1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست خارجی
  4. >
  5. روابط خارجی و دیپلماسی عمومی
  6. >
  7. آمریكای شمالی

نوع مطلب: مرور سیاست

19 فروردین 1396 ساعت 11:16 شماره مسلسل: 33۰۰300

امکان‌سنجی همگرایی روسیه و آمریکا در دوره ترامپ

امکان‌سنجی همگرایی روسیه و آمریکا در دوره ترامپ

بدون تردید در صورت عملیاتی‌شدن ایده‌های ترامپ، برای اولین بار پس از پایان جنگ سرد، شاهد تغییر در اتحادها و همکاری‌ها خواهیم بود. این امر پیامدهای امنیتی جدی برای نظم‌های منطقه‌ای خواهد گذاشت. دو منطقه مهم خاورمیانه و شرق اروپا بیشترین تأثیر را از دکترین جدید امنیتی ترامپ خواهد پذیرفت.

روز بیستم ژانویه منزلتی خاص در تقویم سیاسی آمریکا دارد. هر چهار سال یک‌بار مردم آمریکا و جهان در این روز نظاره‌گر ورود رئیس‌جمهوری آمریکا به اتاق بیضی‌شکل کاخ سفید هستند. اهمیت این روز برای سایر کشورها از آن روست که خواسته و ناخواسته اولویت و جهت‌گیری بخش عمده‌ای از کشورهای جهان به نوع رویکرد و استراتژی رئیس‌جمهوری جدید آمریکا دارد.

بی‌دلیل نیست که بسیاری از کشورهای بزرگ دنیا اولویت و رویکردهای سیاسی و اقتصادی‌شان را متناسب با سیاست‌های ایالات‌متحده تنظیم می‌کنند. آمریکا با دارا بودن 14 تریلیون دلار به‌تنهایی یک‌چهارم تولید ناخالص ملی جهان را در اختیار دارد. بازار مصرفی بسیار بزرگ و گسترده‌ای دارد که چشم همه قدرت‌های اقتصادی به این بازار پررونق دوخته شده است.

از همین رو بی‌جهت نیست که از فردای روز انتخاب ترامپ در هفتم نوامبر سال 2016 قدرت‌های برتر اقتصادی همچون اتحادیه اروپا و چین، نگران از موقعیت اقتصادی خود و نظام بین‌الملل شدند. در کنار اهمیت اقتصادی آمریکا باید به اهمیت امنیتی این کشور برای منطقه و جهان اشاره کرد. این کشور قوی‌ترین نیروی نظامی جهان را در اختیار دارد. حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر نظامی آمریکایی در جای‌جای پنج قاره جهان حضور دارند. این نیروها مسئول تأمین امنیت کشورهایی همچون کره جنوبی، ژاپن ، حوزه شرق آسیا، شرق اروپا و حاشیه جنوبی خلیج‌فارس را بر عهده دارند. ازاین‌رو ارتباطی مستقیم میان جهت‌گیری سیاسی دولت‌مردان آمریکا با نظم بین‌المللی قرار دارد.

این وضعیت از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون ادامه دارد و تمامی روسای جمهور آمریکا از هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات با پذیرش رهبری آمریکا بر جهان در جهت حراست از امنیت نظام بین‌الملل و اقتصاد لیبرال همت گماردند. در این میان، به نظر می‌رسد روی کار آمدن دونالد ترامپ بر مسند ریاست جمهوری آمریکا خلاف عرف معمول آمریکا باشد. ترامپ، چه در طول کمپین انتخاباتی و همچنین پس از رسمی شدن پیروزی‌اش در رقابت‌های انتخاباتی بارها از ضرورت تغییر در سیستم مدیریتی جهان و نظم حاکمه خبر داده بود. از دید ترامپ نظم اقتصادی موجود به ضرر اقتصاد داخلی آمریکاست و برخی کشورهای جهان همچون چین با در پیش گرفتن سیاست‌های اقتصاد ملی، بازارهای جهانی را به قبضه خود درآورده است و دراین‌بین ترامپ قول داده جهت مقابله با برتری‌جویی‌های اقتصادی چین، نظم کهن ملی‌گرایی و مرکانتالیستی قرن نوزدهم را جایگزین نظم لیبرال اقتصاد آزاد کند.

در بعد امنیتی نیز ترامپ نگاه انتقادی دارد. در دایره ذهنی ترامپ شرکای اروپایی و آسیایی آمریکا از واشنگتن سواری رایگان می‌گیرند. آمریکا امنیت این کشورها را با هزینه گزاف برعهده‌گرفته و این در حالی است که بسیاری از این کشورها سیاست‌های مستقل از واشنگتن در پیش گرفته‌اند. دراین‌بین سازمان امنیت جمعی ناتو بیشترین هدف انتقاد ترامپ قرار گرفته است. از نگاه ترامپ، ناتو چیزی جزء هزینه سنگین امنیتی برای آمریکا نداشته است. ترامپ با جدا ساختن منافع آمریکا از اروپا به دنبال ایفای نقشی منفعت‌گرایانه تر در سیاست جهانی است. در این چارچوب عموم سیاست‌گذاری‌ها باید در چارچوب منافع ملی اقتصادی آمریکا باشد و واشنگتن از انجام تعهدات بیشتر اجتناب ورزد.

در صورت عملیاتی‌شدن ایده‌های ترامپ، برای اولین بار پس از پایان جنگ سرد، شاهد تغییر در اتحادها و همکاری‌ها خواهیم بود

بدون تردید در صورت عملیاتی‌شدن ایده‌های ترامپ، برای اولین بار پس از پایان جنگ سرد، شاهد تغییر در اتحادها و همکاری‌ها خواهیم بود. این امر پیامدهای امنیتی جدی برای نظم‌های منطقه‌ای خواهد گذاشت. دو منطقه مهم خاورمیانه و شرق اروپا بیشترین تأثیر را از دکترین جدید امنیتی ترامپ خواهد پذیرفت. دو منطقه که هم‌اکنون مرکز ثقل تحولات جهانی است و هرکدام از قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با رو کردن کارت‌های خود در پی ارتقای جایگاه خود و تضعیف موقعیت رقبا هستند.

در این وضعیت انفعال آمریکا می‌تواند ضمن تضعیف جایگاه متحدان منطقه‌ای‌اش، زمینه را برای کنشگری فعالانه روسیه فراهم سازد. در طول دهه‌های اخیر دولت‌های اروپایی در مسائل این دو منطقه پیرو سیاست‌های آمریکا بودند و متناسب با نوع واکنش واشنگتن،حرکت می‌کردند. این امر در بحران گرجستان، انقلاب‌های رنگی در شرق اروپا به‌خوبی عیان شد. در هر یک از این تحولات شاهد هماهنگی عمل مجموع کشورهای غربی در برابر روسیه هستیم. اروپایی‌ها با توجه به ضعف نظامی به‌تنهایی توان رویارویی و مقابله با روسیه ندارند. در این وضعیت برداشته شدن چتر حمایتی واشنگتن از بروکسل پیامدی جزء افزایش قدرت مانور روسیه در منطقه بزرگ شرق اروپا نخواهد داشت. در سایه همین نگرانی‌ها است که رهبران بزرگ اروپایی در پی ترسیم سیاست‌های دفاعی و نظامی مستقل از واشنگتن هستند. نگرانی رهبران اروپایی زمانی اوج گرفت که ترامپ از بی‌فایده بودن ناتو سخن راند و عزم خود را برای بازسازی این نهاد برجای‌مانده از دوران جنگ سرد علنی کرد.(1)

بدین ترتیب رئیس‌جمهوری جدید آمریکا نشان داده که اولویت اصلی‌اش مسائل داخلی اقتصادی آمریکاست و بیش از آنکه دغدغه آواره شدن میلیون‌ها نفر از مردم شرق اوکراین را داشته باشد، دل‌نگران کارخانه‌های آمریکا و قدرت‌گیری فزاینده اقتصادی چین در آمریکاست. از نگاه ترامپ، اوکراین در حیطه منافع مستقیم اقتصادی آمریکا قرار ندارد و ارزش منازعه و رویارویی اقتصادی شدید با روسیه را برای آمریکا ندارد. از همین رو بارها از آمادگی خود برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز بحران اوکراین و تخفیف سیاست‌های تحریمی در ازای کاهش زرادخانه هسته‌ای روسیه خبر داده است.

رئیس‌جمهوری جدید آمریکا نشان داده که اولویت اصلی‌اش مسائل داخلی اقتصادی آمریکاست

تحریم‌های آمریکا علیه روسیه در دسته فرمان‌های اجرایی قوه مجریه قرار دارد. باراک اوباما رئیس‌جمهوری سابق آمریکا در مارس2014 در واکنش به انضمام غیرقانونی شبه‌جزیره کریمه توسط ارتش روسیه، اقدام به وضع تحریم‌های اقتصادی و مالی علیه روسیه کرد. در همین راستا ترامپ می‌تواند با عدم تمدید این تحریم‌ها، روسیه را از وضعیت پیش‌آمده رهایی بخشد.

این امر نگرانی دو حزب بزرگ دموکرات و جمهوری‌خواه را از تصمیم ترامپ برانگیخته است. ازاین‌رو رایزنی‌ها در کنگره بر سر مقابله با اقدام ترامپ در حذف تحریم‌های روسیه به‌شدت افزایش یافته است. در همین راستا سناتور بن کاردین و سناتور جان مک‌کین اقدام به معرفی لایحه‌ای دوحزبی در مجلس سنا کردند که طبق این لایحه هر چهار فرمان اجرایی اوباما شکل قانونی و رسمی می‌یابد.

دراین‌بین ترامپ برای برداشتن تحریم‌ها اولاً نیاز به حذف مورد به مورد داشته و در ثانی مجوز و همراهی کنگره الزامی خواهد بود.(2) جهت تشریح بیشتر این امر، تحریم‌های وضع‌شده از سوی آمریکا را به‌صورت طیفی موردبررسی قرار داده‌ایم. در حال حاضر سه مدل تحریم از سوی آمریکا علیه روسیه وضع‌شده است. تحریم اول مربوط به فروش سلاح از سوی روسیه به دولت‌های یاغی همچون کره شمالی است. تحریم دوم مربوط به نقض حقوق بشر از سوی مسکو است. تحریم سوم مربوط به اوکراین و بحران جدایی‌طلبی است.

دو دسته اول تحریم‌ها تأیید کنگره را به همراه دارد. بزرگ‌ترین بخش تحریم‌ها هم مربوط به انضمام کریمه و حمایت از جدایی‌طلبان شرق اوکراین است. با تصویب این تحریم‌ها توسط اوباما دو بخش صنعت نفت و گاز روسیه به‌شدت متضرر شده است. هم‌اکنون روسیه حدود 8 تریلیون دلار در این دو صنعت سرمایه‌گذاری کرده است. بااین‌حال به‌شدت نیازمند سرمایه و تکنولوژی غرب برای استخراج و بهره‌برداری نهایی است. جالب اینجاست که شرکت نفتی اکسون موبیل در این سرمایه‌گذاری‌ها شریک است. میزان سرمایه‌گذاری شرکت اکسون به رهبری تیلرسون حدود 2/3 میلیارد دلار در پروژه‌ای در دریای کارا در قطب شمال است، منطقه‌ای که پیش‌بینی می‌شود میزان ذخایر نفتی‌اش بیش از کل خلیج مکزیک باشد.

به نظر می‌رسد در دوره ترامپ روند مخالفت با گروه‌های مخالف اسد تشدید شود

در کنار تحریم بخش‌های انرژی روسیه، ارتباط بخش‌های مالی و بانکی روسیه نیز با شبکه جهانی قطع شده است. آخرین برآوردها نشان می‌دهد که اقتصاد روسیه در طی این سال‌ها بیش از 100 میلیارد دلار صدمه دیده است. از همین رو رهبران روسیه با جدیت در تلاش‌اند نظر رئیس‌جمهوری جدید آمریکا را به بخش سوم تحریم‌ها که در مجموعه فرمان‌های اجرایی رئیس‌جمهور قرار دارد، جلب نمایند، امری که با تحرکات جدید کنگره بسیار سخت و دشوار به نظر می‌رسد. از دید اعضای هر دو حزب، برداشتن تحریم‌های مربوط به اوکراین به مفهوم تأیید ضمنی توسعه‌طلبی‌های روسیه است که می‌تواند به سنتی جدید در تحولات شرق اروپا منجر کردد.(3)

انفعال و بی‌توجهی آمریکا صرفاً محدود به بحران اوکراین نیست. در بحران سوریه نیز هم‌اکنون دولت آمریکا رویکرد محتاطانه‌ای را در پیش گرفته است. روی‌هم‌رفته بعد از مذاکرات ژنو دو، واشنگتن از اعطای کمک مالی و نظامی به طیف مخالفان اجتناب کرد و هم‌اکنون از راهبرد مشخصی در بحران سوریه پیروی نمی‌کند. دولت باراک اوباما با وجود اعلام مخالفت آشکار با دولت اسد، از انجام همکاری با گروه‌های مخالف نیز خودداری کرده است. به عبارتی پیوستن گروه‌های تحت حمایت ارتش آمریکا به جبهه النصره، راهبرد آمریکا را در بحران سوریه مختل کرد و این کشور کارت‌های خود را در سوریه ازدست‌رفته دید.

در حال حاضر نیز به نظر می‌رسد در دوره ترامپ روند مخالفت با گروه‌های مخالف اسد تشدید شود. ترامپ اولویت خود را مقابله با داعش و گروه‌های وابسته به آن اعلام کرده است. ازاین‌رو دست کشیدن آمریکا از حمایت از مخالفان اسد، به نوبه خود فضای عمل روسیه را در بحران سوریه فراخ‌تر خواهد کرد. حداقل تأثیر ترامپ برای روسیه در سوریه این است که امروز مسکو با کنار رفتن اوباما از سکان قدرت، خیالش از حذف فوری اسد و تقویت گروه‌های شورشی راحت‌تر شده است.(4)

تقریباً از یک سال گذشته با فعال شدن روسیه در صحنه بحران سوریه، رهبری مذاکرات از واشنگتن به مسکو انتقال یافته است. هم‌اکنون روسیه با خارج کردن ترکیه از اردوگاه غرب، یکی از مهم‌ترین بازوان آمریکا را در سوریه قطع کرده است. بدین ترتیب در هر دو بحران سوریه و اوکراین فضا برای کنشگری فعالانه روسیه فراهم گشته و این کشور می‌تواند با محدودیت‌ها و فشارهای کمتری در قیاس با گذشته به عملیاتی کردن برنامه‌هایش بپردازد.

منابع

1-http://www.politico.eu/article/trump-expressesstrong-support-for-nato-will-meet-leaders-in-may/, Accessed on: 3/2/2017.

2-http://europe.newsweek.com/how-congress-can-stop-trump-lifting-russia-sanctions-556808?rm=eu

3-http://www.vox.com/world/2016/12/23/14028546/trump-lift-russia-sanctions

4-http://www.reuters.com/article/us-usa-trump-putin-idUSKBN15C0SK

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

مطالب مرتبط

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.