1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست محیط زیست
  4. >
  5. آب

نوع مطلب: مرور سیاست

18 اسفند 1395 ساعت 16:40 شماره مسلسل: 1100295

کاربست نظریه نوکارکردگرایی در ایجاد سرمایه اجتماعی

بسترسازی مشارکت عمومی برای مواجهه صحیح با چالش‌های فزاینده آب در ایران

بسترسازی مشارکت عمومی برای مواجهه صحیح با چالش‌های فزاینده آب در ایران

سرمایة اجتماعی عامل تقویت روحیه جمعی و کنترل‌کننده رفتار افراد در دوراهی‌های اجتماعی بر سر منافع فردی و جمعی است که خصوصاً در دوراهی‌های اجتماعی ازجمله استفاده از منابع طبیعی بسیار مؤثر است. در حال حاضر، وضعیت عمومی سرمایه اجتماعی در ایران، نامطلوب و دچار ضعف فزاینده است، به‌نحوی‌که بر اساس پژوهش‌های مختلف، میزان کل سرمایه اجتماعی در ایران، پایین روبه‌متوسط اندازه‌گیری شده است و عملاً در ایران با فرسایش سرمایه اجتماعی روبه‌رو هستیم.

سرمایه اجتماعی (Social Capital) را عامل تقویت روحیه جمعی و کنترل‌کننده رفتار افراد در دوراهی‌های اجتماعی بر سر منافع فردی و جمعی تعریف کرده‌اند. دوراهی‌های اجتماعی که به‌ویژه در بهره‌برداری و استحصال از منابع با مالکیت مشترک (Common-pool Resources) همچون منابع آب (بالأخص آب‌های زیرزمینی)، عنصر تعیین‌کننده‌ای برای حال، آینده و سرنوشت عمومی یک ملت و کشور هستند.

این در حالی است که امروزه بر مدیران، سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران کشور پوشیده نیست که وضعیت عمومی سرمایه اجتماعی در ایران، نامطلوب و دچار ضعف فزاینده است به‌نحوی‌که بر اساس پژوهش‌های مختلف، میزان کل سرمایه اجتماعی در ایران، پایین روبه‌متوسط اندازه‌گیری شده است و عملاً در ایران با فرسایش سرمایه اجتماعی روبه‌رو هستیم.

در این رابطه، بر مبنای شاخص موسسه لگاتوم (2011)، ایران رتبه سرمایه اجتماعی 107 از 110 کشور موردبررسی را به خود اختصاص داده است. بر اساس همین شاخص، از هر 10 نفر در ایران، تنها یک نفر به دیگران اعتماد دارد. 36 درصد از افراد در امور خیریه مشارکت دارند که بالاتر از میانگین جهانی است، 39 درصد تمایل به کمک به افراد غریبه دارند (رتبه 87) و کمتر از 12 درصد تمایل به همکاری در امور داوطلبانه دارند (رتبه 81).

جدول: توزیع میزان سرمایه اجتماعی در سطوح کلان، میانی (اعتماد نهادی) و خردآماره‌های نتایج طرح ملی سنجش سرمایه اجتماعی کشور (مرکز ملی رصد اجتماعی شورای اجتماعی کشور، 1394)، نیز مؤید همین مسئله است. بر اساس این آمار، توزیع میزان سرمایه اجتماعی در سطوح کلان، میانی (اعتماد نهادی) و خرد از قرار جداول زیر است:

برآوردهای موجود در عرصه‌هایی همچون مدیریت منابع آب نیز گواه بر وجود همین شرایط است به‌نحوی‌که غفلت دولت‌های گذشته نسبت به این موضوع مهم، خود دلیلی بر عدم توفیق سیاست‌ها و برنامه‌های گذشته در بخش آب کشور و وجود چالش‌ها و مشکلات عدیده در این بخش است.

عدم توجه به سرمایه اجتماعی در مدیریت منابع آب باعث شکست سیاست‌ها و برنامه‌ها در این حوزه شده‌است.

به‌طور نمونه بر اساس نظرسنجی صورت گرفته توسط جهاد دانشگاهی (به سفارش شرکت مدیریت منابع آب ایران) با عنوان "مطالعه و سنجش آگاهی مردم و بهره‌برداران در خصوص مسائل مدیریت کیفیت (کمی و کیفی) منابع آب" منتشرشده در سال 1393، تنها 20.8 درصد مردم معتقدند کیفیت و سلامت آبی که مصرف می­کنند به میزان مطلوبی است. همچنین در پاسخ به این سؤال که "با توجه به هزینه‌هایی که دولت برای انتقال، تصفیه و ارائه آب به شهروندان می‌پردازد شما میزان آب‌بهای پرداختی خود را تا چه حد عادلانه می‌دانید؟"، تنها 17.6 درصد پاسخگویان میزان آب‌بهای پرداختی خود را به میزان بالایی عادلانه می­دانند و مابقی به میزان متوسط و کم آن را عادلانه می­دانند و جالب‌تر اینکه به تفکیک گروه‌های مختلف مخاطب، گروه نخبگان با 16.2% در ارائه پاسخ "زیاد" به پرسش عادلانه بودن آب‌بهای پرداختی، کمترین آماره را نسبت به سایر گروه‌های در نظر گرفته‌شده (صنعت گران، کشاورزان، شهروندان عادی) به خود اختصاص داده‌اند.

نمودار: نظر مردم در رابطه با میزان عادلانه بودن آب‌بهای پرداختی

بااین‌همه و با پذیرش نقصان و ضعف موجود در سرمایه اجتماعی در میان مردم، باید پذیرفت که تداوم شرایط و روند فعلی، منجر به تکرار نتایج و دستاوردهای گذشته خواهد شد و از این چاره‌ای نیست جز آن‌که برای مدیریت پایدار منابع آب و بازگرداندن تعادل به آبخوان‌های خشکیده کشور، ترمیم و بسترسازی سرمایه اجتماعی مناسب و کارا در بخش آب کشور به‌صورت اصولی و حرفه‌ای در دستور کار قرار گیرد. نکته اساسی آن است که سرمایه اجتماعی به‌صورت دستوری، بخش‌نامه‌ای و از بالا به پایین، قابل ایجاد و تقویت نیست. درواقع تحقق این امر نیازمند شناسایی و دستیابی به راهبردهای مناسب و کارا است که با توجه به تجربه بیش از ده سال فعالیت در حوزه ظرفیت‌سازی و بسترسازی مدیریت مشارکتی در حوزه آب، و بر اساس بازخوردهای اخذشده از رویکردهایی که مبنای فعالیت بوده است؛ نظریه نوکارکردگرایی Neofunctionalism)) ازجمله مؤثرترین‌ها و منطبق‌ترین روش‌ها برای ظرفیت‌سازی اجتماعی-فرهنگی در شرایط اجتماعی حال حاضر جامعه در ایران به نظر می‌رسد.

به‌صورت خلاصه، نظریه نوکارکردگرایی بر این باور است که زمینه همکاری و مشارکت میان بازیگران و کنشگران مختلف اجتماعی را ابتدا باید در سطح خرد و میان‌مدت تعریف نمود تا پس از ایجاد همدلی و اعتماد متقابل، با سرریز تعامل صورت گرفته، در سطوح بالاتر امکان همکاری طولانی‌مدت و تفاهمات اساسی فراهم آید. بدین ترتیب بستر اعتماد لازم برای سازوکار بلندمدت فراهم آمده و زمینه بروز تعارضات جدید به‌شدت کاهش می‌یابد.

بر اساس نظریه مورداشاره، پدید آمدن تجربه مشارکت و همکاری موفق حاکمیت و مردم در سطحی خرد از مدیریت منابع آب، زمینه کاستن از ارتفاع دیوار بی‌اعتمادی موجود (فقدان سرمایه اجتماعی) را فراهم خواهد آورد و تنها پس‌ازآن، تعریف گام‌های گسترده‌تر و کلان همکاری‌ها و مشارکت فی‌مابین را می‌توان انتظار داشت. بدون شک، وجود شفافیت و صداقت در رفتار دولت و پذیرش جایگاه و شأن مردم و بهره‌برداران در مدیریت منابع آبی کشور و تعریف فضای مناسب (قانونی-حقوقی) برای این منظور، در کنار پذیرش نفع و یا ضرر مشترک مردم در نحوه برداشت از منابع آبی کشور به‌ویژه در بخش آب‌های زیرزمینی، اصلی کلیدی در این مسیر است که بدون توجه و باور کافی به آن، هر تلاشی در این زمینه به موفقیت نائل نخواهد شد.

در سال‌های اخیر با رواج تفکرات غیرسازه‌ای و نرم‌افزاری در ستاد و بدنه بخش آب کشور، فضای ارتباط و اعتماد به مردم نسبت به گذشته بهتر شده است

خوشبختانه در سال‌های اخیر با رواج تفکرات غیرسازه‌ای و نرم‌افزاری در ستاد و بدنه بخش آب کشور، فضای ارتباط و اعتماد به مردم نسبت به گذشته روشن‌تر و امیدوارانه‌تر شده است، به‌نحوی‌که برخلاف غفلت تاریخی گذشته، در طرح‌های کلان ملی همچون "طرح احیا و تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی" در کنار اقدامات سلبی و یا فنی، موضوع اطلاع‌رسانی، آموزش و فرهنگ‌سازی (به‌مثابه زیرساخت فراهم آمدن ایجاد سرمایه عمومی) در سطوح ملی و استانی در قالب پروژه و دستورالعملی مستقل (دستورالعمل شماره 2 طرح) تدوین و توسط وزیر محترم نیرو ابلاغ گردیده است.

همچنین در نگاه‌های منطقه‌ای نیز به‌دوراز رویکردهای صرفاً حاکمیتی گذشته که دولت را مالک و بهره‌بردار تام منابع آب در بخش‌های مختلف می‌دانسته است، اقدامات ارزشمندی در راستای ظرفیت‌سازی و تعریف نقش و جایگاه مردم در بهره‌برداری از تأسیسات و سازه‌های آبی در جریان است که ازجمله آن پروژه الگویی "برنامه‌ریزی و هدایت شکل‌گیری و استقرار مدیریت مشارکتی پایدار در بهره‌برداری از شبکه انتقال آب کشاورزی (خرمشهر-حفار شرقی و غربی)" در استان خوزستان (توسط سازمان آب و برق خوزستان) است که مبانی قوی و استوار بر نظریه نوکارکردگرایی دارد و توانسته است تا بدین جا، گره‌هایی را از سر راه مدیریت مشارکتی شبکه آبیاری و زهکشی منطقه، بگشاید.

بااین‌همه، باید پذیرفت که علی‌رغم تمام تلاش‌های صورت گرفته، کماکان در آغاز راه و مسیری هستیم که نیازمند ممارست و استمرار و مهم‌تر از آن باورمندی و اعتقاد است و گام در اول در این مسیر می‌بایست توسط دولت و بدنه بخش آب، به‌صورت حرفه‌ای و اصولی، برداشته شود.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.