجه نرم میکنند، بهای تمامشده گزافی به ازای هر مترمکعب آب تولیدشده را به همراه خواهد داشت. طبیعتاً بخش اعظم این هزینه از بیتالمال و بهصورت غیرمستقیم از سفره 80 میلیون ایرانی کسر برداشته خواهد شد تا درآمد شرکتهای خاص از حاشیه این پروژه بهموقع تأمین شود.

3) پیامدهای زیستمحیطی: هر مترمکعب آب شور دریای عمان بهطور تقریبی میتواند حاوی 40 تا 150 کیلوگرم نمک باشد، این یعنی به ازای 250 میلیون مترمکعب برداشت آب از دریا، سالانه بالغبر 35 میلیون تن نمک حاصل از فرآیند شیرین‌سازی تولید میشود که در صورت تخلیه این حجم از نمک به دریا، پیامدهای زیستمحیطی نگرانکنندهای را بهویژه برای آبزیان به همراه خواهد داشت. میزان انرژی مصرفی فرآیند شیرین‌سازی آب شور و ایستگاههای پمپاژ متعدد آب از دریا تا مشهد نیز پیامدهای خاص خود را به همراه دارد. انتقال آب از سد دوستی به مشهد با اختلاف ارتفاع حدود 900 متر، و با 5 ایستگاه پمپاژ برای طی کردن مسافتی 180 کیلومتری، توانی معادل 75 مگاوات را مصروف میدارد که تقریباً معادل 15 درصد توان تولیدی نیروگاه طوس مشهد است. حال کافی است با یک حساب سرانگشتی اختلاف ارتفاع مشهد تا دریای عمان بهعلاوه مجموع افت اصطکاکی در مسیر 1400 تا 1700 کیلومتری را نیز برآورد نمایید. مطمئناً انرژی عظیمی را میطلبد. از سوی دیگر احداث یک خط انتقال آب به طول چندین کیلومتر و گذراندن آن از خاک استانهایی که از کمآبی و بیآبی شدید رنج میبرند، مطمئناً فاقد پیامدهای اجتماعی نگرانکننده نخواهد بود. این صرفاً بخشی از پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی است، حجم عظیم خاکبرداری و خاکریزی، تخریب ارتفاعات و زیستگاهها و ... را نیز باید مدنظر داشت.

4) فراخوان مهاجرت: عدم توزیع یکنواخت سرمایهها و امکانات موجب میشود مناطق محرومتر که از امکانات کمتر و آینده شغلی نامطمئنتری برخوردار هستند، سکونتگاههای خود را رها کرده به کلانشهرها که گرانیگاه جذب سرمایهها بوده و در عین حال هزینههای زندگی در آنها تفاوت چشمگیری با سایر شهرها ندارد، مهاجرت نمایند. بر این اساس هرگاه یکی از عوامل توسعه و اعمال محدودیت در رشد جمعیت کلانشهرها برداشته شده است، موج جدیدی از مهاجرتها را به همراه داشته است. در حال حاضر شهر مشهد با بیش از 1.2 میلیون نفر جمعیت حاشیهنشین مواجه است این جمعیت بهتنهایی از 1.5 برابر کل جمعیت استان خراسان جنوبی بیشتر است. گرچه بخش زیادی از این جمعیت در خارج از محدوده شهر واقعشدهاند، اما با توجه به پیوستگی حریم و محدوده شهر به یکدیگر، عملاً بسیاری از دستگاههای خدماترسان شهری ناگزیر هستند خدمات خود را در محدودهای وسیعتر از حدود تعیینشده ارائه نمایند و این امر گرچه اجتنابناپذیر بوده اما اسباب اختلال در مدیریت شهری را نیز پدید میآورد. با این توضیحات میتوان بهسادگی پیشبینی کرد که آغاز یک پروژه عظیم تأمین آب، خود بهمثابه یک فراخوان عمومی برای جذب مهاجرین بیشتر خواهد بود. در نتیجه میتوان تصور کرد در افق زمانی اجرای پروژه از نظر کسری آب مورد نیاز نسبت به جمعیت ساکن، در وضعیتی مشابه با ابتدای پروژه خواهیم بود و لذا عملاً از تنش آبی موجود در شهر کاسته نخواهد شد. این سیکل معیوب در اغلب پروژههای سازهای وجود دارد.

به ازای 250 میلیون مترمکعب برداشت آب از دریا، سالانه بالغ‌بر 35 میلیون تن نمک حاصل از فرآیند شیرین‌سازی تولید می‌شود.

5) پیامدهای نانوشته: طبق گزارشهای مسئولان شرکت آب منطقهای خراسان رضوی، سد دوستی از زمان آغاز بهرهبرداری تاکنون بالغبر 600 میلیون مترمکعب آب به شهر مشهد منتقل کرده است. با توجه به افت کیفیت آبخوان در بافت مرکزی شهر، بهرهبرداری از چاههای آب شرب بهتدریج محدود شده و آب سد دوستی با آن جایگزین شده است. با این وصف برداشت آب از آبخوان در بافت مرکزی شهر کاهش پیدا کرده و بهموازات آن ورود فاضلاب ناشی از مصرف آب سد دوستی در شبکه توزیع آب شهری افزایش یافته است. همزمان به دلیل تراکم بالای جمعیت در بافت مرکزی شهر، احداث برجها و ساختمانهای متعدد و مرتفع، احداث خط زیرزمینی قطار شهری در دو طبقه، و تمرکز اسکان زائران بارگاه امام رضا (ع) در محدوده مرکزی مشهد موجب شده است سطح آب زیرزمینی در این منطقه دچار بالاآمدگی شود بهگونهای که در ساختوسازهای شهری بهعنوان یک معضل نمایان میشود و بر این اساس زمینه انجام مطالعات و اجرای پروژهای برای انتقال آب حاصل از بالاآمدگی از شرق به غرب مشهد را رقم زده است. این یک نمونه از پیامدهای تقریباً پیشبینینشده انتقال آب بین حوضهای میتواند باشد که پس از چند سال از اجرای پروژه نمایان میشود و برای ساماندهی آن باید هزینه و انرژی هنگفتی صورت گیرد. در صورت اجرای پروژه عظیم انتقال آب از دریای عمان باید در انتظار چه پیامدهای پیشبینینشده دیگری باشیم؟ آیا دستیابی به هدف به هر قیمتی موجه است؟

6) مدیریت ریسک: گزارشهای کارگروه تدبیر آب مشهد نشان میدهد که تصفیه فاضلاب شهری و بازچرخانی آن درون حوضه (جایگزینی پساب با چاههای کشاورزی و اختصاص حقابه کشاورزی به شبکه تأمین آب شهری) در افقی نهایتاً 5 ساله میتواند بالغبر 250 میلیون مترمکعب از آب مورد نیاز شهر مشهد را با بودجهای بهمراتب کمتر از پروژه انتقال آب، تأمین کند. درصورتیکه دولت با حمایت و جدیت در اجرای طرح احیا و تعادل‌بخشی، مانع از برداشت اضافی در محدوده حوضه آبریز مشهد شود، آنگاه این حجم آب تولیدشده بهصورت پایدار و مطمئن میتواند پس از جایگزینی با چند حلقه چاه عمیق کشاورزی، بخشی از نگرانیهای مربوط به افت آبخوان دشت مشهد را مرتفع سازد. بازچرخانی آب در محدوده حوضه در بسیاری از کشورها مرسوم است، کما اینکه در شهر وین (پایتخت اتریش) آب انتقالیافته از چشمههایی واقع در کوهستان هوخشواب، پس از توزیع در شبکه آب شهری بهطور کامل تصفیه شده و پس از دستیابی به استاندارهای کیفی لازم به رودخانه دانوب سرازیر میشود بی آنکه نشانی از وجود شهر بزرگی همچون وین در مسیر طبیعی انتقال آب از کوهستان هوخشواب تا رودخانه دانوب احساس شود. پژوهشگران و کارشناسان بر این باورند، از نظر محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی؛ بازچرخانی آب در محدوده حوضه آبریز کشفرود (مشهد-چناران) نسبت به سایر گزینهها از کمترین میزان ریسک برخوردار است.

چـاره چیست؟

در سطور گذشته مروری اجمالی بر وضعیت منابع آبهای زیرزمینی در کشور و بهویژه استان خراسان رضوی و سیاستهای حاکمیتی بر مدیریت منابع آب در بخش اقدامات سازهای و غیرسازهای صورت گرفت. در پایان لازم است در خصوص مطالعات پروژه انتقال آب از دریای عمان به مشهد درخواست‌های ذیل را از مسئولان مربوطه مطرح کرد:

1) تعادل‌بخشی یک ضرورت انکارناپذیر: انتقال آب از دریای عمان حتی درصورتیکه از جنبههای مختلف موجه شناخته شود و بدون هیچ چالشی به اجرا درآید، باز هم نسبت به توان آبخوانهای زیرزمینی دشت مشهد در تأمین پایدار آب شرب این کلانشهر سهم اندکی خواهد داشت. بهگونهای که اگر فرض کنیم طی افقی 5 یا 10 ساله، برداشت از آبخوان دشت مشهد متناسب با سیاستهای کنترل اضافه برداشت به 800 میلیون مترمکعب در سال کاهش یابد، در این صورت سهم شهر مشهد از آب انتقالیافته از دریای عمان نسبت به حجم برداشت از آبخوان، عددی حدود 10 درصد خواهد بود. این امر نشان میدهد که هیچ منبع جدیدی نمیتواند در اندازه پتانسیل منابع آب زیرزمینی درون حوضه، نقش تأثیرگذار در تأمین نیازها داشته باشد. بر این اساس حمایت از بازگشت تعادل به آبخوان دشت مشهد، باید در صدر برنامهها و توجهات مسئولان امر قرار گیرد و برای نجات پروژه "احیا و تعادل‌بخشی و منابع آب زیرزمینی" از فقر کامل، بسیار بیشتر از گذشته همت گمارند. بهطورمعمول مدیریت تقاضای آب، کمهزینهترین و انتقال آب گرانقیمتترین راهکار تأمین آب است.

2) اولویتبندی در مصارف: در چند قدمی کلانشهر مشهد و در محدوده حوضه آبریز ممنوعه بحرانی رودخانه کشفرود، بخش کشاورزی با صرف انرژی برق یارانهای، آب شیرین و رایگان را از عمق 150 تا 200 متری زمین استخراج کرده و پس از بهکارگیری ماشینآلات و کود و سم و نیروی کارگری، بهطور مثال محصولی را با نام هندوانه که طی یک دهه اخیر کشت آن از دیم به آبی تغییر کرده، برداشت میکند. در تاریخ 22 تیرماه 96 بهای فروش هر کیلوگرم هندوانه در بازار میوه و ترهبار شهرداری مشهد رقمی کمتر از 3900 ریال بوده است. این یعنی بهای فروش یک کیلوگرم هندوانه از یک کیلوگرم آب بستهبندی معمولی 60 درصد ارزانتر است. هر حلقه چاه عمیق بهطورمعمول میتواند در طول یک سال حدود 450 هزار الی 1 میلیون مترمکعب آب را استخراج کند. در دشت مشهد چند هزار حلقه چاه مجاز و غیرمجاز کشاورزی وجود دارد که 65 درصد برداشتهای سالانه از آبخوان را به خود اختصاص دادهاند. اختصاص دادن حقابه تعداد اندکی از این چاهها برای تأمین کسری آب شرب پس از تأمین حقوق بهرهبردار چاه، میتواند راهکاری بهمراتب کمهزینهتر برای وزارت نیرو قلمداد شود که با توجه به افق زمانی طولانی رسیدن آب از دریای عمان به مشهد، مسئولان عملاً چارهای غیر از این نخواهند داشت. اما انتظار میرود این تصمیم و اقدامات سریعتر گرفته شده و از هدررفت بودجه ملی در پروژههای سازهای غیرموجه خودداری شود.

3) از پیشبینی تا واقعیت: شنیدهها حاکی از آن است که برخی سادهسازیها در طراحی فنی پروژه انتقال آب از سد دوستی به مشهد، موجب شد برآورد مالی این پروژه در هنگام اجرا از رقمی مابین 110 تا 350 میلیارد ریال به رقمی بیش از 4000 میلیارد ریال مبدل گردد. تعجیل در به ثمر رساندن مطالعات فاز صفر و یک پروژه و عدم تجهیز کمیته فنی طراح پروژه به نیروهای متخصص و زبده میتواند به اشتباهات و خساراتی منجر شود که فاصلهای عظیم میان طرح پیشبینیشده و پروژه به اجرای درآمده، ایجاد کند. انتظار میرود در خصوص پروژه انتقال آب از دریای عمان، مسئولان دقیق، شفاف و صادقانه طرح فنی و ابعاد مالی و بهای تمامشده آب انتقالیافته را اعلام نمایند و در خصوص نحوه تأمین بودجه آن اطلاعات صریح را به مردم گزارش کنند. همچنین درسهایی که از تجارب گذشته در پروژههای سازهای همچون سد دوستی و سد شهید یعقوبی در خراسان و سد گتوند در خوزستان گرفتهاند را نمایان سازند.

4) آب یکبارمصرف: قاره اروپا به دلیل نزولات جوی فراوان و محیط سرسبز و جنگلی به قاره سبز معروف است. بااینحال در بخش اعظم اتحادیه اروپا از منابع آب استحصالی تا 17 مرتبه استفاده شده و سپس رهاسازی میشود. در کشور ما که از میانگین نزولات جوی معادل یکسوم متوسط جهانی برخوردار است آب شیرین باکیفیت عملاً یکبارمصرف بوده و بهویژه در مناطق مسکونی شهری و روستایی بهراحتی آلوده و روانه فاضلاب شده و یا در طبیعت رها میشود. وضعیت کنونی صرفنظر از پیامدهای زیستمحیطی آن که متأسفانه در کلانشهر مشهد ابعاد بسیار فاجعه باری دارد؛ منجر به اسراف و عدم استفاده بهینه از آب میشود. درحالیکه وزارت نیرو با همکاری شهرداریها میتواند با اندکی کاهش هزینههای تصفیه آب شرب، شبکه توزیع آب شهری را به مصارف غیرشرب اختصاص داده و در عوض امکان بازچرخانی آب در منازل و سپس مصرف پساب آن در آبیاری فضای سبز و سایر مصارف مورد نیاز خدمات شهری را با استفاده از تصفیهخانههای کوچک محلی فراهم سازد و در نهایت بخشی از پساب تصفیهشده را بهعنوان حقابه محیط زیستی حوضه آبریز پس از چند نوبت استفاده در رودخانهها رهاسازی کند.

5) سهلانگاری در مطالعات زیستمحیطی پروژه: بهطورکلی نمیتوان هیچ پروژه سازهای را یافت که فاقد پیامدهای زیستمحیطی باشد. اما امروزه با توجه به آسیبپذیری و شکنندگی محیطزیست و منابع طبیعی پهنههای خشک و نیمهخشک کره زمین، توجه به مطالعات و ملاحظات زیستمحیطی پیش از اجرای پروژههای عمرانی بسیار موردتوجه قرار گرفته است. بر این اساس از سازمان حفاظت محیطزیست انتظار میرود پیش از دریافت گزارش دقیق مطالعات محیط زیستی پروژه، و تعریف راهکارهایی عملیاتی برای به حداقل رساندن آسیبهای ناشی از اجرای آن، در صدور مجوز برای راهاندازی کارگاه سهلانگاری نکند.

در پایان باید گفت حتی اگر اجرای پروژه انتقال آب از دریای عمان به دلایلی منطقی ضرورت یافته باشد باز هم اولویتها و ملاحظات قابلتوجهی در تأمین پایداری آب در حوضه آبریز کشفرود وجود دارد که در این یادداشت به آن اشاره شد و نباید اجازه داد غرور ناشی از مهارت و تکنولوژی مهندسی در بهکارگیری بودجه بیتالمال برای اجرای پروژههای عظیم سازهای همچون پردهای بر چشمها و گوشهای ما، مانع از توجه به سایر اولویتهای ضروری بهویژه در زمینه بازچرخانی آب و تعادل‌بخشی آبخوان شود.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.
محمود نجبایی

10 مرداد 1396 ساعت 00:40

بسیار عالی، ممنون که جامعه رو با دغدغه های جدی که در آینده نزدیک گریبانگیر ما خواهد بود، آشنا می کتید

محمد جواد سمیعی

18 مرداد 1396 ساعت 03:43

با درود
اول از همه، جا دارد تمرکز یادداشت حاضر برای نشان دادن این که موضوع محوری در نقد راهکارهایی نظیر انتقال آب، بحث اولویت هاست؛ بویژه در شرایطی که برخی از نقدها، عمدتا بصورت سیاه و سفید، فرضا سدسازی یا انتقال آب را به به طور مطلق رد می کند؛ جای تحسین و تشکر دارد.
برجسته کردن مسئله "مدیریت تقاضا" و همین طور "تعادل بخشی آب های زیرزمینی" و نقشی که می توانند در نجات آب داشته باشند نیز به درستی پرداخته شده است.
برای اولین بار، کلمه غرور مهندسی را در تابستان 90 از زبان سفیر ژاپن در کارگاهی در تهران شنیدم. در اوایل بهار همان سال، سونامی بزرگی در ژاپن آمده بود که خرابی های زیادی به بار آورده بود. بحث نیروگاهی هسته ای و آسیبی که در این سونامی دیده بود، تا مدت ها تیتر اول اخبار بود. در آن کارگاه که برای بررسی تجربیات بدست آمده از مدیریت این سانحه توسط دانشگاه تهران برگزار شده بود، سفیر ژاپن در ایران، ابعاد مختلف این بحران را تشریح کرد. یکی از مسائلی که امداد رسانی را بعد از بحران، دشوار کرده بود این بود که فرودگاه اصلی آن منطقه، تخریب شده بود. تصاویری که ایشان نشان می داد، حاکی از آن بود که این فرودگاه، دقیقا در فاصله ای بسیار نزدیک نسبت به ساحل بنا شده بوده و مهندسان طراح بر این باور بوده اند که دیوارهای حائلی که می سازند قادر خواهد بود جلوی هر نوع موجی را بگیرد. ایشان، یکی از تجربیات این سانحه را، توجه دوباره به "غرور مهندسی" می دانست؛ غروری که با تکیه بر محاسبات، بر آن است که می تواند هر کاری را انجام دهد و با ابزاری که در اختیار دارد، می تواند از هر نوع معضلی جلوگیری کند. این اصطلاح، در یادداشت حاضر به جا استفاده شده است. به نظر می رسد، بسیاری از تصمیم گیران و تصمیم سازان آبی ما نیز تصور می کنند، می شود با تکیه صرف بر ابعاد سازه ای و مهندسی، تمام مسئله را بفهمند و راه حلی کامل نیز برای آن ارائه کنند. تا این پارادایم عوض نشود، بسیاری از مشکلات حتی اگر ظاهرشان عوض شود به قوت خود پابرجا هستند.
در رابطه با مسئله جمعیتی که در یادداشت اشاره شده، بحث بازتوزیعی جمعیت که اتفاقا در سیاست های کلان این حوزه که توسط رهبری ابلاغ شده نیز امده اما تا الان هیچ اقدام عملی برای آن دنبال نشده است، می تواند سرفصل جدید و جالبی باشد.
تاکید مهمی شده که که آب باید به عنوان عاملی محدود کننده دیده شود، موضوعی که متاسفانه در بسیاری از برنامه های کشور و با کمال تاسف حتی در سند برنامه ششم توسعه نیز دیده نشده است. در حال حاضر آب، متغییر وابسته ای است که براساس سایر امور باید تامین شود. به هر قیمتی و از هر جایی؛ که متاسفانه آب های زیرزمینی به دلایل مختلف از جمله در دسترس تر بودنشان، معمولا ساده ترین و دم دست ترین راه هستند؛ بی توجه به فشاری که خارج از تاب آوری به آن ها تحمیل شده و می شود.
عبارت "تعادل بخشی تا بعد" کاملا درست است و به طور مشخص، چندین بار توسط مدیرعامل آب منطقه ای خراسان جنوبی گفته شده البته به این معنا نیست که این طرز تفکر منحصر به ایشان است، ایشان ابراز کرده اما بقیه هم کم و بیش به آن معتقدند و این یکی از آسیب های مهم طرح هاییست که سمت عرضه را در مدیریت آب سنگین می کنند، چه بحث انتقال آب و چه بحث آب های ژرف .
مسئله پدافند غیرعامل و همین طور مطالعات اجتماعی صحیح و اصولی در بحث مطالعات طرح های انتقال آب، بسیار حائز اهمیت است که در بخشی از یادداشت که به این مباحث پرداخته شده قابل افزودن است. منظورم از مطالعات اجتماعی صحیح و اصولی این است که مشاور طرح، باید از گزارشات کلاسیک اجتماعی که سرفصل های بسیار ابتدایی دارد و مبنای تهیه مطالعات اجتماعی در تقریبا همه طرح ها قرار دارد، بسیار بسیار فراتر برود و از روش های روز جهانی نظیر آنچه توسط تیودلف هلند عرضه شده است همراه با مختصات بومی کشور و منطقه بهره ببرند.
دو سه مورد مختصر قابل بهبود و ویرایش هم در این یادداشت به نظر می رسد:
یکی در رابطه با میزان کسری مخزن سالانه کشور که اشاره کرده اید خراسان با 1.2 میلیارد مترمکعب، یک هفتم آن را به خود اختصاص می دهد؛ مقداری که توسط مدیریت منابع آب ایران اعلام شده است در حدود 5.8 است، در سال های دیگر هم معمولا بین 5-6 اعلام شده است. با این حساب، سهم خراسان رضوی، در حدود یک پنجم کسری مخزن کل کشور است.
عبارت "حوضه های آبریز" هم اگر با "محدوده های مطالعاتی" یا "دشت" جایگزین شود، صحیح تر هست.
در نهایت هم در رابطه با تعداد پروژه های طرح تعادل بخشی که 16 عدد آمده، 15صحیح است.
با درود و سپاس از تنظیم و انتشار یاداشت ارزشمندتان