1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی
  6. >
  7. پرونده هسته‌ای ایران

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

1 اردیبهشت 1394 ساعت 12:16 شماره مسلسل: 3300085

دام خرس سیبری برای توافق هسته‌ای

دام خرس سیبری برای توافق هسته‌ای

لغو محدودیت تحویل موشک‌های اس-300 به ایران، بازتاب‌های گوناگونی داشته و از سوی برخی به عنوان نشانه‌ای از تغییر سیاست روسیه نسبت به غرب و ایران تعبیر شده است. علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی این اقدام روسیه را نتیجه سیاست‌های تقویت‌کننده ثبات ایران در دو سال اخیر دانسته است. این‌گونه اظهارنظرهای مثبت از سوی برخی دیگر نیز بیان شده است. اما تصور می‌کنم باید به این تصمیم ولادیمیر پوتین بسیار بدبینانه نگاه کرد.


هنوز تحریم‌های سازمان ملل متحد لغو نشده‌اند و بنابراین ملاحظات حقوقی روس‌ها برای تحویل سامانه‌های اس-300 تغییری نکرده است. این اقدام را به سختی می‌توان ذیل ادعای ولادیمیر پوتین که گفته «این تصمیم که امروز گرفته شد، دارای پیامی مشخص درخصوص ضرورت پایبندی همه کشورها به تعهدات‌شان است» قرار داد. روس‌ها نشان داده‌اند تعهدات حقوقی در مقابل ایران برای‌شان ارزش خاصی ندارد. روس‌ها محدودیت تحویل اس-300 به ایران را داوطلبانه خوانده بودند و اکنون دلیلی برای صرف‌نظر کردن از محدودیتی داوطلبانه به دلیل تعهدات وجود ندارد.

روس‌ها علی‌رغم نقش مثبتی که در مذاکرات هسته‌ای بازی می‌کنند، تمایلی ندارند که در باشگاه کشورهای تحت تحریم، حضوری انفرادی داشته باشند. خروج ایران از تحریم نفع مشخصی برای آن‌ها ندارد و حرکت به سوی عادی شدن روابط ایران و غرب با منافع راهبردی روسیه سازگار نیست. این اقدام را هم‌چنین نمی‌شود به تفاوت‌های ناشی از حضور پوتین در رأس قدرت نسبت داد. قدرت مدودف در سال 2010 نیز زیر سایه پوتین بود.

اگر وصف فوق درخصوص موضع روس‌ها و توافق هسته‌ای مقبول باشد، می‌توان اقدام روسیه درخصوص لغو تحویل موشک‌های اس-300 به ایران را اقدامی برای اخلال در فرایند توافق تلقی کرد. روزنامه جروزالم‌پست به این تصمیم واکنش نشان می‌دهد و می‌نویسد «در حالی که آمریکا به دنبال کاهش حضور خود در بی‌ثباتی و هرج‌ومرج خاورمیانه است، روسیه به دنبال پر کردن این خلا است.» و بنیامین نتانیاهو در تماس تلفنی با پوتین می‌گوید «فروش این سلاح پیشرفته به ایران نتیجه مستقیم توافق خطرناکی است که هم اکنون بر روی میز میان ایران و 1+5 است.»

دستور پوتین، به تندروهای آمریکایی و لابی اسرائیلی نشان می‌دهد که تضعیف رژیم تحریم‌ها تا چه اندازه می‌تواند بر تغییر محاسبات کشورها درخصوص ایرانی تأثیرگذار باشد. پوتین این تأثیرگذاری را از تغییرات احتمالی در رفتار روسیه آغاز کرده است. به علاوه، صدور این دستور درست در شرایطی که میانه‌روهای ایرانی و آمریکایی برای به سرانجام رساندن توافق از ایجاد هر تنشی گریزان هستند، دمیدن در آتش اختلافات و موضوع مهم دیگری برای مخالفت با توافق احتمالی ایران و غرب است.

واکنش ماری هارف به دستور پوتین، و مقایسه آن با رفتار گذشته آمریکایی‌ها درخصوص فروش تسلیحات به ایران، رویکرد تیم کاخ سفید و نگاه آن‌ها به دستور پوتین را آشکار می‌سازد: «انتقال سامانه موشکی اس 300 به ایران، تحریم‌های کنونی شورای امنیت ملی سازمان ملل را نقض نمی‌کند ولی هم‌اکنون زمان فروش این سامانه‌ها نبوده است.» رویکردی که آمریکا در زمان تصویب قطعنامه‌های متوالی شورای امنیت علیه ایران در پیش گرفته بود، متضمن مخالفت با تحویل سامانه‌هایی پست‌تر از اس-300 به ایران نیز بود، اما اکنون ماری هارف فقط از نامناسب بودن زمان فروش این موشک‌ها به ایران سخن می‌گوید. می‌شود سخن وی را این‌گونه نیز قرائت کرد: اکنون که باید برای رسیدن به توافق از تنش‌زایی خودداری کرد، تصمیم پوتین اقدام مناسبی نبوده است. هارف و بقیه همکاران باراک اوباما می‌توانند توأمان نگران فروش تسلیحات به ایران، و هم‌چنین بلند شدن صدای مخالفان توافقی باشند که می‌تواند بزرگ‌ترین دست‌آورد سیاست خارجی باراک اوباما تلقی شود. تصمیم پوتین دست وزیر اطلاعات اسرائیل برای بیان عبارات مخالف توافق را باز می‌کند: «در حالی که ایران پاراگراف به پاراگراف توافق هسته‌ای را انکار می‌کند جامعه بین‌المللی کاهش فشارها بر ایران را آغاز کرده است. این نتیجه مستقیم مشروعیتی است که ایران دریافت کرده و ثابت می‌کند که رشد اقتصادی ایران به توسعه تسلیحات و نه رفاه منجر خواهد شد.» اکنون تندروهای کنگره و سنا دلایل بیشتری برای تحت فشار قرار دادن باراک اوباما دارند.

تصمیم پوتین بهانه دیگری را نیز در کف تندروها قرار می‌دهد. اگرچه باور ندارم که آمریکا خاورمیانه را ترک خواهد کرد یا از میزان تمرکز توان راهبردی خود در این منطقه به طرز معناداری خواهد کاست، اما متمرکز شدن روی شرق آسیا این تصور را دامن زده است که آمریکا قصد دارد راهبردهای خود در منطقه را از طریق کشورهای دیگر و خالی کردن برخی عرصه‌ها دنبال کند. تصمیم پوتین این ایده را دامن می‌زند که هر گونه تغییر در جایگاه بین‌المللی ایران، به روسیه امکان می‌دهد تا حضوری نیابتی در خاورمیانه را با کمک ایرانی قدرتمندتر دنبال کرده و آمریکا را در منطقه تحت فشار قرار دهد و این سؤال پیش می‌آید که چرا باید به ایران اجازه داد تا چنین نقشی را ایفا کند.

روس‌ها به گمان من درباره عمق اختلافات میان ایران و غرب آگاهی کافی دارند و ابداً تصور نمی‌کنند با امضای توافقنامه و شروع عادی شدن مسیر روابط ایران و غرب، ایران به خریدار سلاح‌های غربی بدل خواهد شد و از این طریق جایگاه سلاح‌های روسی در نیروهای نظامی ایران تضعیف می‌شود. بنابراین دلیلی برای عجله جهت حضور در بازار تسلیحاتی ایران وجود ندارد. هم‌چنین روس‌ها از پیچیدگی‌ها و زمانبر بودن فرایند عادی شدن روابط تجاری ایران و جهان آگاهند و درباره عقب ماندن از رقبای غربی جهت حضور در بازار ایران نیز توهّم ندارند.

اندیشکده CSIS در سال 2009 درخصوص اثر موشک‌های اس-300 بر محاسبات حمله به تأسیسات اتمی ایران نوشته بود «اگر اسرائیل بخواهد به ایران حمله کند، نیاز به دست‌کم هشتاد جنگنده مافوق صوت مجهز به موشک‌های «اریحا3» با گنجایش 750 کیلو مواد منفجره دارد؛ علاوه بر آن، هزاران بمب هدایت شونده لیزری آمریکا، GBU-27،GBU-28 و GBU-10 دارد که هم‌اکنون امکان دسترسی به آن برای تل‌آویو نیست و اگر ایران واقعاً به سیستم‌های S300 روسی دست پیدا کند، همه این محاسبات برهم خواهد خورد.»[1] روسیه درست در روزهایی که سایه جنگ و حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات اتمی ایران پررنگ‌تر از امروز بود، و تحویل سامانه اس-300 می‌توانست حداقل اسرائیل را در محاسباتش برای حمله محافظه‌کارتر کند، از تحویل این موشک‌ها خودداری کرد و اکنون که سایه جنگ کم‌رنگ‌تر و توافق در دسترس تلقی می‌شود به ناگهان از لغو محدودیت حمل موشک‌ها سخن می‌گوید. این اقدام شاید یکی از کارت‌های پوتین برای ابتر کردن دست‌آوردهای میانه‌روهای ایرانی – آمریکایی در پرونده هسته‌ای است.

دلایل قابل اعتنایی وجود دارد که تصور کنیم اقدام به ظاهر مثبت ولادیمیر پوتین، بخشی از بازی تکراری روس‌ها با برگ ایران در مقابل غرب است. روسیه با این اقدام بخت رسیدن به توافق را کاهش می‌دهد و هم‌زمان به نوعی از باراک اوباما و سیاست‌هایش در قبال مسئله اوکراین و الحاق کریمه به روسیه انتقام می‌گیرد.

بر اساس تحلیل فوق، روس‌ها کماکان از تحویل سامانه اس-300 خودداری خواهند کرد اما می‌کوشند تا این موضوع را به متغیر پیچیده‌کننده مذاکرات هسته‌ای بدل سازند. ضمن آن‌که تهدید به تحویل این سامانه را به عنوان امتیازی در مقابل غرب حفظ خواهند کرد.

.


[1]. http://www.tabnak.ir/fa/news/65689

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.
طه

4 اردیبهشت 1394 ساعت 12:55

در عالم سیاست اقدامات و گفتار کنشگران بر اساس تفکرات استراتژیکی است که ناشی از اندیشکده ها و اتاق های فکر آنان است. روسها بر اساس یک اخلاق تاریخی منافع خود را در گسترش سلطه معنوی بر دیگران بنا کرده اند. در خصوص ایران نیز تاریخ گواه این مدعا است که به روسها و گفتارشان نمی توان خوش بین بود.

اردشیر

8 اردیبهشت 1394 ساعت 14:07

تحلیلی ریز بینانه بود.سپاس

میثم مهدیار

25 اردیبهشت 1394 ساعت 21:28

سلام. چقدر تحلیل مزخرفی بود. البته دور انتظار نبود( شما خلف صالح میرزا ملکم خان هستید که قراردهای استعماری را باعث عمران و ترقی مملکت می دانستند) چون یکی از چماق های بالا سر ما برای مذاکره که دوستانی چون امثال فاضلی ها به اون استناد میکردند خطر حمله نظامی بوده. حالا با این سامانه خطر حمله نظامی کم میشه و دوستان ما از توجیهاتشون برای مذاکره و وادادگی کم میشه. برای همین ناراحت هستند. اتفاقا تحویل گرفتن این سامانه باعث میشه ما در مذاکرات دست بالاتری داشته باشیم و بیشتر چانه زنی کنیم ولی این نگاههای منفعلانه و بهتر بگم بزدلانه که در دولت محترم حاکمه حتی حاضر نیست که این برگ برنده را هم به پای میز مذاکره بیاره. آقای فاضلی عزیز! امثال اسرائیلی ها و سعودی ها وآمریکایی ها همیشه علیه ما بهانه دارند. چه با توافق چی بی توافق. حتی حالا که پای میز مذاکره نشسته ایم مقامات رسمی آمریکایی تهدید به حمله نظامی می کنند. دولت محترم قرار بود مذاکره کنه که گزینه های روی میز جمع بشه ولی گویا گزینه ها هنوز جمع نشدن و البته هیچوقت هم جمع نمیشوند و این ساده لوحی امثال شما ها همیشه باعث شده که ما هر روز بیشتر امتیاز بدیم بدون اینکه امتیاز خاصی بگیریم. جالبه که در متن هیچ استدلالی نمیکنه که دقیقا تحویل این سامانه چه تاثیر منفی ای روی مذاکرات میگذاره! میگه اسرائیلی ها ناراحت شدن. خب شدن که چی؟ این باعث میشه مذاکرات قطع بشه؟ یا به ضرر ایران بشه؟ چطور ممکنه این اتفاق بیفته؟ اگه به خاطر این تحویل مذاکرات به هم بخوره که به ضرر خود آمریکایی هاست. نامه 150 نماینده دموکرات به اوباما درباره حمایت از مذاکرات را ببینید. میگه حتی جنگ هم نمیتونه در بلند مدت اهداف ما را تامین کنه و... یعنی اتفاقا این مساله باعث میشه که آمریکا بیشتر پای مذاکرات بایسته و کمتر فشار و تهدید کنه و کمتر دوقطبی بسازه. چون اتفاقا این دوقطبی شدن به نفع روسیه هست. بعد هم نویسنده محترم کلا در نظر نگرفته که این خبر بعد از حمله خارج از قاعده های بین المللی ( البته همونها هم قانون سلطان جنگله) سعودی ها به یمن منتشر شد. آقای فاضلی لطفا همون کتابهاتون را ترجمه کنید و جامعه شناسی را تا حد توجیه کردن سیاست های منفعلانه دولت مستقر تنزل ندید!

رسول سوری

29 اردیبهشت 1394 ساعت 10:45

با سلام وقتی پای منافع روس ها در میان باشد، آنها نزدیکترین دوستان خود را نیز قربانی می کنند. روس ها اعتقادی به متحد استراتژیک ندارند بلکه تمام سیاست آنها بر پایه منافع در زمان حال می باشد. یعنی به نوعی باد از هر طرف که بوزد با آن می وزند تکنولوژی سیستم پدافند s300 مربوط به زمان دهه 70میلادی می باشد.s400 هم اواسط دهه 90 عملیاتی گردیده است. اگر کشورهای منطقه مثلا به جنگنده های نسل پنجم همانند f22 و f35 امریکایی شوند- هم اکنون زمزمه واگذاری جنگنده های f35 به اسراییل به گوش می رسد -مشخص نیست که سیستم s300 از پس آنها برآید. نکته دیگر فرضا اگر هم سیستم مربوطه کارایی لازم را داشته باشد چه تضمینی وجود دارد که نسخه ارتقا داده شده و پیشرفته آن را به ما تحویل دهند بنابراین تصمیم اخیر آقای پوتین قابل تامل است...