1. حوزه‌های سیاستی
  2. >
  3. سیاست محیط زیست
  4. >
  5. توسعه پایدار

نوع مطلب: خلاصه سیاستی

24 مرداد 1393 ساعت 22:45 شماره مسلسل: 1100014

کدام‌یک امکان‌پذیر نیست؟ بدون پایداری، توسعه؛ یا بدون توسعه، پایداری!

کدام‌یک امکان‌پذیر نیست؟ بدون پایداری، توسعه؛ یا بدون توسعه، پایداری!

شاید آن‌قدرها مهم نباشد که بدانیم، بدون توسعه، پایداری امکان‌پذیر است؟ یا بدون پایداری، توسعه! اما این بسیار مهم است که بدانیم کشور و نظامی می‌تواند ادعای حرکت در مسیر توسعة پایدار را بکند که بتواند علاوه بر آفرینش فرصت‌های برابر شغلی، برای همة شهروندانش فارغ از نژاد و رنگ پوست و قومیت و مذهب یک گام پیشتر رفته و بر بنیاد آموزة زیست‌سالاری بکوشد تا از امکان حیاتی درخور برای همة زیستمندان ساکن در قلمرو حکومتی‌اش حراست کند. به مفهومی ساده‌تر، پاسداری از زیگونگی یا تنوع زیستی، هم در حوزة فرهنگی و هم در حوزة طبیعی می‌تواند به پایداری حکمرانی مطلوب برای هر دولتی کمک کند.


اگر از برنامهریزان و سیاست‌گذاران خواسته شود مبنایی علمی و معقول برای توجیه اهداف سازمان متبوع خود ارائه دهند، شاید قریب به‌اتفاق آن‌ها دستیابی به توسعة پایدار را ذکر کنند؛ مفهوم و اصطلاحی که هر فرد تعریف خاصی از آن دارد. برخی بر بُعد توسعه و تغییر تأکید دارند و فعالیت‌های خود را برای دستیابی به رشد اقتصادی که یکی از ابعاد توسعة پایدار است، طرح‌ریزی می‌کنند. در حالی که گروه دیگر با تأکید بر پایداری، حفظ توان و استعداد (پتانسیل) منابع طبیعی و فرهنگی را شرط لازم برای توسعة پایدار می‌دانند. این تشتت آراء سبب شده است که تاکنون بیش از شصت تعریف برای توسعة پایدار ارائه شود و در همین رابطه ابعاد و شاخص‌های متعددی برای سنجش پایداری تبیین شود. در مقابل این واگرایی ( که پایه و اساس همة آنها تعریف گزارش براتلند از توسعة پایدار به عنوان توسعهای که در آن نیازهای نسلهای حاضر برآوده میشود، بدون این‌که تواناییهای نسل‌های آینده به خطر بیفتد، است) برخی محققان مثل جابرین در سال 2006 با بررسی اشتراک‌های بین نتایج مطالعات مختلف، به تبیین ابعاد توسعة پایدار پرداخته‌اند که می‌تواند راهنمایی مرجع و مناسب برای سیاست‌گذاران و کلان‌نگران در تدوین راهبردهای برنامه‌های توسعه باشد. این ابعاد را در هفت حوزه می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
1. تضاد اخلاقی
بُعد مرکزی توسعة پایدار تضادی اخلاقی است که بین پایداری و توسعه وجود دارد. به عبارت دیگر، اساس معرفت‌شناختی توسعة پایدار، تضادهای سیال و حل‌نشده‏ای از پایداری است که همزمان به نظریه‏ها و فعالیتهای متفاوت و متناقض محیط زیستی توجه کرده و سعی در اجرای آنها دارد. در نتیجه، توسعة پایدار تفسیرها و فعالیت‏های مختلفی را که دامنة آن‏ها از توجه سطحی به بوم‌شناسی (اکولوژی) که اجازة دخالت وسیع را به انسان در محیط میدهد، تا محوریت محیط‌زیست و بوم‌شناسی که اجازة کمینة دخالت را در طبیعت و محیط‌زیست میدهد، تاب آورده و در بر می‏گیرد. لذا در هر مورد باید بر اساس وضعیت موجود به ایجاد شرایطی متعادل که هر دوی ملاحظة محیط زیستی و اقتصادی را در بر گیرد، بپردازند.
2. سرمایه طبیعی
مفهوم سرمایة طبیعی بیانگر جنبة مادی عالم نظریه‌پردازی از پایداری است. سرمایة طبیعی بازنمای داراییهای منابع طبیعی و محیط زیستی از توسعه و حفاظت از آنها است. بر اساس این بعد اقدامات و فعالیت‌های توسعة پایدار از حفاظت مستمر از سرمایة طبیعی برای حفظ منافع نسلهای آینده حمایت می‏کند. بنابراین تاراج اندوخته‌های آبی کشور در زیرزمین به بهانة خودکفایی در کشاورزی آشکارا می‌تواند نافی این بعد از توسعة پایدار باشد.
3. روشهای محیط زیستی
مفهوم شکل و روش اکولوژیکی نمایانگر اشکال و روشهای متناسب محیط‌زیست از فضاها و جوامع شهری و روستایی است. این مفهوم بیانگر شکل فضایی مطلوب از زیستگاه انسانی شامل شهرها، روستاها و مناطق پیرامونی است. هدف طراحی پایدار ایجاد اشکال و روشهای بوم‌شناختی است که از لحاظ مصرف انرژی کارآیی داشته و برای یک زندگی بلندمدت طراحی شده باشند. افزون بر آن، اصول مشترک آنها از طریق عبارت و نظریة متراکم‌سازی «زمان، فضا و انرژی» قابل بیان است که مستلزم کاهشها و صرفه‌جویی در زمان و فضا برای کاهش مصرف انرژی است.
4. عدالت و برابری
مفهوم برابری و عدالت بیانگر بُعد اجتماعی توسعة پایدار است و در بر گیرندة مفاهیم مختلف نظیر عدالت اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی، کیفیت زندگی، آزادی، دموکراسی، مشارکت و توانمندسازی است. در دیدی وسیع، پایداری به عنوان برابری توزیع‌شده در رابطه با به اشتراک گذاشتن و تسهیم ظرفیت‏ها برای رفاه بین نسل‌های حاضر و آیندة انسانی تعریف می‏شود.
5. مدیریت تلفیقی
مفهوم مدیریت تلفیقی بیانگر دیدگاهی کل‌نگر از جنبههای توسعة اجتماعی، رشد اقتصادی و حفاظت محیط‌زیست است. بر اساس نظریات پایداری، تلفیق ملاحظات محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی در برنامه‌ریزی و مدیریت توسعة پایدار ضرورت دارد. اعتقاد بر این است که برای دستیابی به تلفیق بوم‌شناختی. (برای مثال حفاظت از ذخایر و دارایی‏های سرمایه طبیعی) باید رهیافت‌های کل‌نگر و تلفیقی را در مدیریت دنبال کرده و به کار گرفت. به طوری که همة دست‌اندرکاران نسبت به برنامه‌های توسعه‌ای حس مالکیت داشته و به آن متعهد باشند.
6. دستور کار جهانی
این مفهوم بیانگر بحث و تحلیلی نوین از محیط سیاسی جهانی است که نظریة پایداری را تجدید ساختار می‏کند. از اجلاس ریو به بعد این بحث فراتر از بعد بوم‌شناختی و محیط زیستی صرف، در بر گیرندة مسائل مختلف بین‌المللی مانند امنیت، صلح، دادوستد، میراث فرهنگی، گرسنگی، سرپناه، آزادی زنان، بیودموکراسی (زیست سالاری) و سایر خدمات اساسی توسعه است. با این وجود این مفهوم، مناقشههای سیاسی ژرفی را بین کشورهای شمال و جنوب سبب شده، جایی که شمالی‏ها اعتقاد دارند: بدون پایداری، توسعه امکان‌پذیر نیست و کشورهای جنوب میگویند بدون توسعه، پایداری امکان‌پذیر نیست.
7. مفهوم شهر آرمانی
مفهوم شهر آرمانی بیانگر چشم‌انداز مناسب برای زیستگاه‌های انسانی مبتنی بر توسعة پایدار است. به طور کلی چنین دیدگاه آرمان‏گرایانه، یک جامعة متعالی را که عدالت در آن حاکم است، مردم خرسند و راضی هستند، هماهنگ با محیط‌زیست خود زندگی و ترقی می‏کنند و زندگی آنها با آرامش و بدون کمبود و بحرانی پیش میرود، به تصویر میکشد. شهر آرمانی فراتر از ملاحظات محیط زیستی پایداری، به هماهنگی بین ابعاد اجتماعی، سیاسی مانند وحدت و انسجام، معنویات و تخصیص برابر منابع توجه دارد.


ابعاد مفهومی و اجرایی توسعه پایدار

نتیجه‌گیری:
شاید آن‌قدرها مهم نباشد که بدانیم، بدون توسعه، پایداری امکان‌پذیر است؟ یا بدون پایداری، توسعه! اما این بسیار مهم است که بدانیم کشور و نظامی می‌تواند ادعای حرکت در مسیر توسعة پایدار را بکند که بتواند علاوه بر آفرینش فرصت‌های برابر شغلی، برای همة شهروندانش فارغ از نژاد و رنگ پوست و قومیت و مذهب یک گام پیشتر رفته و بر بنیاد آموزة زیست‌سالاری بکوشد تا از امکان حیاتی درخور برای همة زیستمندان ساکن در قلمرو حکومتی‌اش حراست کند. به مفهومی ساده‌تر، پاسداری از زیگونگی یا تنوع زیستی، هم در حوزة فرهنگی و هم در حوزة طبیعی می‌تواند به پایداری حکمرانی مطلوب برای هر دولتی کمک کند. بررسی رتبة کشورها بر اساس شاخص سرزمین شاد (HPI) ، از سال 2006 به این سو، از همین دریافت سرچشمه می‌گیرد؛ شاخصی که در آن، هنوز جایگاه ایران (رتبة 77) از کشورهای ثروتمندی چون ایالات متحدة آمریکا (105)، روسیه (122) و قطر (149) به مراتب بالاتر است و یادمان باشد که شاید نخستین انسان فرزانه‌ای که بیش از یک‌هزار سال پیش از، ضرورت احترام به بیودموکراسی سخن گفت، فردوسی بزرگ بود:
سیاه‌اندرون باشد و سنگدل
که خواهد که موری شود تنگدل

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
متون سیاستی منتشر شده در شمس، بیانگر دیدگاه نویسندگان بوده و لزوما نظر این شبکه نیست.

نظرات

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.